فهـرست تفصيلي كتـاب

  1. فهـرست تفصيلي كتـاب
  2. مقدمه در مورد واجبات دين
  3. محارم نسبي در ايات قران سوره نور ايه 31 وايه 23 نساء و ايه 55 احزاب
  4. محارم نسبي در احكام
  5. جدول محارم نسبي
  6. آيا مردي كه مي ميرد همسرش به او نا محرم است ؟
  7. آيا عموي ناتني به انسان محرم است
  8. محارم سببي در ايات سوره نور ايه 31 و ايه 55 احزاب
  9. محارم سببي در احكام
  10. جدول محارم سببي
  11. سؤالات محارم سببي
  12. محارم رضاعي در ايات سوره قصص 12 وايه 2 حج و ايه 6 طلاق و ايه 23 نساء
  13. فلسفه تحريم محارم رضاعي
  14. محارم رضاعي در روايات
  15. محارم رضاعي در احكام
  16. شرايط شير دادني كه علت محرم شدن است
  17. شير دادني كه علت محرم شدن است دو چيز است
  18. طوايف هفتگانه اي كه از جهت رضاعي به انسان محرم مي شوند
  19. محارم رضاعي در داستانها
  20. مستحب است اين افراد را شير ندهند
  21. شير مادر
  22. شير دادن نوزاد
  23. دستور دايه گرفتن در روايات
  24. شير خوردن حضرت موسي(عليه‌السلام)
  25. داستان شير خوردن پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله وسلم )
  26. داستان عالم‌ فرزانه مرحوم حاج ملا عباس تربتي
  27. داستان شير خوردن شيخ انصاري
  28. داستان شير خوردن نمرود 
  29. داستان شير خوردن  حجاج
  30. داستان شير خوردن بخت النصر
  31. حرام بودن ازدواج با محارم نسبي در ايات سوره نساء23
  32. حرام بودن ازدواج با محارم در احكام
  33. راههـاي محرم شدن
  34. ازدواج دائم در ايات و روايات و احكام
  35. ازدواج موقت در ايات و روايات و احكام
  36. چگونه مي‌توان‌ با فرزند خوانده محرم شد
  37. راههاي ايجاد محرميت بين پسر و مادر خوانده
  38. راههاي ايجاد محرميت بين دختر و پدر خوانده
  39. سئوالات در مورد محرميت
  40. راه محرميت زن برادر بر برادر شوهر
  41. بحث علمي (راههاي محرميت)
  42. دامي براي فرار از حرمت ابدي حاصل از ازدواج
  43. نامحرم در آيات قرآن
  44. نامحرم‌ در آيات قرآن
  45. حدود حجاب
  46. شعر در مورد حجاب
  47. حجاب
  48. بد حجابي
  49. پوشش چادر مشكي
  50. سؤالات در مورد حجاب
  51. معاينه بيمار توسط غير‌هم‌جنس
  52. نگاه كردن به زن نامحرم
  53. نگاه كردن به عكس نامحرم
  54. زينت و آرامش
  55. نگاه كردن به عكس و فيلم نامحرم
  56. دست دادن
  57. صحبت كردن
  58. شوخي نمودن
  59. تماس داشتن
  60. چگونگي برخورد زنان با نامحرمان
  61. مراجعه مردان به پزشك زن از نظر شرعي
  62. رد و بدل كردن حرفهاي محركه توسط نامحرم
  63. لزوم پوشاندن زينت از نامحرم
  64. حضور بي‌جهت زنان در معرض نامحرمان
  65. پوشاندن صورت دستها از نامحرم
  66. فيلم‌برداري زن از مجالس عروسي

فهـرست اجمالي  كتـاب

مقدمـه 1- استدلال آيات وروايات بر محرم بودن اقوام نسبي كه شامل پدر ومادر و.....وفتواهاي مراجع 2- استدلال آيات و روايات بر محرم بودن اقوام سببي كه شامل عروس و داماد و ....و فتواهاي مراجع 3- استدلال ايات و روايات بر محرم بودن اقوام رضاعي كه شامل مادر رضاعي و...وفتواهاي مراجع 4-استدلال آيات و روايات بر حرام بودن ازدواج با محارم نسبي و سببي و رضاعي و چند گروه ديگر  5- استدلال آيات و روايات بر حرام نبودن ازدواج با اين افراد و بلكه تاكيد بر آن 6- استدلال آيات و روايات بر حرام بودن نگاه به نا محرم ـ د ست دادن به نا محرم ـ صحبت با نا محرم شوخي با نامحرم وفتواهاي مراجع 7- راههاي محرم شدن ـ ازدواج دائم وموقت ـ شير خوردن و فتواهاي مراجع

 

مقدمـه

مقدمـه   درآيات قران مساله محرم و نامحرم به عنوان يكي از مهمترين اركان يك جامعه سالم معرفي شده است لذا با توجه به اينكه سوالات زيادي در سفرهاي تبليغي در مورد محارم  مي شد بر آن شدم تا اين موضوع را براي جامعه اسلامي كه مقيد به احكام اسلامي هستند بررسي نمايم، تا با عمل به واجبات، دين را بيشتر ياري نمائيم حوادث طبیعی و غیر طبیعی، همانند زلزله ها، جنگ ها، بیماری ها، طونان های سخت وحشتناک و مانند آن عوارض نا مطلوب مختلفی بر جوامع انسانی می گذارد. که یکی از آن ها معضل فرزندان بی سرپرست است. فرزندانی که پدر و مادر خود را در آن حوادث از دست داده و غم مهر و محبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده را بر دل دارند. کودکان معصوم و پاکی که نگاه معصومانه آنان همچون کتابی قطور حاوی مطالب فراوان و مهمی است که تنها برخی توفیق مطالعات آن را دارند. از سوی دیگر زوجین متعددی وجود دارند که به علل مختلف از نعمت  بی بدیل فرزند محروم هستند و خداوند حکیم آن ها را با بچه دار نشدن آزمایش می کند. که در سوره شوری می فرمایند: « لله ملک السماوات و الارض یخلق ما یشاء یهب لمن یشاء انثا و یهب لمن یشاء الذکور 49 او یزوجهم ذکراناً و انثاء یجعل من یشا عقیماً انه علیم قدیر 50 مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آن خداست هر چه را بخواهدی می آفریند به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس بخواهد پسر یا ( اگر بخواهد ) پسر و دختر – هر دو – را برا آن جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد زیرا که او دانا و قادر است. و زن و شوهرهایی که دیدن هر نوزاد داغ دل آنها را تازه و آه حسرت را بی اختیار از نهاد آن ها بلند و قطرات اشک را بر گوشه چشمانشان جاری می سازد. برخی از این زوجین به جای آه و افسوس و حسرت و هدر دادن نیروی خود و با هدف پر کردن این خلاء زندگی مشترک که گاه منجر به جدایی و طلاق می گردد به سرغ فرزندان بی سرپرست رفته و آن ها را به فرزندی قبول می کنند تا هم غم فقدان پدر و مادر و کمبود عشق و محبت را از قلب پاک و کوچک آن کودکان معصوم بیرون کنند و هم خود را از تنهایی در آورند و سکوت خسته کننده محیط زندگی مشترک خویش را با گریه ها و خنده های چنان فرزندانی بشکنند. اما مشکلی که معمولا زوجین مومن را رنج می دهد و در پاره ای از موارد آن ها را از پذیرش چنین فرزندانی منصرف می کند مشکل محرمیت است زیرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آینده با زن خانه مشکل محرمیت خواهد داشت لذا برای حل این مشکل چاره هایی اندیشیده شده که امیدوارم در کنار مکتب اسلام و با عمل به دستورات آن بتوانیم زندگی قرآنی و سالم داشته باشیم. چرا كه اين جملات را با غم وغصه فراوان مي نويسم كه در جامعه اسلامي از واجبات فراموش نموده ايم و بررسيهاي فراواني نشان مي دهد كه با عمل به مستحبات وخرافات باعث عقب ماندن از كاروان اسلام و اسلام ناب  محمدي شده ايم كه به تعبير امام (ره) اسلام امريكائي،  آيا اسلامي كه آنها برنامه ريزي نموده اند و از طريق رسانه هاي گروهي اعم از اينترنت و ماهواره و مجله براي ما بيان مي كنند هنوز در برخي افراد تأثير نگذاشته است از زبان حضرت علي(ع) كه پدر اين امت مي باشد( در كتاب شريف نهج البلاغه كه ما آن جملات را به عنوان يك شيعه بايد سر لوحه كار خودمان قرار دهيم)     در حكمت 39  امده است كه ميفرمايند «وقال علي عليه السلام» لا قربة بالنوافل اذا  اضرت بالفرائض » عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي‌گرداند اگر به واجب زيان رساند و در حكمت 279 مي فرمايند «اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها » هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد . لذا بارها ديده ايم كه مردم جامعه ما چه زن چه مرد براي ديگران يا همسايه‌هاي خود بيشتر احترام و روابط رفت و آمد دارند تا با محرم هاي خودشان با وجود اين كه در اسلام نسبت به همسايه داري و... سفارش شده است اما نه اينكه با سفارشات اسلام از واجبات كه صله رحم است جداشويم به عنوان مثال دختر شما كه با دائي و عمو وپدر بزرگ  و... محرم است اگر با آنها ارتباط داشته باشد و مشكلات خود را بپرسد از نظر شخصيتي كامل شده و از ارتباط نادرست بي‌نياز ميشود چرا كه همه افراد اعم از زن ومرد دوست دارند عقايد ونظرات خود را براي ديگران بيان نمايند و از فكر آنان استفاده كنند ( در اين قسمت اجازه بدهيد مثالي از روان شناسي لباس بزنم تمام روان شناسان بر اين عقيده‌اند كه اگر پسر شما يك لباس انتخاب كند و آن را بپوشد و به ميان دوستان برود ودر برخورد اوليه او را مسخره نمايند او ديگر اين لباس را نخواهد پوشيد ) پس همه ما يا با دوستان زمان تحصيل ارتباط داريم يا همكاران خود يا اقوام كه بهترين ارتباط از نظر دين كه اولويت مي دهد اول ارتباط با اقوام نسبي بعد سببي بعد رضاعي بعد همسايگان و ... لذا با توجه به اينكه سعي نموده‌ام احكام دين را از متخصصين آن سؤال نمايم در تمام برخوردهايي كه با مراجع بزرگوار داشته‌ام به عنوان نصيحت فرموداند دين عبارت است از «انجام واجبات و ترك محرمات » لذا خواهش مي‌كنم از چند گروه: اول از مبلغان دين كه دست همه آنها را مي بوسم تا مي توانيد ببينيد اين مطلب جزء واجبات است يا محرمات دوم از مردم اگر مي خواهيد زندگي سالم داشته باشيد به واجبات بپردازيد و در اينجا به همه عزيزاني كه مايل هستند با فهرستي از واجبات و محرمات آشنا شوند دعوت ميكنم كتاب ( واجبات در اسلام ) تأليف حضرت آيت‌الله مشكيني را مطالعه نمايند تا با واجبات و محرمات دراسلام آشنا شوند

1ـ محارم نسبي در آيـات

محارم‌ سببي : درآيه 23 سوره نساء:

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌ في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايد:

 حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ
و بنات الاخت

(مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان بر شما حرام شده اند) براي ازدواج = پس محرم شما هستند.  

   حرمت عليكم امهاتكم  «مادران شما» .   

1ـ بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه زنيكه نسب آدمي به آنان از راه ولادت متصل ميشود . ( با واسطه ) مانند  جده و مادر جده و مادر پدر( مادر بزرگ پدري )   ومادر مادر (مادر بزرگ مادري ) و مانند آنها را شامل مي شود (پدر‌ ناتني) يا‌ (مادر‌ ناتني)

  2ـ بناتكم  «دختران شما »  همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر
بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر دختر پس ( هر دختري كه تولد خودش و يا پدر و مادرش ويا تولد جد  و جده اش از ما باشد ) ( دختر‌ناتني) يا (پسر‌ناتني)

3ـ اخواتكم «خواهران شما »

 خواهران  دختر ان و زناني كه نسبشان از جهت ولادت متصل به ما باشد

( به اين معني كه تولدشان از پدر و مادر ما باشد )

ويا تنها از پدر ما باشد ....هر چند مادرش مادر ما نباشد ( خواهر‌ ناتني‌ ـ برادر‌ ناتني)

وياتنها از مادر ما باشد ...هر چند پدرش پدر ما نباشد

4ـ عماتكم «عمه هاي شما »

عمه ها:خواهر پدر وخواهر جد چه اين كه اين خواهر وبرادر آن پدر يا آن مادر باشد

يا اين كه تنها از پدر باشد

ويا اين كه تنها از مادر باشد ( عمه ناتني)

5ـ وخالاتكم «خاله‌هاي شما»

خاله ها : زني كه با مادر ما يا با جده ما از يك پدر ومادر متولد شده باشند

يا تنها از يك پدر ويا تنها از يك مادر به دنيا آمده باشند : ( خاله‌ناتني) و بنات الاخ
و بنات الاخت

6ـ و7-«دختران برادر و دختران خواهر »

دختران برادر : دختر برادر : كه ان دو منحصر در برادر وخواهر پدر ومادري نيستند

بلكه دختر برادر ودختر خواهري كه تنها از پدر يا تنها ازمادر ما باشند برادر زاده
و خواهرزاده‌اند.

 پيام آيه   در اين آيه  (23 نساء)‌ گروه‌هايي‌ از زنان‌ كه به انسان‌ محرمند‌ و ازدواج
با آنان‌ حرام است

ـ تحريم‌ ازدواج با محارم‌ در اديان‌ پيشين‌ نيز بوده است

ـ ازدواج‌ با غير محارم‌ ، عامل گسترش‌ ارتباط‌ خانواده‌ها است

ـ اختيار‌ حرام و حلال‌ كردن همه چيز‌ (مأكولات، مشروبات، معاملات و منكوحات‌
و
…) تنها براي خداست.‌ (حرمت‌ عليكم)

و منظور از اينكه‌ فرمود: حرام شده‌ است بر شما‌ مادران‌ و دختران و … اين‌ است
كه‌ ازدواج‌ شما با آنها حرام شده چون‌ بطور‌كلي‌ وقتي اينگونه‌ تعبيرها‌ را در قرآن مي‌بينم‌ مناسبت‌ حكم با موضوعش‌ معلوم‌ مي‌سازد كه‌ موضوع حكم‌ چيست در آيه مورد
بحث‌ مي‌دانيم كه موضوع حرمت‌ خوردن‌ مادر و دختر و
… نيست چون كسي‌ چنين‌ كاري را‌ نمي‌كند‌ تا اسلام‌ آن را حرام‌ كند همچنان‌ كه در آيه ( حرمت‌ عليكم‌ الميته‌ و الدم…)
با اين كه موضوع‌ حرمت را نام نبرده از مناسبت‌ حكم با موضوع مي‌فهميم‌ موضوع حرمت‌ خوردن‌ مينه‌ و خون است‌ و در آيه شريفه‌ ( فانما‌ محرمه‌ عليهم) كه از همين‌ راه مي‌فهميم‌ منظور سكونت‌ گزيدن‌ در آن زمين است‌ و اين نوع‌ تعبيرها‌ را مجاز‌ عقلي‌ مي‌نامند‌ براي اينكه‌ مي‌دانيم‌ اين استثنا‌ استثناي از عمل‌ هم خوابگي‌ است نه از علقه‌ زوجيت و ازدواج‌
كه بيانش‌ به زودي‌ مي‌آيد و همچنين‌ با جمله ( ان‌ تبتغوا‌ با موالكم‌ محصنين‌ غير مسافحين) به بياني‌ كه آن نيز به زودي‌ مي‌آيد.

پس حق‌ اين است‌ كه موضوع‌ حكم حرمت‌ كه در آيه ذكر‌ نشده‌ و در تقدير‌ گرفته شده‌ است علقه‌ نكاح نيست‌ بلكه كلمه‌ ( و طي) و يا كلماتي‌ ديگر كه مفيد‌ معناي آن است چون عادت قرآن همين‌ است كه عفت‌ كلام را رعايت كند.

و اگر در آيه مورد بحث‌ خطاب‌ را متوجه‌ مخصوص‌ مردان نموده، فرموده بر شما‌ مردان حرام شده است‌ مادران‌ و دخترانتان‌ و… با اينكه ممكن بود‌ همين خطاب را متوجه زنان‌ نموده بفرمايد: بر شما زنان‌ حرام است‌ كه به فرزندان‌ و پدرانتان‌ شوهر‌ كنيد‌ و يا بطور كلي‌ و بدون خطاب‌ بفرمايد بين زن‌ و فرزندش‌ و پدرش‌ نكاح نيست‌ براي اين‌ بوده كه  به آن بياني‌ كه در تفسير‌ آيه شريفه (الرجال‌ قوامون‌ علي‌النساء (نساء 34) گذشت‌ خواستگاري
و اقدام به ازدواج و توليد نسل‌ برحسب‌ طبع‌ كار مردان‌ است و تنها مردان‌ هستند
(و نر هر حيواني‌ است كه به طلب‌ جفت مي‌روند( و تا‌كنون ديده‌ نشده كه ماده از حيواني‌ به طلب‌ نر برود و يا زني‌ براي انتخاب‌ شوهر اين خانه‌ و آن خانه‌ را بكوبد)

و اما اينكه‌ خطاب‌ را در آيه‌ متوجه‌ جمع كرده و فرموده ( عليكم‌ بر شما ) و نيز  حرمت‌ را متعلق‌ به جمع‌ از هر هفت‌ طايفه كرده و فرموده‌ (مادرانتان‌ و دخترانتان و…) براي
اين بوده كه كلام استغراق در توزيع‌ را برساند‌ ( ساده‌تر بگويم‌ شامل‌ همه‌ از مردان شما حرام‌ شده ازدواج با مادرش‌ و دخترش‌
… چون تحريم‌ عموم افراد هفت طايفه‌ بر عموم‌ مردان معنا‌ ندارد‌ و همچنين‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد‌ هفت‌ طايفه‌ از يك نفر‌ها بر همه‌ يك نفرها سخني‌ تحريم‌ تمامي‌ افراد هفت‌ طايفه از يك نفر‌ها بر همه يك‌ نفرها سخني‌ بي‌معنا است‌ چون اگر‌ فرضاً مادر و دختر و خواهر‌ و عمه و خاله‌ برادر و دختر‌ خواهر من‌ بر تمامي‌ يك نفرهاي‌ مسلمانان‌ حرام باشد معنايش‌ اين است‌ كه پس در‌ اسلام‌ اصلاً ازدواج‌ حرام است‌ چون هر مسلماني‌ هر زني را كه بگيرد‌ يا مادر كسي است‌ يا دختر كسي‌ و بنابراين‌ برگشت‌ معناي‌ آيه (همانطور‌ كه گفتيم‌) به اين است‌ كه بر هر فرد‌ از مردان‌ مسلمان‌ حرام است‌
كه با مادر‌ و دختر‌ و خواهر و
… خودش‌ ازدواج كند.[1]

بحث علمي : را بطه  نسب‌ و خويشاوندي‌ يعني همان‌ رابطه‌اي‌ كه يك فرد‌ از انسان‌
را از جهت‌ ولادت‌ و اشتراك‌ در رحم به فرد ديگر مرتبط‌ مي‌سازد.‌ اصل و ريشه‌ رابطه‌ طبيعي‌ و تكويني‌ در پيدايش شعئب‌ و قبائل است و همين‌ است‌ كه صفات‌ و خصال‌ نوشته شده در خونها را با خون‌ به هر‌چه كه او برود مي‌برده مبدا آداب و رسوم‌ و سنن‌ قومي‌ هم همين‌ است اين رابطه‌ است كه وقتي با‌ ساير عوامل‌ و اسباب‌ موثر مخلوط‌ مي‌شود ان آداب و رسوم‌ را پديد مي‌آورد.

و مجتمعات‌ بشري‌ چه مترقيش‌ و چه عقب‌ مانده‌اش‌ يك نوع‌ اعتنا‌ به اين رابطه‌ دارند‌ كه اين اعتنا‌ در بررسي‌ سنن و قوانين اجتماعي في‌الجمله‌ مشهود است‌ نظير‌ قوانين‌ نكاح وارث‌ و امثال آن دخل‌ و تصرف‌ نموده زماني‌ آن را توسعه مي‌دهند‌ و زماني ديگر‌
تنگ‌ مي‌كنند تا ببيني‌ مصلحتش‌ كه خاص‌ مجتمع او است چه اقتضا‌ كند.‌ همچنان‌
كه در مباحث‌ گذشته‌ از نظر شما‌ گذشت و گفتيم‌ غالب‌ انتهاي سابق‌ از يكسو‌ اصلاً براي‌ زن قرابت‌ رسمي‌ قائل‌ نبودند‌ و از سوي‌ ديگر براي‌ پسر خوانده قرابت‌ قائل‌ مي‌شدند
و فرزندي‌ را كه از ديگران‌ متولد شده‌ به خود ملحق‌ مي‌كردند همچنانكه‌ در اسلام نيز
اين‌ دخل‌ و تصرف‌ها را مي‌بينيم‌ قرابت‌ بين مسلمان‌ و كافر محارب‌ را از بين برده‌ شخص
را كافر است فرزند پدرش‌ نمي‌داند كه ارث‌ پدر را به او نمي‌دهد و نيز پسر فرزندي‌
را منحصر‌ در بستر‌ زناشوئي‌ كرده فرزندي‌ را كه از نطفه‌ مردي از راه‌ زنا‌ متولد‌ شده فرزند آن مرد نمي‌داند و از اين‌ قبيل‌ تصرفات‌ ديگر ، و از آنجا‌يي كه اسلام‌ بر خلاف‌ جوامعي‌
كه بدان‌ اشاره شد‌ براي زنان‌ قرابت‌ قائل‌ است و بدان جهت‌ كه آنان‌ را شركت تمام‌
در اموال‌ و حريت‌ كامل‌ در اراده و عمل‌ داده‌ كه توضيح‌ آن را در مباحث‌ گذشته‌ شنيدي‌ در نتيجه‌ پسر و دختر‌ خانواده‌ در يك درجه‌ از قرابت‌ و رحم‌ رسمي‌ قرارگرفتند
و نيز پدر و مادر و برادر‌ و خواهر و جد و جده‌ و عمو و عمه و دائي‌ و خاله‌ به يك جور‌
و به يك‌ درجه‌ خويشاوند شدند و خود به خود‌ رشته خويشاوندي‌ و عمود نسب از ناحيه‌ دختران‌ و پسران نيز‌ به درجه‌اي مساوي‌ پائين‌ آمد يعني همانطور‌ كه پسر پسر، پسر انسان بود، پسر دختر‌ نيز پسر انسان‌ شد‌ و همچنين‌ هرچه‌ پائين‌تر‌ رود يعني‌ نوه‌ پسر انسان‌ با نوه دختر‌ دختر انسان‌ به يك درجه‌ با انسان‌ مرتبط‌ شدند‌ و همچنين‌ در دختران‌ يعني‌ دختر‌ پسر و دختر دختر آدمي‌ به طور مساوي دو دختر آدمي‌ شدند و همچنين‌ در دختران‌ يعني دختر‌ پسر و دختر دختر‌ ‎آدمي‌ به طور مساوي‌ دو دختر آدمي‌ شدند‌ و احكام‌ نكاح‌ وارث‌ نيز به همين‌ منوال جاري‌ شد (يعني‌ همانطور‌ كه فرزندان‌ طبقه اول‌ آدمي‌ دختر و پسرش‌ ارث مي‌برند‌ ‌‌ فرزندان‌ طبقه‌ دومش‌ نيز ارث مي‌برند و همانطور‌ كه ازدواج‌ با دختر حرام شد ازدواج‌ با دختر دختر‌ نيز حرام‌ شد) و مادر سابق‌ گفتيم‌ كه آيه تحريم‌ كه مي‌‏فرمايد‌
( حرمت‌ عليكم‌ امهاتكم بناتكم) بر اين معنا‌ دلالت دارد‌ وليكن‌ متأسفانه‌ دانشمندان‌ اسلامي گذشته ما در اين مسأله‌ و نظاير‌ آن كه مسائلي‌ اجتماعي‌ و حقوقي‌ است‌ كوتاهي‌ كرده‌اند و خيال‌ كرده‌اند‌ صرفاً مساله‌اي‌ لغوي‌ است به مراجعه‌ و ارجاع‌ به لغت‌ خود
را راحت‌ مي‌كردند‌ و گاهي بر سر معناي‌ لغوي‌ نزاعشان‌ شديد مي‌شد. عده‌اي معناي‌ مثلاً كلمه‌ ( ابن) را توسعه‌ مي‌دادند و بعضي‌ ديگر آنرا‌ تنگ‌ مي‌گرفتند‌ در حالي‌ كه همه‌
 آن حرفها‌ از اصلي‌ خطا بود.

و لذا مي‌بينيم‌ بعضي از آن‌ علما‌ گفته‌اند: آنچه ما از لغت‌ در معناي‌ نبوت‌ ( پسر‌ بودن) مي‌فهميم‌ اين است‌ كه بايد از نسل‌ پسر ما متولد‌ شده باشد.‌ اگر پسري‌ از دختر‌ ما‌
و يا از دختر‌زاده‌ ما متولد‌ شده باشد‌ از نظر لغت‌ پسر ما نيست‌ و از ناحيه دختر‌ ما هرچه‌ متولد‌ شود ( چه پسر‌ و چه دختر) ملحق‌ به پدرخودشان‌ يعني‌ داماد‌ ما مي‌شوند،
نه به‌ ما كه جد آنها‌ هستيم‌ عرب جد امي را پدر جد نمي‌داند و دختر‌ زادگان‌ را فرزندان
آن‌ جد نمي‌شمارد‌ و اما اينكه‌ رسول‌ خدا (صلي‌الله عليه و آله)درباره‌ حسن
و حسين‌ (عليها‌السلام) فرمود: اين دو فرزند‌ من امام‌ امتند‌ چه قيام كنند‌ و چه قيام‌ نكمند‌ و نيز در مواردي‌ ديگر آن دو جناب‌ را پسران خود خوانده از باب‌ احترام‌ و تشريف‌ بوده
نه اينكه به راستي‌ دختر‌زادگان‌ آن جناب‌ فرزندان‌ او باشند.

و اين شخص‌ طريق‌ بحث‌ را گم‌ كرده‌ خيال‌ كرده بحث در مورد پدر فرزندي‌
صرفاً بحثي‌ لغوي است.

تا اگر عرب‌ لفظ‌ (ابن) را براي معنايي‌ وضع كرد‌ كه شامل‌ پسر دختر‌ هم بشود‌ آن‌ وقت‌ نتيجه‌ بحث‌ طوري ديگر شود غفلت‌ كرده از اينكه آثار و احكامي‌ كه در مجتمعات‌ مختلف‌ بشري‌ نه تنها‌ در عرب‌ بر مسأله‌ پدري‌ و فرزندي و امثال‌ آن مترتب‌ مي‌شود تابع
 لغات‌ نيست‌ بلكه تابع‌ نوعي‌ بنيه‌ مجتمع‌ و سنني‌ داير در آن است‌ كه چه بسا‌ اين احكام در اثر دگرگوني‌ سنن‌ و آداب‌ دگرگون‌ شود در حاليكه‌ اصل لغت‌ به حال‌ خود باقي‌ بماند
 و اين خود كاشف‌ آن است‌ كه بحث‌ يك يحث اجتماعي‌ است و يا به يك بحث‌ اجتماعي‌ منتهي‌ مي‌شود و صرفاً بحثي لفظي و لغوي نيست.

و اما اينكه‌ گفت‌ پسران‌ به پدران‌  خود ملحقند‌ و به پدر مادرشان‌ ملحق‌ نمي‌شوند
بنابر اينكه‌ آن هم مسأله‌اي‌ لفظي‌ و لغوي‌ نباشد‌ از فروع‌ نسب نيست‌ تا نتيجه‌اش‌ اين باشد
كه‌ نسبي‌ بين پسر و دختر‌ با مادر قطع‌ شود بلكه‌ از فروع‌ قيومت‌ مردان بر خانه‌
و خانواده است‌ چون هزينه‌ زندگي و تربيت‌ فرزندان‌ با مرد است « از اين‌ رو دختر مادام‌
 كه در خانه پدر‌ تحت‌ قيومت‌ پدر است‌ و وقتي‌ به خانه شوهر رفت‌ تحت قيومت‌
 او قرار مي‌گيرد‌ و وقتي‌ خود او تحت‌ قيومت‌ شوهر است‌ فرزنداني‌ هم كه مي‌آورد تحت قيومت‌ شوهر او خواهند بود‌ پس ملحق شدن‌ فرزند به پدر  از اين‌ بابت است‌ نه اينكه‌
با مادرش‌ هيچ خويشاوندي و رابطه نسبي‌ نداشته باشد.»

و سخن كوتاه‌ اينكه‌ همانطور‌ كه پدر رابطه‌ نسبي‌ را به پسر و دختر‌ منتقل‌ مي‌كند‌ مادر نيز‌ منتقل‌ مي‌كند و يكي از آثار‌ روشن اين انتقال‌ در قانون اسلام مسأله‌ ارث‌ و حرمت نكاح‌ است ( يعني‌ اگر من‌ به جز‌ يك نبيره‌ دختري اولادي و وارثي نداشته باشم‌ او ارث‌
 مرا مي‌برد‌ و اگر او دختر‌ باشد‌ به من كه جد مادري‌ او هستم‌ محرم است) بله در اين بين احكام و مسائل ديگري‌  هست كه البته ملاك‌هاي‌ خاصي‌ دارد

مانند ملحق‌ شدن فرزند و مسأله‌ نفقه‌ و مسأله‌ سهم‌ خويشاوندان‌ رسول‌
خدا (ص) از خمس‌ كه هريك از اينها تابع ملاك و معيار‌ خاص‌ به خودش است

در آيه 31 نور

آيه 31 نور : وقل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن ا‌و ابائهن او اباء بعولتهن  اوابنائهن او ابناءبعولتهن  او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابين غير اولي اربعه  من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء  ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايه المومنون لعلكم تفلحون .

ترجمه :

(و به زنان‌ با ايمان‌ بگو: از بعضي‌ نگاه‌هاي‌ خود ( نگاه‌هاي غير‌مجاز) چشم‌پوشي‌ كنند
و دامن‌هاي خود را حفظ‌ نمايند‌ و جز‌آنچه‌ ( به طور‌ طبيعي) ظاهر است‌ زينت‌هاي‌ خود
را آشكار‌ نكنند‌ و بايد روسري‌ خود را برگردن‌ خود بيفكنند‌( تا‌ علاوه بر سر، گردن
و سينه‌ي آنان نيز‌ پوشيده باشد) و زينت‌ خود را ظاهر‌ نكنند‌ جز براي‌ الا‌ ليعولتهن‌
…
او‌ بني‌ اوخواتهن‌) كلمه‌ بعوله‌ به معناي‌ شوهران‌ است و طوايف‌ هفتگانه‌اي‌ كه قرآن از آنها نام‌ برده محرم‌هاي‌ نسبي‌ و سببي‌ هستند‌ و اجداد‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم پدران‌ ايشان‌
و نوه‌هاي‌ شوهران‌ حكمشان‌ حكم‌ فرزندان‌ ايشان است.)

و يا اينكه‌ فرمود: ( نسائهن‌) و زنان‌ را اضافه كرد به ضمير‌ زنان‌ براي اشاره‌
به اين معنا‌ بوده كه مراد‌ از نساء زنان‌ مؤمنين‌ است‌ كه جايز‌ نيست‌ خود را در برابر زنان‌ غير مومن‌ برهنه‌ كنند‌ از روايات‌ وارده‌ از ائمه‌ اهل‌بيت‌( عليهم‌السلام) هم‌ همين معنا
 استفاده‌ مي‌شود.

اطلاق‌ جمله‌ ( او ملكت‌ ايمانهن) هم شامل غلامان‌ مي‌شود و هم‌ كنيزان‌ و از‌ روايات‌ نيز اين‌ اطلاق‌ استفاده مي‌شود همچنان‌ كه به زودي‌ خواهد آمد و اين‌ جمله يكي‌
از‌ مواردي‌ است كه كلمه‌ ما در صاحبان‌ عقل استعمال‌ شده و در معناي‌ حاجت‌ است
و منظور‌ از اين حاجت‌ شهوتي‌ است كه مردان‌ را محتاج‌ به ازواج‌ مي‌كند و كلمه‌
(من‌الرجال) بيان تابعين‌ است.

و مراد از اين رجال‌ تابعين‌ افراد سفيه‌ و ابلمي‌ هستند‌ كه تحت‌ قيومت‌ ديگران‌ هستند‌
و شهوت‌ مردانگي‌ ندارند.

( او‌الطفل‌ الذين‌ لم‌ يظمروا‌ علي‌ عورات‌ النساء) الف‌ولام در الطفل‌ براي‌ استفراق‌ است‌
و كليت‌ را مي‌سازند‌ يعني‌ جماعت اطفالي‌ كه بر عور‌ تمامي‌ زنان‌ غلبه‌ نيافته‌اند يعني
آنچه‌ از امور زنان‌ كه مردان‌ از تصريح‌ به آن شرم‌ دارند اطفال‌ زشتي‌ آن را درك نمي‌كنند‌
و اين به طوري‌ كه ديگران‌ هم‌ گفته‌اند‌ كنايه‌ از حد بلوغ‌ است (ولا يضربن بار جلهن‌ ليعلم‌ مايخفين‌ من‌ زينتهن) پاها‌ي خود را محكم‌ به زمين‌ نزنند‌ تا صداي‌ زيور آلاتشان‌ از قبيل‌ خلخال‌ و گوشواره‌ و دستبند‌ به صدا در نيايد.

و تو بو‌الي‌ الله‌ جميعاً ايها‌المؤمنون‌ لعلكم‌ تفلحون) مراد از توبه‌ به طوري‌ كه از سياق‌
بر مي‌آيد بازگشت‌ به سوي‌ خداي تعالي‌ است به امتثال‌ اوامر‌ او و انتهاء از نواهيش‌
و خلاصه‌ پيروي‌ از راه و صراطش‌.[2]

در سوره احزاب ايه 55 -  مي فرمايد:

(لا جناح عليهن في ابائهن ولا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخواتهن ولا نسائهن 
 ولا ما ملكت ايمانهن )

 (بر همسران پيامبر گناهي نيست كه با پدران فرزندان برادران فرزندان وخواهران خود وزنان مسلمان وبرد گان خود بدون حجاب تماس داشته باشند )

و به تعبير ديگر محارم آنها كه منحصر در اين شش گروهند مستثني مي باشد
و اگر گفته شود افراد ديگري نيز جزء محارم هستند كه در اين شش گروه نامي از آنها به ميان نيامده مانند عمو ها و دايي‌ها در پاسخ بايد گفت: از آنجا كه قرآن فصاحت و بلاغت
را در عاليترين شكلش رعايت مي كند و يكي از اصول فصاحت اين است كه هيج كلمه اضافي در سخن نباشد لذا در اينجا از ذكر عموها ودائيها خود داري كرده چرا كه با ذكر فرزندان برادر و فرزندان خواهر محرميت عموها ودائيها روشن مي شود زيرا محرميت همواره دو جانبه است همانگونه كه فرزند برادر نسبت به انسان محرم است او هم نسبت
به فرزند برادرش محرم خواهد بود ( ومي دانيم چنين زني عمه محسوب مي شود) ونيز همان‌گونه كه فرزند خواهر بر او محرم است او نيز به فرزند خواهر محرم مي باشد
( ومي دانيم چنين زني خاله محسوب مي شود ) هنگامي كه عمه و خاله نسبت به پسر برادر و پسر خواهر محرم باشد عمو ودائي نيز نسبت به دختر برادر ودختر خواهر محرم خواهد بود (چرا كه ميان عمو و عمه ونيز دائي وخاله هيج تفاوتي نيست ) و اين يكي
از ريزه كاريهاي قرآن است ~(دقت كنيد)

ودر پايان آيه لحن سخن را از غايب به خطاب تغيير داده همسران پيامبر را مخاطب ساخته مي گويد تقوا را پيشه كنيد كه خداوند بر هر چيزي آگاه است وهيچ چيز
بر او مخفي و پنهان نيست ( واتقين الله ان الله كان علي كل شي شهيدا ) چه اينكه حجاب پرده ومانند اينها  همه وسائلي براي حفظ از گناه بيش نيست ريشه اصلي همان تقوا است كه اگر نباشد حتي اين وسائل نيز سودي نخواهد بخشيد ذكر اين نكته نيز در اينجا لازم به نظر مي رسد كه نسائهن ( زنان آنها) اشاره به زنان هم كيش و مسلمان است
زيرا همان‌گونه كه در تفسير سوره نور گفتيم براي زنان مسلمان شايسته نيست كه در برابر زنان غير مسلمان بدون پوشش باشند چرا كه آنها ممكن است مطالب را براي شوهر انشان توصيف كنند واما جمله او ما ملكت ايمانهن همان‌گونه كه در تفسير سوره نور نيز گفتيم مفهوم وسيعي دارد هم كنيزان را شامل مي‌شود وهم غلا مان را اما طبق بعضي از روايات اسلامي اختصاص به كنيزان دارد و بنابراين ذكر آنها بعد از ذكر زنان به طور كلي ممكن است از اين نظر باشد كه كنيزان غير مسلمان را نيز شامل مي شود.دقت كنيد)
(خلاصه زن بر هر مردي كه با ولادت به او انتساب پيداكند محرم است )



[1] - ( جلد4، ترجمه‌ الميزان417، 418).

 

[2] - ترحمه تفسير‌ الميزان ، ج 15، ص156، 157

محارم سببـي در آيـات  

(محارم سببي يعني يك سبب به نام ازدواج سبب محرميت شده است )

يعني زناني كه با خواستگارشان اشتراك در خون ندارند بلكه به خاطر وصلت و پيوند خويشاوندي با آنان مرتبط شده اند و اين محارم هفت طايفه اند كه شش طايفه آنها در آيه 23 سوره نساء  ذكر شده و هفتمي آنها در آيه 22 سوره نساء آمده است

( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌
( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر
 انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

 و در آخرين مرحله آيه 23سوره نساء اشاره به دسته سوم از محارم كرده و انها را تحت چند عنوان بيان مي‌كند و امهات نسائكم 00 و مادران همسرانتان يعني
به مجرد اينكه زني به ازدواج مردي در آمد وصيغه عقد جاري گشت مادر
او و مادر مادر او و000 بر او حرام ابدي مي‌شوند .

و ربائبكم اللاتي في حجوركم من نسائكم اللاتي دخلتم بهن: و دختران همسرانتان كه در دامان شما قرار دارند به شرط اينكه با آن همسر آميزش جنسي پيدا كرده باشيد يعني تنها با عقد شرعي يك زن  ( دختران او ) كه از شوهر ديگري بوده اند  بر شوهر
حرام نمي شوند بلكه مشروط بر اين است كه علاوه بر عقد شرعي با آن زن همبستر هم شده باشد 0 وجود اين قيد در اين مورد تائيد مي كند كه حكم مادر همسر كه در جمله سابق گذشت مشروط به چنين شرطي نيست وبه اصطلاح اطلاق حكم را تقويت مي كند.  گرچه ظاهر قيد ( في حجوركم ) ( در دامان شما باشند ) چنين مي فهماند كه اگر دختر همسر از شوهر ديگر در دامان انسان پرورش نيابد بر او حرام نيست
ولي به قرينه روايات و مسلم بودن حكم,اين قيد به اصطلاح قيد احترازي نيست بلكه
در واقع اشاره به نكته تحريم است زيرا اينگونه دختران كه مادرانشان اقدام به ازدواج
مجدد ميكنند معمولا در سنين پايين هستند و غالبا در دامان شوهر جديد همانند دختر
او پرورش مي يابند, آيه ميگويد اينها در واقع همچون دختران خود شما هستند ,آيا كسي با دختر خود ازدواج ميكند؟ و انتخاب عنوان (ربائب) كه جمع (ربيبه) به معني تربيت
شده است نيز به همين جهت مي باشد كه به معناي دختر زن آدمي است دختري
كه ازشوهر ديگر آورده به اين مناسبت او را ربوبه ناميده اند كه تدبير ما در او كه همسر ادمي است و هر كسي كه با ان مادر به خانه ما آمده به دست ماست و اين ما هستيم
كه غالبآ تربيت دختران همسرمان را به عهده مي گيريم به دنبال اين قسمت براي تأكيد مطلب اضافه ميكند كه اگر با آنها آميزش جنسي نداشتيد دخترانشان بر شما حرام نيستند.

 

(فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم). و حلائل ابنائكم الدين من اصلابكم (وهمسران فرزندانتان كه از نسل شما هستند). در حقيقت تعبير (من اصلابكم) (فرزنداني كه از نسل شما باشند) براي اين است كه روي يكي از رسوم غلط دوران جاهليت خط بطلان كشيده شود, زيرا در آن زمان معمول بود افرادي را به عنوان فرزند خود انتخاب مي كردند ,يعني كسي كه فرزند شخص ديگري بود به نام فرزند خود مي خواندند
و فرزند خوانده مشمول تمام احكام فرزند حقيقي بود, و به همين دليل با همسران فرزند خوانده خود ازدواج نمي‌كردند. فرزند خواندگي و احكام آن در اسلام به كلي
بي اساس است.                                   

ـ در اينجاسؤال ديگري مطرح مي شود كه پدر شوهر وپسر شوهر نيز جزء محارم زن محسوب مي شود چرا ذكري از اينها در اينجا به ميان نيامده ؟ در حالي كه در ايه 31 سوره نور آنها نيز به عنوان محارم مطرح شده اند  پاسخ اين سوال نيز روشن است
زيرا در اين آيه منحصرا سخن از حكم همسران پيامبر(ص) در ميان است ومي دانيم پيغمبر صدر زمان نزول اين آيات نه پدرش در حيات بود ونه اجدادش و نه فرزند 
پسري داشت (باز دقت كنيد )

در ايه 31 سوره نور  در آيه 31 سوره نور كه در مورد نگاه كردن به محارم و حفظ پاكدامني وزينت خود را حفظ كنند و آشكار نكنند مگر براي كساني كه با انها محرمند
كه محارم سببي را در اول ايه آورده است ( ....الا لبعولتهن ....او آبائهن او آباء بعولتهن ....)
يا براي شوهرانشان ( الا لبعولتهن ) يا براي پدرانشان ( او آبائهن) يا پدران شوهرانشان
(او آباء بعولتهن ) .

در ايه 55 سوره احزاب ( لا جناح عليهن في .......)

بر آنها  ( همسران پيامبر ) كناهي نيست كه با پدران و فرزندان و برادران
 و فرزند برادران و فرزندان  خواهران خود و زنان مسلمان و بردگان خويش
 ( بدون حجاب و پرده تماس بگيرند ) و تقواي الاهي را پيشه كنيد
كه خداوند بر هر چيزي آگاه است

محارم نسبي در احكـام

سوال- نگاه كردن به مرد يا زن محرم با قصد لذت مرد و زني كه به يكديگر محرمند آيا مي‌توانند به قصد لذت به بدن يكديگر نگاه كند ؟ 

محرم وقتي مي تواند به بدن محارم خود (البته غير از عورت ) نظر كند
كه از نظر كردن لذت نبرد و به اصطلاح قصد ريبه نداشته باشد و فرقي در نظر كننده نيست چه مرد باشد وبخواهد به بدن مادر وخواهر و دختر خود نگاه كند
و چه زن بخواهد به بدن پدر و برادر و پسر خود نگاه كند [1]

 

   چند تذكر براي جدول محارم نسبي

ـ در مسأله محارم نسبي‌ نبايد‌ از اصطلاحات‌ به طور مستقيم‌ استفاده شود.

مثلاً دائي‌ (برادر مادر) يا عمو (برادر پدر) است.

ـ نوه يا نبيره‌ كه همان‌ فرزند‌ ( دختر‌ دختر) يا ( فرزند پسر‌پسر‌) و… مي‌باشد

ـ تني يا ناتني : تني‌ از يك پدر و مادر مي‌باشد‌ (مشترك)

ناتني‌ گاهي از يك‌ پدر به هم مشترك‌ مي‌باشند.

گاهي‌ از يك مادر با هم مشترك مي‌باشند.

 

محارم نسبي

 

افرادي كه هم به   زن  و هم به مرد
 محرم هستند

 

افرادي كه هم به  مرد هم به وزن  محرم هستند

پدر

مادر

پدر مادر( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا  روند 

مادر مادر ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدر ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

 مادر پدر ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

 دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

 دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادر

خواهر

پسر برادر ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهر ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

 دختر برادر ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدر )

عموي پدري ( برادر پدر پدر ) و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدر ) وهرچه ...بالا روند

عموي مادري ( برادر پدر مادر ) و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادر ) و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادر )

دائي مادري ( برادرمادر مادر ) وهر ...چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادر ) و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدر ) وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدر ) و هر چه ..بالا روند

جدول محارم نسبي در اخر كتاب اورده شده است شما مي توانيد با نوشتن اسامي محارم خود انها را بهتر بشناسيد

 

آيا مردى كه مى‏ميرد همسرش به او نامحرم مى‏شود؟

زن و شوهر تا مادامى كه طلاقى بين آنها واقع نشده براى هميشه به يكديگر محرم هستند (حتى بعد از مرگ). غلط مشهورى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه
گرفته است كه مى‏گويند بعد از مردن زن و شوهر به يكديگر نامحرم مى‏شوند. در تاريخ نيز آمده است كه حضرت على (ع) حضرت زهرا (س) را غسل دادند و تجهيز كردند. به طور كلى همه فقها مى‏گويند: بعد از مرگ زن شوهر او از ديگران به غسل و كفن و دفن زنش اولى مى‏باشد. زن و مرد همين طور كه در زمان حيات مى‏توانند يكديگر
 را ببوسند در زمان ممات نيز همين حكم را دارد.

آيا عموهاى ناتنى كه مادرشان مادربزرگ من است و شوهر دوم مادربزرگم‏و فرزند شوهر دوم آن بر ما نيز محرم‏اند؟

عموهاى ناتنى شما كه مادرشان مادربزرگ شماست به شما محرمند
و همچنين شوهر دوم مادربزرگ به شما محرم است اما فرزند شوهر دوم
كه از زن ديگرى بوده است به شما محرم نيست.

 



[1] -تحرير الوسيله 2ص243 ، مساله 17

محارم سببي در احكـام

محارم سببي ( يعني افرادي كه از طريق پيوند زناشوئي و نسبت پيدا كردن محرم مي شوند كه براي مردان عبارتند از:
1ـ زن (عروس)
2ـ  مادر زن
3ـ دختر زن ( نا دختري )
4ـ زن پدر ( نامادري )
5ـ زن پدر پدر ( زن جد نامادري )نا مادري پدر
6ـ زن پدر مادر (زن جد نامادري ) نامادري مادر 
7ـ زن پسر (عروس )
8ـ زن پسر پسر ( همسر نوه انسان ) عروس پسري
9ـ زن پسر دختر ( همسر نوه ) عروس دختري
كسانـي كه به زن محرمند
1- مرد (شوهر )
2- پدر شوهر   
3- پسر شوهر( نا پسري ) 

4- شوهر مادر (ناپدري )

5- مادر پدر زن

6-شوهر دختر (داماد)

7- پدر پدر شوهر انسان ( جد پدري )

8-پدر مادر شوهر انسان (جد مادري )

محارم سببي

 

 

محارم سببي

افرادي كه به واسطه ازدواج بر دخترها

و زن‌ها‌ محرم‌ مي‌شوند

افرادي كه به واسطه ازدواج بر پسر‌ها

و مردها‌ محرم‌ مي‌شوند

 

مرد ( شوهر )

زن ( عروس )

پدر شوهر

مادر زن

پسر شوهر (ناپسري )

دختر زن (نا دختري )

شوهر مادر ( نا پدري )

زن پدر ( نا مادري )

مادر پدر زن

زن پدر پدر ( زن جد نامادري )

شوهر دختر (داماد )

زن پدر مادر ( زن جدنامادري )

پدر پدر شوهر انسان (جد پدري)

زن پسر ( عروس )

پدر مادر شوهر انسان
(حد مادري )

زن پسر پسر ( همسر نوه انسان )عروس پسري

 

زن پسر دختر(همسر نوه انسان)عروس دختري

 

شخصي پس از فوت همسرش دو باره ازدواج كرده و مادر زن اول او نيز دوباره ازدواج كرده است آيا هنوز به مادر زن اول محرم است ؟ در صورت طلاق چطور؟ اگر پسر كسي بميرد و عروس او شوهر ديگري كند يا عروسش طلاق بگيرد
و با ديگري ازدواج كند ايا باز هم به پدر شوهر اول محرم است ؟

مادر زن در هر حال محرم است و عروس هم در هر حال به پدر شوهر محرم است.

مردي داراي دو زن است و از هر زني چند دختر دارد و اضافي وهمه دخترها
 را شوهر داده آيا شوهران اين دختران به زن ديگر آن مرد محرمند و آيا فرزندان
و نوه ها چه از اين دختر وچه از آن دختر نسبت به زنهاي ديگر مرد محرمند؟

 بچه ها و نوه ها به مرد و زن محرمند ولي داماد يك زن به زن ديگر محرم نيست.

آيا زن پدر نسبت به فرزندان دختر و پسر شوهر خود كه از زن
ديگري مي‌باشند محرم است ؟   همه به هم محرمند

آيا فرزندان ذكور به زن پدر محرم هستند؟

به طور كلى زن پدر به فرزندانى كه اين مرد (يعنى پدر) از زن ديگرى دارد محرم است و فرزندان نيز به زن پدر محرمند

آيا زن بابا و بستگان نسبى او با من محرم هستند؟

زن پدر و فرزندان شوهر او به يكديگر محرم هستند. ولى خواهر زن‏پدر
 و مادر او به شما نامحرم هستند

 آيا ناپدرى مادرم بر من و مادرم محرم است؟

اگر مردى زنى را به عقد خود درآورد و با او نزديكى كند فرزندان آن زن و نوه‏هايش
به آن مرد محرم هستند
.

هر گاه مردي زن خود را طلاق دهد و زن با ديكري ازدواج  كند و از او دختري پيدا كند ايا اين دختربر مرد اول محرم است ؟

ـ چنانچه شوهر اول دخول كرده باشد به زوجه خود دختر او به وي محرم است

هر گاه مردي با زني ازدواج كند و او از شوهر قبلي داراي دختري باشد و به حد بلوغ برسد ايا بر اين مرد محرم است ؟  در فرض دخول به زوجه محرم است

آيا فرزندان شوهر به زن فعليش محرم هستند؟

الف) فرزندانى كه شوهر از زن ديگرش دارد به زن فعلى او (زن دوم) محرم مى‏باشند. هم‏چنين است بچه‏هايى كه از اين فرزندان متولد مى‏شوند و نوادگان شوهر مى‏باشند.

ب) شوهران دخترانى كه مرد از زن اول دارد (دامادهاى او) به زن دوم محرم مى‏باشند.

ج) فرزندان اين دخترها چون نواده شوهرِ اين زن محسوب مى‏شوند به زن دوم محرم مى‏باشند.

آيا زن پدر محرم انسان است در صورتي كه زن جوان هم باشد ؟ مادر زن پدر چطور؟ زن پدر محرم است ولي مادراو محرم نيست                             

ايا محارم سببي مانند مادر زن و ربيبه بعد از قطع سبب باز هم محرمند ؟

محرميت ابدي است

مادر زن پدر به بچه هاي آن پدر محرمند؟

زن بيوه اي كه با مردي ازدواج كرده دخترش به آن مردمحرم است  ولي به پدر آن محرم نيست.

 

محارم رضاعي در آيـات  

 ( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌ و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و  التي‌
في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌ و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌ و عمه‌هايتان‌
و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌
( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌ ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌ ( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج
جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

در ايه 23 سوره نساء به محارم رضاعي اشاره كرده و مي فرمايد

وامهاتكم التي ارضعنكم واخواتكم          

ومادراني كه شما را شير مي دهند و خواهران رضاعي شما بر شما حرامند»   

     براي  عدم ذكر برادران وخواهران  رضاعي ومانند آن نيز به خاطر اين انست كه آنها در حكم برادر وخواهر وساير محارم محسوب مي شوند ونياز به ذكر مستقل ندارند و اين آيه با سياقي كه دارد دلالت مي كند بر اينكه شارع اسلام حكم مادري و فرزندي را بين
 يك دختر و زني كه او را شير داده  بر قرار كرده است يعني زن شيرده را مادر آن دختر
و دختر را فرزندان زن دانسته و همچنين حكم برادري را بين يك پسر و خواهر شيري‌اش بر قرار ساخته چون اين مادر فرزندي و اين برادر خواهري را امري مسلم گرفته است
 پس مساله رضاع و شير دادن و شير نوشيدن به حسب تشريع روابط نسبي را ايجاد مي‌كند واين معنا به بياني كه به زودي مي آيد از مختصات شريعت اسلامي است گرچه قرآن دراين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعني خواهران و مادران رضاعي اشاره كرده ولي طبق روايات فراواني كه در دست است محارم رضاعي منحصر به اينها نيستند بلكه طبق حديث معروف كه از پيامبر (ص) نقل شده ( يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب )  تمام كساني كه از نظر ارتباط نسبي حرامند از نظر شير خوارگي نيز حرام مي شوند. البته مقدار
شير خوارگي كه تاثير در محرميت ميكند و همچنين شرائط وكيفيت ان ريزه كارهاي فراواني دارد 000

فلسفه تحريم محارم رضاعـي

اينجاست كه با پرورش گوشت واستخوان انها با شير شخص معيني شباهت به فرزندان او پيدا مي كند مثلا زنيكه كودكي را به اندازه‌اي شير مي دهد كه بدن او با آن شير رشد مخصوصي مي كند يك نوع شباهت در ميان آن كودك وساير فرزندان
 آن زن پيدا مي شود ودر حقيقت هر كدام جزئي از بدن آن مادر محسوب مي گردند وهمانند دو برادر نسبي هستند 

محارم رضاعي در روايات

از رسول اكرم (ص) هم رواياتي از طريق شيعه و ... نقل شده كه فرموده خداي تعالي
 از روابط شير خوردن همان را حرام كرده كه از روابط نسبي حرام كرده است ( مثلا
اگر از روابط نسبي مادر را محرم فرزند كرده مادر شيرده را نيز بر فرزند شير خوارش حرام كرده است ) و لازمه اين فرمايش اين است كه به وسيله شير حرمت به تمامي افرادي
كه ( اگر نسبي بودند محرم بودند ) منتشر گردد يعني وقتي كودك من شير زني را خورد آن زن مادرش و كودك من فرزندش و كودك آن زن خواهرش و خواهر آن زن خاله اش
و خواهر شوهر آن زن عمه اش و فرزندان كودك ان زن برادر زاده و يا خواهر زاده اش
مي‌شوند و همه به وي محرم مي‌باشند

محارم رضاعي در احكـام

 شرائط   شير دادني  كه علت محرم شدن است

مساله : شير دادني كه علت محرم شدن است نه  شرط دارد.

 اول بچه شير زن زنده را بخورد پس اگر از پستان زني كه مرده است شير بخورد  فايده اي ندارد.

 دوم: شير ان زن حرام نباشد پس اگر شير بچه اي را كه اززنا  به دنيا آمده باشد به بچه‌اي ديگر بد هند به واسطه آن شير بچه به كسي محرم نمي شود

سوم شير از ولادت باشد بنابراين اگر پستان بدون تولد فرزندي شير پيدا كند
و بچه آن شير بخورد سبب محرميت نمي‌شود

 چهارم بچه شير را از پستان بمكد پس اگر شير را در گلوي آن بريزند نتيجه ندارد

پنجم شير خالص وبا چيز ديگر مخلوط نباشد

ششم  شير از يك شوهر باشد پس اگر زن شير دهي را طلاق دهند بعد شوهر
ديگري كند و از او ابستن شود وتا موقع زائيدن شيري كه از شوهر اول داشته؛ باقي باشد ومثلا هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهراول هفت دفعه بعد از زاييدن از شيرشوهر دوم به بچه اي بدهد آن بچه به كسي محرم نمي شود

هفتم بچه به واسطه مرض شير را قي (استفراق) نكند

هشتم دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال  او را شير دهند به كسي محرم نمي شود

 نهم  پانزده مرتبه يا يك شبانه روز به طوري كه  سه معيار گفته مي شود را دارا باشد

 

(1- اثر 2- زمان 3- عدد )

1ـ اثر ـ اينكه به حدي باشد كه عرفا موجب روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان باشد و شرط ان اين است كه مستند به شير باشد و غذائي با آن نباشد ولي غذاي كم
كه موثر نيست ضرر ندارد و اگر از دو زن شير بخورد اگر طوري باشد كه مقداري از روئيدن گوشت و محكم شدن استخوان مستند به اين و مقداري مستند به آن باشد هر
دو مادر رضاعي خواهند بود و اگر به هر دو با هم مستند باشد موجب حرمت نخواهد شد

2ـ زمان ـ محاسبه زماني و شرط آن اين است كه بچه در بين يك شبانه روز غذا
يا شيركس ديگر را نخورد ولي اگر اب يا دارو يا غذا بخورد كه نگويند در بين غذا خورده اشكال ندارد و بايد در طول شبانه روز مرتب در موقع احتياج يا تمايل شير خورده باشد
و از او دريغ نشده باشد بلكه به احتياط واجب بايد اول شبانه روز را وقتي حساب كنند كه بچه گرسنه باشد و آخر  وقتي كه سير باشد 

3ـ عدد ـ محاسبه عددي و شرط آن اين است كه پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد
و در بين پانزده مرتبه شير كس ديگر را نخورد ولي خوردن غذا در ميان انها ضرر ندارد
 و فاصله زماني ميان پانزده بار نيز ضرري ندارد و بايد در هر دفعه شير كامل بخورد به اين معني كه گرسنه باشد و تا سير شدن كامل بدون فاصله شير بخورد ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند يا كمي صبر كند كه از ابتداي پستان در دهان گرفتن تا زمان
سير شدن يك دفعه حساب شود اشكال ندارد 

شير دادني كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت ميشود

اول خبر دادن عده‌اي كه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند

دوم شهادت دو مرد عادل يا يك مرد و دو زن يا چهار زن كه همگي عادل باشند

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد آن بچه به اين عده محرم مي شود

اول خود زن و آن را مادر رضاعي مي گويند

دوم شوهر زن كه شير مال اوست و او را پدر رضاعي مي گويند

سوم پدر ومادر آن زن هر چه بالا روند اگر چه پدر ومادر رضاعي او باشند

چهارم بچه هايي كه از آن زن به دنيا  آمده اند يا به دنيا مي‌آيند

پنجم بچه‌هايي اولاد ان زن هر چه پايين روند چه از اولاد او به دنيا آمده يا اولاد او آن بچه را شير داده باشند

ششم خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعي باشند يعني به واسطه شير خوردن به آن زن خواهر وبرادر شده باشند

هفتم عمو و عمه آن زن اگر چه رضاعي باشند

هشتم دائي وخاله آن زن اگر چه رضاعي باشند

 نهم اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هر چه پايين روند اگر چه اولاد رضاعي او باشند

دهم پدر ومادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است هرچه بالا روند

يازدهم خواهر وبرادر شوهري كه شير مال اوست اگر چه خواهر و برادر رضاعي او باشند

دوازدهم عمو وعمه ودائي وخاله مادرو شوهري كه شير مال اوست هرچه بالا روند پايين رضاعي باشند ونيز عده ديگري هم كه در مسائل بعد گفته مي شود به واسطه شير دادن محرم مي شوند

محارم رضاعي

 

افراد ي كه هم به   دختر رضاعي

و هم به پسر رضاعي 
محرم   هستند

 

افرادي كه هم به  پسر رضاعي  و هم
 به دختررضاعي   محرم هستند

پدر رضاعي

مادررضاعي

پدر مادررضاعي( پدر بزرگ مادري ) و...هر چه
 بالا  روند

مادر مادررضاعي ( مادر بزرگ مادري ) و...هر چه بالا روند

پدر  پدررضاعي ( پدر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

مادر پدررضاعي ( مادر بزرگ پدري ) و ...هر چه بالا روند

پسر

دختر

پسر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين روند

دختر دختر ( نوه دختري ) و....هر چه پائين تر روند

پسر دختر ( نوه دختري ) و ...هر چه پائين روند

دختر پسر ( نوه پسري ) و ...هر چه پائين تر روند

برادررضاعي

خواهررضاعي

پسر برادررضاعي ( برادر زاده ) و ...هر چه پائين روند

دختر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه پائين روند

پسر خواهررضاعي ( خواهر زاده ) و ...هر چه
پائين روند

دختر برادررضاعي ( برادرزاده ) و هر چه پائين روند

عمو ( برادر پدر )

عمه ( خواهر پدررضاعي )

عمو پدري ( برادر پدر پدررضاعي )
و هر ...چه بالا روند

عمه پدر ( خواهر پدر پدررضاعي ) وهرچه ...بالا روند

عمو مادري ( برادر پدر مادررضاعي )
و هر ..چه بالا روند

عمه مادر ( خواهر پدر مادررضاعي )
 و هر چه ....بالا روند

دائي ( برادر مادر )

خاله ( خواهر مادررضاعي )

دائي مادري ( برادرمادر مادررضاعي ) وهر ...
چه بالا روند

خاله مادري ( خواهر مادر مادررضاعي )
و هر چه ..بالا روند

دائي پدري ( برادر مادر پدررضاعي )
 وهر ...چه بالا روند

خاله پدري ( خواهر مادر پدررضاعي ) و هر چه ..بالا روند

مستحب است ممانعت كنند كه زنها هر بچه اي را شير ندهند زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كساني شير داده اندو بعد دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمائند
و يا ازدواج برخي باطل گردد بنابراين قبل از شير دادن بايد كاملا از مسائل ان اگاه باشند

اگر زني بچه دختر خود را شير دهد آن دختر به شوهر خود حرام مي شود و همچنين است اگر بچه اي را كه شوهر دختر از زن ديگر دارد شير دهد ولي اگر بچه پسر خود
را شير دهد زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است بر شوهر خود حرام نمي شود

اگر زن پدر دختري بچه شوهر ان دختر را از شير آن پدر شير دهد آن دختر
 به شوهرخود حرام مي شود چه بچه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او باشد  

اگر زن از شير شوهر خود اين افراد را شير دهد شوهرش بر او حرام نمي شود
اگر چه بهتر است اين كار را نكند

1- براد ر وخواهر خود را

2- عمو وعمه ودائي و خاله خود را

3- اولاد عمو و اولاد دائي خود را

4- برادر زاده خود را

5- برادر شوهر يا خواهر شوهر خود را

6- خواهر زاده خود يا خواهر زاده شوهرش را

7- عمو وعمه و دائي و خاله شوهرش را

8- نوه زن ديگر شوهر خود را

مساله   اگر زن از شير يك شوهر چندين بچه را شير دهد همه آنان
به يكديگر و به شوهر و به زني كه انان را شير داده محرم مي شوند

مساله اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام از آنان با شرايطي
كه گفتيم بچه‌اي را شير دهد همه آن بچه ها به يكديگر و به آن مرد
و به همه آن زنها محرم مي‌شوند

مساله اگر زن از شير يك شوهر چندين كودك را شير دهد همه آنان
 به يكديگر و به زني كه آنان را شير داده و به شوهر آن زن محرم مي شوند همچنين اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايطي كه مي آيد كودكي را شير دهند همه آن كودكان به يكديگر و به آن مرد و به همه آن زنها محرم مي شوند

آيا نوه هاي مادر رضاعي بر شير خوار محرم مي باشند ؟

نوه ها بر شير خوار محرم مي باشند

پسرى كه روزى يك يا دوبار از خانمى شيرخورده و در بين شيرخوردن شيرمادرش‏و غذا نيز مى‏خورده است آيا محرميت حاصل مى‏شود؟

اگر مدت زمان زيادى تقريبا حدود يك ماه به كيفيت مذكور شير خورده باشد
كه بدانند مقدارى از گوشت و استخوان او از شير اين زن روئيده است محرميت حاصل شده ولى اگر زمان شيرخوارگى خيلى طولانى نبوده و شك داريد كه آيا به مقدار
لازم رسيده يا نه از ازدواج با دختران آن زن اجتناب شود در ساير امور مثل نگاه محرميت و غيره نيز احتياط كند. بله اگر تعداد ايامى كه از آن زن شير خورده خيلى كم بوده مثلا به مدت چهار پنج روز، روزى يك يا دو بار محرميت حاصل نمى‏شود.

دختر دايي من يك ماه از مادرم شير خورده، آيا به من محرم است؟

اگر طبق شرايطى كه در توضيح‏المسائل آمده شير خورده باشد به شما و تمام فرزندان مادرتان محرم است. و اگر شك داشته باشيد احتياط كنيد و با او ازدواج نكنيد
و نگاه محرمانه هم به او ننماييد

 زني به دختر خود و به پسر خواهر خود شير مى‏دهد چه حكمى دارد آيا به‏هم محرم مى‏شوند؟

اگر شرايط هشتگانه‏اى كه براى محرميت رضاعى ذكر شده عملى شود پسر خواهر
 آن زن با دختر خاله‏هاى خود محرم مى‏شود

اگر زني بچه اي را با شرايط شير دهد شوهر آن زن كه صاحب شير است
به خواهرهاي آن بچه محرم نمي شود ولي احتياط مستحب آ ن است كه با آنان
ازدواج ننمايد و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمي شوند.

شير مـادر

 شير غذائي است كه پرحجم و پر نيرو كه سر شار از مواد مختلف حياتي بوده
و در آن علاوه بر مواد قندي و مواد معدني انواع مختلفي از ويتامين ها نيز يافت مي شود
 و بدين جهت مي توان آن را يك مجموعه غذائي كامل به حساب آورد و همان طور
كه در حديثي از پيامبر اكرم (ص) نقل شده شير به تنهايي هم نقش مواد نوشيدني
را ايفا ميكند وهم نقش مواد خوراكي را.
[1]اهميت اين ماده وقتي روشن مي شود كه بدانيم يكي از نهرها و چشمه هاي گوناگوني كه خداوند براي بهشتيان قرار داده نهر هايي
از شير است . با اين تفاوت كه شير جاري در آن با گذشت زمان دستخوش فساد و دگر گوني نمي‌گردد سوره محمد ايه 15 (
و انهار من ابن لم يتغير طعمه) و به اين جهت
 در سخنان پيشوايان دين ع شير مادر براي بچه بهترين و كاملترين غذا شمرده شده است

1- پيامبر (ص): براي بچه غذايي بهتر از شير مادر وجود ندارد.[2]

2- حضرت علي (ع) هيج شيري نيست كه به بچه داده شود و بركتش براي او بيشتر از شير مادر باشد.[3]

     

 



[1] - بحار ج59 ص295

[2] - وسايل شيعه باب 78 ج5 468 مستدرك باب 48 ج1

[3] - وسائل 68ج1

شير دادن نـوزاد

پس از وضع حمل و به دنيا ‎آمدن نوزاد دوران سخت و طاقت فرساي نگهداري
 و مراقبت كامل ار او شروع مي شود دوراني كه در آغاز آن مادر با ايثار و فداكاري بي نظير از شير خويش كه در حقيقت شيره جان اوست غذاي فرزند دلبندش را تأمين مي نمايد
 و در ادامه آن با سعي و تلاش بسيار زيادي در جهت بر آورده ساختن نيازهاي عاطفي
 و جسمي كودك خويش گام بر مي دارد شرح دردها و رنجهاي مادر در راه پرورش
 وحفظ كودك از توان نگارنده خارج است همين بس كه پيامبر اكرم (ص) در مقام قدرداني
از مادران و به پاس مشكلاتي كه در زمان شير دهي متحمل مي شوند چنين مي فرمايد
 ( زن هنگامي كه فرزندش را شير مي دهد در برابر هر  مكيدني از سوي كودك خداوند پاداش آزاد كردن برده‌اي از فرزندان اسماعيل را به او مي‌دهد . وهنگامي كه دوران شير خوارگي كودك تمام شد يكي از فرشتگان بزرگ بر پهلوي او مي‌زند و مي گويد برنامه اعمال خود را ( چون كه تازه به تكليف رسيده ) از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشيده است.
[1] و در نقل ديگر از ايشان آمده است ( وقتي مادر وضع حمل نمود ودوران شير دهي فرزند شروع شد به واسطه هر بار مكيدن نوزاد خداوند نوري درخشنده
را در پيش روي او در قيامت قرار مي دهد كه همه خلايق از ان به حيرت فرو مي روند
و نيز براي او پاداش انسان روزه دار شب زنده دار نوشته مي‌شود واگر در حالي
كه روزه دار است به بچه شير دهد ثواب كسي كه تمام دهر را روزه دار و شب زنده دار است براي او مينويسند و وقتي كه پس از تمام شدن مدت شير خوارگي كودك را از شير گرفت خداوند به او خطاب ميكند اي زن تمام گناهان گذشته ترا بخشيدم پس اعمال خويش را از نو آغاز كن
[2] و همچنين نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) در حال بيان جهاد و پاداش رزمندگان بودند كه زني گفت اي رسول خدا آيا زنان بهره‌اي از اين پاداش ندارند ؟ حضرت فرمودند چرا زن از زماني باردار شدن تا زمان كه بچه را از شير مي گيرد ثواب رزمندگان را خواهد داشت و اگر در اين ميان جان خويش را از دست بدهد براي او مقامي همانند مقام شهيد خواهد بود.[3]

1- اولين شيري كه پس از زايمان از پستان زن خارج مي شود آ غوز يا لباء نام دارد
و در كتب فقهي نسبت به دادن اين شير به بچه سفارش زيادي شده است بلكه
برخي از علماء دادن اين شير را لازم دانسته اند.
[4]

2- در برخي روايات تاكيد شده زن از هر دو پستان به بچه شير دهد
و از اين كه فقط با يك پستان بچه را شير دهد نهي شده است و دليل اين
امر در روايات اين طور بيان شده كه يكي از دو پستان داراي مواد غذائي وديگري داراي مواد اشاميدني است.
[5]

3- آميزش زن و شوهر در مدت شير خوارگي بچه اشكال ندارد و هيچ كدام از زن
و شوهر نبايد به بهانه بچه از وظايف خود در اين زمينه شانه خالي كنند.
[6]

4- اختلاف و نزاع زن و شوهر در زمان شير خوارگي بچه نبايد منافع نوزاد بي دفاع
 را به خطر اندازد و هر كدام از آنها براي انتقام از ديگري نبايد با سر نوشت كودك
بازي نمايد چرا كه اين كارضربه هاي جبران نا پذيري بر جسم و روح نوزاد مي گذارد



[1] - وسائل باب68ج1 ص451

[2] - وسائل باب47 ج15 ص 156

[3] - بحار الانوار ج101 ص 97 ح 56

[4] - شرح اللمعه كتاب نكاح ج5 ص453

[5] - وسائل باب 69 ج1 ص 453

[6] -وسائل باب 72 ص 457 و458

دستور دايه گرفتن در روايات

   اگر بواسطه كم بودن شير مادر به دايه نيازمند شويد سزاوار است دايه زيبا و خوشخو و با حيا و پرهيزگار بگيريد تابچه  نيكو كار بر ايد و دايه نادان ونا شايسته نگيرند   مستحب است كه براي  شير دادن اولاد زني مسلمان عاقل وعفيف و طاهره     

 صاحب اوصاف خوب اختيار شود زيرا شير تاثير تامي در شير خوار دارد كما اينكه آزمايش شاهد ان است و اخبار و آثار ناطق آن مي باشد از روايات متعدد استفاده مي‌شود كه شير در جسم و روح نوزاد تاثير زيادي گذاشته و خصوصيات ظاهري و روحي زن
شير دهنده را به بچه منتقل مي نمايد

امام علي ع « همان گونه كه براي ازدواج تحقيق نموده و همسر مورد پسند خود
را انتخاب مي كنيد براي پيدا نمودن زن جهت شير دادن نيز چنين كنيد چرا كه
 شيردهي خصلت ها و طبيعت هاي بچه را تغيير مي دهد.»
[1]

 امام علي( ع) خوب دقت نماييد چه كسي عهده دار شير دادن بچه شما مي باشد
چرا كه بچه با آن شير رشد و نمو پيدا مي كند .
[2]

با توجه به اين موضوع در رواياتي كه از پيشوايان اسلام (ع) نقل شده از انتخاب زنان زير به عنوان دايه منع شده است .

1ـ زني كه از عقل چنداني بر خوردار نبوده و داراي حماقت و ناداني است.[3]

2-زني كه داراي برخي عيوب ظاهري است مثلا چشمش تار كم سو مي باشد.[4]

3- زني كه بد قيافه و زشت رو هست.

4- زني كه به واسطه آبستن شدن از راه زنا شير در پستانش پيدا شده است .

5- زني كه خود از راه زنا به دنيا امده است .

6-زني كه دشمن اهل البيت است .

7- زن يهودي يا مسيحي كه از خوردن چيز هاي حرام مثل شراب وگوشت خوك پرهيز نميكند.

پس از امام باقر (ع) كه فرمود رسول اكرم (ص) فرموده :( تو قفوا علي اولادكم لبن البغيه و المجنونه فان اللبن يعدي)  زن احمق و زني كه از چشم او آب مي ريزد وقوه بينائي او ضعيف است را مرضعه قرار ندهيد زيرا شير تعدي مي كند. و از علي (ع): نگاه كنيد چه كسي اولاد شما را شير مي دهد زيرا فرزند بر آن رشد‌ونمو مي كند وغيره اينها از اخبار كه از آنها استفاده
 مي شود براي شير دادن بچه زناني كه داراي صفات خوب از نظر خلقت واخلاق هستند انتخابشان رجحان دارد و اختيار ضد آنها مرجوع ومكروه است و مخصوصا  كافره باشد
و اگر اضطرار پيدا شود كه او را مرضعه قرار دهد پس زن يهوديه ونصرانيه بر زن مشركه
و مجوسيه اختيار نمائد و با اين حال طفل را به آنها تحويل ندهد و بچه را به خانه آنها نفرستد و آنها را از خوردن شراب وگوشت خوك باز دارد.



[1] -وسائل شيعه 78 ج 6 ص 468

[2] - وسائل ج1 ص467

[3] - وسائل باب 78 ج2و3و4ص467

[4] - وسائل ج4

 

محارم رضاعي در داستان هـا

در آيات قرآن

شير خوردن حضرت موسي (ع)

اگر خداوند اراده كند ( كن فيكون )  كه فرزندي جزء پستان مادرش پستان كسي ديگر را به دهان نگيرد اگر تمام عالم جمع شوند نمي توانند اين كار را انجام بدهند در آيه 7سوره مباركه قصص مي فرمايد(و اوحينا الي ام موسي ان ارضعيه ....) و به مادرحضرت
موسي (ع)وحي كرديم او را شير بدهد و...

ودرچند ايه بعد مي فرمايد ( وحرمنا عليه المراضع من قبل و...) وحرام كرديم براي
حضرت موسي (ع) شير دايه هاي ديگر را از قبل اين ايه بسيار حكمت آموز است كودك نيل بايدكليم الله گردد و خوردن شير از هر پستاني براي او روانيست

داستان شير خوردن پيامبر(ص) از حليمـه

در زمانهاي گذشته مرسوم بود در مواردي كه بچه به هر دليلي دسترسي به شير مادر نداشت او را به دست زني شيرده كه به آن دايه گفته مي شد مي سپردند ولي اين كار
در اين زمان به ندرت اتفاق ميافتد

در ماجراي دوران نوزادي پيامبر اكرم (ص) در يكي از  نقل ها آمده كه حضرت وقتي چهار ماهه بودند آمنه مادر خويش را از دست دادند و بدين ترتيب آن حضرت در حالي
 كه ازنعمت پدر و مادر محروم مانده بود به دست پدر بزرگ خويش عبدالمطلب سپرده شد پدر بزرگ آن حضرت به واسطه مرگ آمنه بسيار متأثر و اندوهگين بود به طوري كه سه شبانه روز چيزي نخورد و نياشاميد سپس ان كودك را كه آرام و قرار نداشت و مرتب
گريه ميكرد به دختر عائكه و صفيه سپرد ولي بچه پيش عمه ها نيز دست از گريه بر نمي داشت اين بود كه آنها به فكر پيدا نمودن زني جهت شير دهي به آن حضرت افتادند و زنان زيادي را براي اين كار پيدا نمودند اما آن بچه پستان هيچ كدام از آنها را نمي گرفت
تا اينكه حضرت عبدالمطلب توسط يكي از پير مردان قريش به نام عقيل بن ابي وقاص
از وجود زني به نام حليمه سعديه كه شخصي عاقل، دانا، زيبا و داراي حسب ونسب بلند
و بلاخره زباني فصيح داشت اگاه شد و بچه را با شرايطي براي شير دهي وتربيت
به او سپرد»[1]

 



[1] - بحار الانوار ج15ص341تا346 رقم 13

 

داستان شير خوردن شيخ انصاري

مرحوم انصاري صاحب ان دو اثر ارزنده (مكاسب در فقه وفرائد در اصول) ـ كه به منزله نردبان اجتهاد است و طلاب حوزه هاي علميه تا اين دو كتاب را نخوانند به اجتهاد نخواهند رسيد شيخ وقتي بمقام اجتهاد و رياست رسيد مردم به مادر شيخ تبريك گفتند
كه فرزندت به مقام شامخ اجتهاد و مرجعيت رسيده است آن مادر لايق مي‌گفت زحمتي كه من در تربيت فرزندم متحمل شدم اگر به مقام نبوت مي رسيد تعجب نمي كردم
 چه رسد به مقام اجتهاد مردم از شنيدن اين حرف تعجب مي كردند و قهرأ اين سوال پيش مي‌آمد كه مگر شما در تربيت فرزندت چه كردي كه ديگران نكرده باشند مي‌گفت معلوم نيست شما را طاقت شنيدن و حوصله درك زحمات من بوده باشد ولي براي
نمونه مي‌گويم برايت: پستان را به دهانش نگذاشتم مگر آنكه وضو داشتم، وشبي خواب ديدم امام صادق (ع) قرآن را به من داد، به عالم گفتم، در جواب گفت خداوند
به تو فرزندي مي دهد كه نگهبان قران است ولذا من دست بي وضو به قران
 امام صادق نزدم.

من از مفصل اين نكته مجملي گفتم         تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل

 بايد تا مادران باخرد و راي  كودك دانا بپرورد بدامان مادر آموزگار  و طفل نو آموزدامن مادر بود نخست دبستان آنجاست كه ( ناپلئون بنا پارت) گويد مادران با دستي گاهواره حركت ميدهند با دستي دنيا را معروف است شيخ انصاري هنگامي كه مادرش
از دار دنيا رفت بر بالين مادرزانو ميزند زار زار  گريه مي‌كند يكي از شاگردان جهت دلجوئي به او  ميگوئد شما كه اين مقام علمي را داريد شايسته نيست به بالين پير زني اين طور اشك بريزيد فرمود گويا شما هنوز به مقام والاي مادر واقف نيستيد  تربيت صحيح
 و زحمات فراوان اين مادر مرا شيخ انصاري نمود وزير سازي مرا اين مادر با دست تواناي خويش بنا كرد تربيت اولين اين مادرزمينه را براي رسيدن من به اين مقام شامخ علمي وعملي فراهم ساخت.

آري  نطفه پاك بايد  بشود قابل  فيض      ورنه هر سنگ و گلي لؤ لؤ مرجان  نشود

 

داستان شير خوردن  فرزند آيت الله شيخ فضل الله نوري و راجع به تاثير شير

 

 قضيه  پسر مرحوم مغفور حاج شيخ فضل الله نوري مشهور است و از ثقات نقل شده من جمله از مرحوم مغفور حجه السلام والمسلمين آقاي حاج اخوند قمي طاب ثراه صاحب كتاب تعليقه بر رسائل شيخ انصاري كه فرموده اند زمانيكه در عصر ميرزاي شيرازي
بزرگ (ره) كه در سامراء زندگي مي كرديم روزي در بين راه به مرحوم حاج شيخ فضل الله نوري شهيد مصلوب بر خوردم ايشان را بسيار افسرده و مضطرب ديدم سپس سؤال كردم فرمودند چندي قبل خدا فرزندي به من عطا فرموده اتفاقا مادرش شير نداشت درجستجوي زني براي شير دادن بچه بوديم تا اينكه زني را پيدا كرديم بچه را شير مي داد امروز پس
 از مدتي فهميديم اين زن شيعه نيست لذا خيلي مضطرب و درفكرم با اين بچه چه كنم اين همان بچه بود كه بزرگ شد وعاقبت كار را از بنا گذارهاي مشروطه شد و در دار زدن پدرش كمك وخوش حالي مي كرد بلكه كف هم مي زد درنتيجه اين عمل عاق دارين شد و دردنيا به تيرغيبي گشته شد تا آخرت چه شود در هرصورت مسلم است كه شير خبيث اثر شوم خود را در انسان مي گذارد           

 

داستان حجاج خون در كامش ريختند  

داستان حجاج خون در كامش ريختند 

  حجاج ابن يوسف ثقفي تولد  41 فوت 95 هجري قمري از جانب عبد الملك ابن مروان خليفه وقت مامور كوبيدن عبدالله زبير شد و چون عبدالله در در خانه كعبه مستقر شده بود حجاج  كعبه را با منجنيق خراب كرد و عبد الله را كشت و اسراء  را شب نزد خليفه فرستاد و جسد او را بدار آويزان كرد و او بر عراق و حجاز حاكم بود از طرف خليفه
و در مدت بيست سال حكومت خود انواع ظلم در حق خاندان علي روا داشت. چنانچه گويند مقصران را در مجلس بياوردند بجلاد مي گفت گردن آنها بزن جلاد همه را گردن ميزد تن هاي بي سر بر روي زمين بدست و پا زدن مي افتاد آنگاه حجاج دستور ميداد بروي نعشها سفره بگسترانند و غذا بچينند مردگان تكان ميخردن آن ظالم قاه قاه خنديده و مي گفت اين غذا خوردن لذت دارد هنگام ولادت پستان مادر خود را نگرفت.بدستور شيطان خون  بزغاله ببدن و كام او ماسيدن تا سه روز آنگاه پستان مادر را گرفت ظريفي گفت اين بچه خونخوار خواهد شد و از عراق فقط 13000 هزار كشت ودر تاريخ علت
اين  جنايت او را از شير وراه حرام مي داند ( وقايع الا يام ) 

 

داستان بخت النصر شير  سگ

بخت  اسم پسر  به لغت  عبري ونصر اسم بت است و معناي بخت النصر مي رساند
كه او پسر بت بوده است  بخت النصر  از زنا بعمل آمد و بعد از ولادت مادرش او را آورده كنار بت كه به نام نصر بود  گذاشت ورفت و چو روز ديگر آمد ديد ماده سگي  بالاي سرش آمده و او را شير مي دهد  وچون شير خورد و سير شد با زبان خود او را ليسه و پاك كرد مادرش گفت  در اين كار سري هست و اين پسر بايد منشاء كاري شود كه اين سگ حافظ اوست وقتيكه بخت النصر به مقام سلطنت رسيد اول كاري كه كرد مادرش را كشت شبي كه بر مي‌خواست  خروج كند به مادرش گفت مبادي امشب پيش من بيائي كه
تو را مي‌كشم وقتي كه بخت النصر در وسط ميدان ايستاده بود و اصحابش در اطرافش جمع بودند مادرش تاب نياورد آمد پيش فرزندش گفت مادر اين چه كاري است كه اراده نموده مادرش كه مشغول اين گفتار بود بخت النصر آمد گفت نگفتم  امشب از خانه بيرون نيا شمشير زد و مادرش را كشت ( نقل از خزينه الجواهر )

آئين حرامزاده  اين است             رو رده سگ چنين است

 

حرام بودن ازدواج با محارم نسبـي و سببي و رضاعي

در آيه( حرمت‌ عليكم‌ امهتكم‌  و بناتكم‌ و اخواتكم‌ و عمتكم‌ و خلقكم‌
و بنات‌ الاخ و بنات الأخت و امهتكم‌ التي‌ ارضعنكم‌ و اخوتكم‌ من‌ الرضعه‌ و امهت‌ نسائكم‌ و  التي‌ في‌ حجوركم من نسائكم‌ التي دخلتم‌ بهن‌ فال‌ لم تكونا‌ دخلتم‌ يهن‌ فلاجناح‌ عليكم‌
و حلئل ابنائكم الذين من اصلبكم‌ و ان تجمعوا‌ بين الأختين‌ الاما قد‌ سلف‌ ان‌الله‌ كان‌ غفوراً رحيما)
.

(بر شما حرام‌ شده است (ازدواج با ) مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌
 و عمه‌هايتان‌ و خاله‌هايتان‌ و خواهران رضاعي(شيري) شما و مادران‌ همسرانتان‌ و دختران همسرانتان‌ ( از شوهر قبلي) كه در دامن شما تربيت‌ يافته‌اند. به شرط‌ آنكه با مادرانشان، همبستر‌ شده باشيد‌ پس اگر آميزش‌ نكرده‌ايد مانعي‌ ندارد‌ ( كه با آن دختران‌
 ازدواج كنيد) و (همچنين‌ حرام است‌ ازدواج با) همسران‌ پسرانتان‌ كه از نسل‌ شمايند‌
( نه پسر‌ خوانده‌ها) و ( حرام‌ ست در ازدوا‌ج جمع بين‌ دو خواهر‌ مگر آنچه‌ پيشتر انجام گرفته‌ است. همانا‌ خداوند بخشنده‌ و مهربان است.)

 23 سوره نساء بر شما مردان حرام شده است ( مادران و….) با اينكه ممكن بود همين خطاب را متوجه زنان موده بفرمايد   بر  شما زنان حرام شده است
 كه به ( فرزندانتان و پدرانتان شوهر كنيد )
[1]

 آيه 23 سوره نساء تحريم ازدواج با محارم: در اين آيه به محارم يعني زناني كه ازدواج با آن‌ها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محروميت از سه راه ممكن است ييدا شود:1- ولادت كه از آن تعبير به (ارتباط نسبي) مي شود. 2- از طريق ازدواج كه به آن (ارتباط سببي) ميكويند.3- از طريق شير خواركي كه به آن (ارتباط رضاعي) گفته مي‌شود. نخست اشاره به محارم نسبي كه هفت دسته هستند كرده و مي فرمايند: حرمت عليكم امهاتكم و بناتكم واخواتكم و عماتكم وخالاتكم و بنات الاخ و بنات الاخت:(مادران شما
و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهرتان
بر شما حرام شده اند). بايد توجه داشت كه منظوراز مادر فقط آن زني كه انسان بلا واسطه از او تولد شده,نيست بلكه جده و مادر جده و مادر و پدر و مانند آنها را شامل مي شود همانطور كه منظور از دختر,تنها دختر بلا واسطه نيست بلكه دختر و دختر پسر و دختر، بعلاوه در ميان محارم جاذبه و كشش جنسي معمولا وجود ندارد زيرا محارم غالبا با هم بزرگ مي‌شوند و براي يكديگر يك موجود عادي ومعمولي هستند و موارد نادر واستثنائي نمي تواند مقياس قوانين عمومي وكلي گردد و مي دانيم كه جاذبه جنسي 0شرط استحكام پيوند زناشوئي است بنابراين اگر ازدواجي در ميان محارم صورت گيرد نا پايدار وسست خواهد بود دختر و فرزندان انها را نيز در بر مي‌گيرد و همچنين در مورد پنج دسته
ديگر ناگفته پيدا است كه همه افراد طبعأ از اين گونه ازدواج ها تنفر دارند و بهمين دليل همه اقوام  و ملل (جز افراد كمي) ازدواج با محارم را ممنوع مي دانند و حتي مجوسي ها
كه در منابع اصلي خود قائل به جواز اين گونه ازدواج ها بوده اند , امروز آن را انكار ميكند0 گرچه بعضي كوشش دارند كه اين موضوع را ناشي از يك عادت و رسم كهن بدانند
ولي مي دانيم عموميت يك قانون در ميان تمام افراد بشر .,در قرون و اعصار طولاني .
معمولا حكايت از فطري بودن آن مي كند زيرا رسم و عادت نمي تواند عمومي
و دايمي گردد. از اين گذشته امروز اين حقيقت  ثابت شده كه ازدواج افراد هم خون
 با يكديگر خطرات فراواني دارد يعني بيماري نهفته وارثي را اشكار وتشديد مي كند
( نه اينكه خود آن توليد بيماري كند ) حتي بعضي گذشته از محارم ازدواج با اقوام نسبتاً دورتر را مانند عمو زاده‌ها را با يكديگر  خوب نمي دانند ومعتقدند خطرات بيماري هاي ارثي را تشديد مينمائد ولي اين مسأله اگر در خويشاوندان دور مشكلي ايجاد نكند (همانطور كه غالبا نميكند) در خويشاوندان نزديك ( هم خوني ) شديدتر است مسلماً توليد اشكال خواهد كرد

حرام بودن ازدواج با محارم سببي در آيات :

وان تجمعوا بين الاختين: (و براي شما جمع در ميان دو خواهر ممنوع است)
يعني ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نيست, بنابر اين اگر با دو خواهر يا بيشتر
 در زمان ‌هاي مختلف و بعد از جدايي از خواهر قبلي انجام گيرد,مانعي ندارد.و از آنجا
 كه در زمان جاهليت جمع ميان دو خواهر رايج بود, و افرادي مرتكب چنين ازدواجهائي شده بودند قرآن بعد از جمله فوق مي‌گويد: (
الا ما قد سلف
) يعني اين حكم (همانند احكام ديگر) عطف به گذشته نمي شود,و كساني كه قبل او نزول اين قانون,چنين ازدواجي
انجام داده اند كيفر و مجازاتي ندارند, اگر چه اكنون بايد يكي از آن دو را انتخاب كرد
و ديگري را رها كنند. رمزاينكه اسلام از چنين ازدواجي جلوگيري كرده شايد اين باشد,
كه دو خواهر به حكم نسب و پيوند طبيعي نسبت به يكديگر علاقه شديد دارند,ولي
به هنگامي كه رقيب هم شوند طبعا نمي‌توانند آن علاقه سابق را حفظ كنند و به اين ترتيب يك نوع تضاد عاطفي در وجود آن ها پيدا مي‌شود كه براي زندگي آنها زيان
بار است زيرا دائما انگيزه محبت و انگيزه رقابت در وجود آنها در حال كشمكش و
مبارزه اند بعضي ازمفسران احتمال داده اند كه جمله (الا ما قد سلف
) به تمام محارمي كه در آيه
به آن اشاره شده برگردد ، يعني اگر قبل از نزول اين آيه اقدام به ازدواج با يكي ازمحارم فوق طبق قوانين متداول ان زمان كرده با شيد, حكم تحريم شامل آن ازدواج ها
نمي‌شود,و فرزندان آنها فرزندان مشروع خواهند بود البته پس از نزول اين آيه لازم بوده فوراً جدا شوند. پايان آيه يعني جمله (
ان الله كان غفورا رحيما
) نيزمتناسب با اين معني
مي‌باشد .

حرام بودن ازدواج با محارم رضاعي در آيات قرآن

در ايه 23 سوره نساء (وامهاتكم اللاتي ارضعنكم واخواتكم من الرضاعه ... )

و مادراني كه شما را شير داده اند (مادران رضاعي) و خواهرانتان كه رضاعي هستند باانها ازدواج كردن حرام است

 



[1] -جلد 15 ص 162 ترجمه الميزان

حرام بودن ازدواج با محارم نسبي وسببي و رضاعي در احكـام

منظور از اسباب تحريم ، آماري است كه به واسطه آن ، ازدواج مرد وزن با هم
حرام شده و در نتيجه ، زناشويي بين آنها واقع نمي گردد. اين اسباب عبارت است از:

1ـ نسب ، كه به واسطه ولادت به وجود آمده وسبب محرميت دايمي مي گردد.

2ـ رضاع ، كه با شير دادن پيدا شده و محرميت دايمي را موجب مي شود.

3ـ سبب يا مصاهره، كه با خويشاوندي حاصل از ازدواج ، پديد آمده و محرميت دايمي     را به دنبال دارد .

4ـ كفر ، كه سبب حرمت ازدواج زن كافر بر مرد مسلمان و بالعكس مي گردد.

- حرام است ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب, هر قسم از كفار باشد, همچنين ازدواج او با زنان اهل كتاب اگر به عقد دائم باشد, مساله مورد اختلاف است.

- حرام است ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان, خواه اهل كتاب باشد يا غير آن
و خواه به عقد دائم باشد يا موقت

5ـ كفو ،(همتا) نبودن در اسلام وايمان ، كه سبب عدم مشروعيت ازدواج ميگردد.

6ـ ازدواج در عده ،كه سبب بطلان عقد وحرمت آن زن بر مرد است ؛چه اين ازدواج
در عده طلاق انجام يافته باشد و چه در عده وفات .

7ـ تكميل عدد در ازدواج ، كه موجب حرمت ازدواج پنجم به صورت دائم است

 حرام است ازدواج مرد با زن پنجم و ششم و بيشتر, به عقد دائم در جائى كه چهار زن دائمى داشته باشد )حرام است ازدواج با زن دوم و سوم و بيشتر در صورتى كه مىداند قدرت رفتار عادلانه با آنان را ندارد, على الاحوط(.

8ـ لعان،( معني لعان آن است كه كسي به زن خود نسبت زنا دهد يا فرزند شرعي
او را از خود نفي كند و سپس نزاع را پيش حاكم برد و هر دو در نزد وي برصدق گفتار خود وكذب طرف مقابل قسمتهاي چهارگانه قرآني بخورند) كه در اين صورت عقد شان باطل است و هردو به يكديگر حرام ابدي مي شوند)
واگر فرزندي در بين باشد ، از پدر منقطع شده
وارث  نمي برد.

 - حرام است قذف زوجه, يعنى نسبت زنا دادن مرد به زن خود, به مجرد احتمال
يا قول ديگران, گرچه موثق باشند, مادامى كه يقين حاصل نشود, بلكه نبايد نسبت دهد                                                                                        
هر چند يقين حاصل شود, چه آنكه خودش حد قذف مىخورد, مگر آنكه بتواند در نزد حاكم بوسيله اقامه چهار شاهد يا بوسيله لعان ثابت كند.}

- حرام است ازدواج با زن قذف شده كر ولال يعني اگر شخصي به زن خودش
كه كوشش كر يا زبا نش گنگ است نسبت زنا بدهد ونتواند با بينه شرعي ان را اثبات كند عقدشان باطل و آن زن بر وي حرام ابدي مي شود وبعدا هم حق ازدواج با وي ندارد.

9ـ شعار ، هرگاه دو مرد با دوزن با اين شرط كه مهر هر يك از زنها ازدواج با زن
ديگر باشد،ازدواج نمايند ومهر ديگري قرار داده نشود، اين ازدواج باطل است.

10-ظهار ، هرگاه مردي به همسر خود بگويد : «ظهرك كظهر امي»:پشت تو مثل پشت مادرم است، در اين صورت ، زن مزبور بر مرد حرام ميشود.

11-ازدواج در حال احرام ، كه سبب بطلان آن ازدواج و موجب حرمت دائمي زن و مرد بر هم مي شود.

12-انجام ندادن طواف نسا، هرگاه كه زن يا مرد اين طواف را كه از واجبات حج است، انجام ندهند ، تا زماني كه اين عمل واجب را انجام نداده اند ، بر همسر خود حرام
مي‌گردند.

13-زنا، هرگاه نعوذ بالله مردي با زن شوهردارد عمل زنا انجام دهد ، آن زن بر مرد زاني حرام ابدي مي گردد، و نمي‌تواند ازدواج نمايند.

حرام است ازدواج با دختر خاله و دختر عمه براي شخصي كه با خود آنها زنا كرده
- حرام است بر مرد ازدواج با زني كه در حال حيات شوهرش يا در حال عده رجعيه
وي با او زنا كرده باشد زيرا آن زن به مجرد زنا براو حرام ابدي مي شود حتي بعد از مرگ يا طلاق شوهر.

14-لواط، هرگاه كه نعوذ بالله كسي با پسر بچه اي لواط كند، مادر، دختر، و خواهر
 آن پسر بچه كه با او لواط كرده است بر او حرام ابدي مي گردند و او نمي تواند با آنها ازدواج نمايد (
چه لواط در حال طفوليت او باشد يا بعد از بلوغش), عكس فرض
حرمت آور نيست يعنى مادر و خواهر و دختر فاعل بر مفعول حرام نيستند

15- طلاق سوم ، هرگاه مردي زن خود را سه بار طلاق  صحيح داد, آن زن
بر وى حرام موقت مى شود تا آنگاه كه با مرد ديگري ازدواج دائم كند و همبستر شود
و سپس از او به واسطه طلاق يا مرگ جدا شود و عده بگيرد تا بتواند با همسر اول ازدواج كند.
        

16-طلاق نهم ، هرگاه مردي زني را نه بار طلاق دهد ـ البته در هر سه بار محلل
وجود داشته باشد ـ آن زن، ديگر بر او حرام ابدي خواهد
بود .

17-افضا، هرگاه مردي با دختر نابالغي ازدواج و سپس نزديكي كند واين نزديكي منجر به افضا او گردد، آن دختر بر اين مرد حرام ابدي خواهد گشت.

 ازدواج زن با مردي كه پيش از بلوغ بر او عقد بسته و آميزش نموده است و پيش
از آنكه نه سال دختر تمام شود با او نزديكي و دخول كند چنانچه او را افضاء نمايد هيچوقت نبايد با او نزديكي كند.

18- ايلاء يعنى قسم خوردن مرد به قسم شرعى بر ترك آميزش با زن دائمى خود
 در مدت بيش از چهار ماه و يا براى هميشه, به منظور ايذاء و آزار زن, اين قسم, خوردنش حرام است انعقادش مسلم, به هم زدنش واجب و كفاره اش لازم است.  
   

19- همبستري (دخول) { ازدواج مرد با ربيبه، يعنى دختر زن خود از شوهر قبلى،
يا از شوهر بعدى و نوه هاى او،به شرطى كه با خود زن همبستر شده باشد}

20- عقد خوانده شده {حرام است ازدواج مرد با مادر زن خود ومادر پدر زن و مادر مادر زن، هر چه بالا روند، به مجرد خوانده شدن عقد بر دختر}.

21-  زمان {حرام است ازدواج مرد با دو خواهر در يك زمان, چه همزمان عقد كند
يا با فاصله كه در اين صورت عقد دومى حرام است}.

23ـ اجازه زن{ حرام است ازدواج مرد با دختر برادر زن و دختر خواهر زن, بدون
اجازه زن. }

24- اجازه حاكم شرع {  حرام است ازدواج كردن زنى كه شوهرش مفقود الاثر است مگر در  صورتى كه علم به مرگ شوهر پيدا كند يا آنكه به حاكم شرعى مراجعه كند
و او چهار سال مشغول فحص شود و چون پيدا نشد ولى امر زن به امر حاكم يا خود
حاكم او را طلاق دهد وعده منقضى گردد تا جواز ازدواج حاصل شود.}

25- همسر داشتن {حرام است اجراء عقد زوجيت با زن شوهر دار يا زني كه در عده ديگران و در صورت عالم بودن هر دو به مساله نسبت به يكديگر حرام ابدي ميشوند گرچه شوهر زن بميرد يا او را طلاق دهد.[1]  

اند ن سوال خانمي هستم كه دختر خوانده خود را مدّت يك هفته تمام شير
داده ام آيا جايز است او را به عقد فرزندم در آورم ؟
 جايز نيست

سوال- آيا دختر خواهر رضاعي بر انسان محرم است  -حكم ازدواج با
 او چگونه است ؟
خواهر زاده رضاعي محرم است و ازدواج با او جائز نيست  

شخصي با جهل به مساله بادو خواهر ازدواج كرده است وفعلا با آگاهي
از مساله زن دوم را رها نمي كند ايا زنا شوئي با خواهر دوم زنا محسوب مي شود ؟ واگر زن راضي باشد زانيه مي باشد ؟

بلي زنا محسوب مي شود وزن هم زانيه است ولي براي مرد زناي محصنه است وبراي زن زناي محصنه نيست چون شوهر ندارد .

سوال- مردي دو زن دارد  دختر زن اول خود را كه دختر خودش نيز هست به عقد برادر زن دوم خود در مي آورد آيا صحيح است؟ صحيح است 

   

 



[1] -كتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام  ايت الله مشكيني

راههاي محرم شدن در اسلام {ازدواج دائم و ازدواج موقت  شير خوردن }

 بحث علمي در ازدواج 

نكاح و ازدواج از سنت هاي اجتماعي است كه همواره و تا آنجا كه تاريخ بشر حكايت مي كند در مجتمعات بشري هر قسم مجتمعي كه بوده داير بوده و اين خود به تنهاي دليل بر اين است كه ازدواج امري فطري است (نه تحميلي ) از ناحيه عادت و يا ضروريات زندگي و يا عوامل ديگري علاوه بر اين يكي از محكم ترين دليل ها بر فطري بودن ازدواج مجهز بودن ساختمان جسم (دو جنس نر و ماده ) بشر به جهاز تناسل و توالد است وعلاقه هر يك از اين دو جنس به جذب جنس ديگر به سوي خود يكسان است هر چند كه زنان جهاز ديگري اضافه بر مردان در جسم و روحشان دارند در جسمشان جهاز شير دادن ودر روحشان عواطف فطري ملايم واين بدان جهت است كه تحمل مشقت اداره و تربيت فرزند بر ايشان شير ين شود

علاوه بر آنچه گفته شد چيز ديگري در نهاد بشر نهفته شده كه او را به سوي محبت وعلاقمندي به اولاد مي كشاند واين حكم تكويني را به وي مي قبولاند كه انسان با بقاي نسلش باقي است و باورش مي دهد كه زن براي مرد ومرد براي زن مايه سكونت
و آرامش است و وادارش مي سازد كه بعد از احترام نهادن به اصل مالكيت و اختصاص
اصل وراثت را محترم بشمارد و مساله تاسيس خانه و خانواده را امري مقدس بشمارد
و مجتمعاتي كه اين اصول و اين احكام  فطري را تا حدودي محترم مي شمارند چاره اي جز اين ندارند كه سنت نكاح و ازدواج اختصاصي را به وجهي از وجوه بپذيرد به اين معنا كه پذيرفته اند كه نبايد مردان و زنان طوري با هم آميزش كنند كه انساب و شجره دودمان آنها درهم و بر هم شود و خلاصه بايد طوري به هم در آميزند كه هر كس
معلوم شود پدرش كيست هر چند كه فرض كنيم بشر بتواند به وسائل طبي از مضرات
زنا يعني فساد بهداشت عمومي و تباهي نيروي توالد جلو گيري كند و خلاصه كلام اينكه اگر جوامع بشري ملتزم به ازدواج شده اند به خاطر حفظ انساب است هر چند كه زنا هم انساب را درهم و بر هم مي كند و هم انسانها را به بيماريهاي مقاربتي مبتلا سازد
و گاهي نسل آدمي را قطع مي كند و در اثر زنا مردان و زناني عقيم مي گردند.

بنابراين پس فحشاء و سفاح كه باعث قطع نسل و فساد انساب است از اولين اموري است كه فطرت بشر كه حكم به نكاح مي كند با آن مخالف است و لذا آثار تنفر
از آن همواره در بين امت ها ي مختلف و مجتمعات گوناگون ديده مي شود حتي امتهاي كه در آميزش زن و مردش آزادي كامل دارد  و ارتباط هاي عاشقانه و شهواني را زشت نمي دانند از اين عمل خود وحشت دارند و مي بينيد كه براي خود قوانيني درست كرده اند كه در سايه آن احكام انساب را به وجهي حفظ نمايند .

و انسان با اينكه به سنت نكاح اذعان و اعتقاد دارد و با اينكه فطرتش او را به داشتن حسد و مرزي در شهوتراني محكوم مي كند در عين حال طبع و شهوت او نمي‌گذارد نسبت به نكاح پاي بند باشد و مثلا به خواهر و مادر خود يا به زن اجنبي وغيره دست درازي نكند و يا زن به پدر و برادر و فرزند خود طمع نبندد به شهادت اينكه تاريخ ازدواج مردان با مادران و خواهران و دختران و از اين قبيل را در امتهاي بسيار بزرگ و مترقي
(و البته منحط از نظر اخلاقي ) ثبت كرده اخبار امروز نيز از تحقق زنا و گسترش آن در ملل متمدن امروز خبر مي دهد آن هم زناي با خواهر و برادر و پدر و دختر و از اين قبيل آري طغيان شهوت سر كش تر از آن است كه حكم فطرت و عقل و يا رسوم و سنن اجتماعي بتواند آن را مهار كند و آنهائي هم كه با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج    نمي كنند نه از اين باب است كه حكم فطرت به تنهاي مانعشان شده بلكه از اين جهت است كه سنت قومي  سني كه از نياكان به ارث برده اند چنين اجازه اي به آنان نمي دهد.

و خواننده عزيز اگر بين قوانيني كه در اسلام براي تنظيم امر ازدواج تشريع شده
و ساير قوانين و سنني كه در دنيا داير و مطرح است مقايسه كنيد و با ديد انصاف در آنها دقت نمايد خواهيدديد كه قانون اسلام دقيق ترين قانون است و نسبت به تمامي شئون احتياط در حفظ انساب و ساير مصالح بشري و فطري ضمانت بيشتري دارد و نيز
خواهيد ديد كه آنجه قانون در امر نكاح و ملحقات آن تشريع كرده برگشت همه اش به دو چيز است حفظ انساب يا بستن باب زنا آري انسان به حكم اينكه ضعيف خلق شده نمي تواند در برابر خواهشهاي نفسي و دواعي شهواني آن طاقت بياورد خداوند تعالي هم فرموده كه (
ان كيد كن عظيم ) يوسف 28 ( همانا كيد شما زنان عظيم است )

واين از نا گوار ترين و دشوارترين صبرها است كه انسان يك عمر در خلوت و جلوت
با يك زن و يا دو زن و يا بيشتر نشست و بر خاست داشته باشد و شب و روز با او باشد
و چشم و گوشش پر از اشارات لطيف و شيريني حركات او باشد و آنگاه بخواهد در برابر وسوسه هاي دروني خود و هوسي كه به آن زنان دارد صبر كند و دعوت شهواني نفس خود را اجابت نكند با اينكه گفته اند حاجت انسان در زندگي دو چيز است غذا و نكاح و بقيه حوائجش همه براي تامين اين دو حاجت است  و گويا به همين نكته اشاره فرموده است رسول اكرم (ص) ( هر كس ازدواج كند نصف دين خود را حفظ كرده از خدا بترسد
در نصف ديگرش )
[1]

 



[1] - وسائل شيعه كتاب نكاح     تفسير الميزان ص 493 ج4  ايات 28و 23

ازدواج دائـم

زن در طول تاريخ پر فراز نشيب بشريت زندگي درد آلود وپر ماجرايي را پشت
سر گذاشته است او در برخي جوامع به عنوان يك شخصيت غير مستقل در تمام زمينه‌هاي اجتماعي به عنوان يك شخصيت غير مستقل در تمام زمينه هاي اجتماعي سياسي
و اقتصادي شناخته مي شد و با او غالباً به صورت يك كالا ونه به عنوان يك انسان رفتار مي‌شد همان كاري كه امروزه در ميان برخي جوامع خصوصاً كشورهاي متمدن و پيشرفته اقتصادي مشاهده مي‌شود كه چنان زن را تحقير نموده و شخصيت او را در هم شكسته اند كه چون عروسك بي اراده تنها براي خاموش كردن آتش شهوت يا براي تبليغ كالاهاي مصرفي آنان كار برد دارد

در محيط پيدايش اسلام قبل از ظهور پيامبر اكرم (ص) نيز وضعيت زن بسيار دلخراش بود و از او با وضع ننگين و رسوائي بهره برداري مي شد او از خود هيچ اراده واختياري نداشت عرب جاهل زن را از ابتدائي ترين حقوق انساني محروم كرده بود و حتي حق زندگي و حيات را از او گرفته و به واسطه دوري از تمدن و فقر شديد دچار خشونت عجيبي شده و دختران را مايه ننگ دانسته و آنها را زنده به گور مي كرد براي زن حقي از ارث قائل نبود و زنان متعددي را به همسري خود بر مي‌گزيد و به سادگي آنها را طلاق مي داد و فرزند را منتسب به مرد مي كرد و مادر را فقط ظرفي براي نگاهداري و پرورش جنين
 به حساب مي آورد .

 

 

كس چون زن  اندرسياهي قرنها منزل نكرد

كس چون زن در معبود سالوس قرباني نبود

در عدالتخانه انصاف  زن شاهد نداشت

در دبستان فضيلت زن دبستاني نبود

داد خواهي هاي زن مي ماند عمري بي جواب

آشكارا بود اين بيداد  پنهاني نبود [1]

با ظهور اسلام و تعليمات ويژه آن زندگي وارد مرحله جديدي گرديد در اين دوره
او از كليه حقوق فردي و اجتماعي بر خودار شد و همانند وظايفي كه بر دوشش بود
 از حقوق و مزايا بهرمند گرديد قرآن كريم مي فرمايد در ايه بقره 228

(و لهن مثل الذي عليهن ) يعني براي زنان حقوقي همانند آنچه بر عهده آنهاست
قرار داده شد و در كليه حقوق اقتصادي استقلال پيدا كرد و صاحب دسترنج خويش شد
در آيه 32 نساء (
للنساء نصيب مما اكتسبن
) براي زنان از آنچه به دست آورده اند بهره
و نصيب است ومانند مردان به اندازه سهم خويش از آنچه پدر و مادر و ساير بستگان
 از خود باقي مي گذاشتند صاحب ارث گرديد و در آيه 32 نساء (
و للنساء نصيب مما ترك الولدان والا قربون ) ) يعني براي زنان از آنچه پدر و مادر يا بستگان به ارث گذاشته اند بهره و نصيب است .

 

 

ازدواج دائم در آيات

در سوره روم ايه 21 ( و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها
و جعل لكم بينكم موده و رحمة ان في ذلك لا يات لقموم يتفكرون
)

ازدواج دائم عبارت است از پيوند هميشگي زنا شوئي كه با عقد بين زن و مرد
حاصل مي‌شود .

بعضي از ويژگي اين ازدواج عبارت است از :

1ـ هميشگي بودن

 2ـ  ارث بردن زن و مرد از يكديگر

3ـ صيغه خاصي دارد و تنها راضي بودن زن ومرد كافي نيست

4ـ در ازدواج نبايد سخت گيري شود اما رعايت شأن طرفين لازم است يعني علاوه
بر يكسان بودن در دين دو طرف بايد در شؤن خانوادگي و اجتماعي هم سطح يا نزديك
به هم باشند

5ـ پيامبر اكرم ص مي فرمايند ( اگر كسي از اخلاق ودين او را مي پسنديد
به خواستگاري آمد، او را رد نكنيد )

ازدواج در روايات

امام باقر ع ( ما بقي الا سلام بناء احب الي الله عزوجل من التزويج )

در اسلام هيچ بنياني نزد خداوند متعال محبوب تر از ازدواج نيست.[2]

ازدواج پيماني است حقوقي عاطفي كه با عقد بين زن و مرد و معمولا به منظور تشكيل خانواده حاصل مي گردد و طي آن هر دو متعهد مي شوند براي تحكيم بناي خانواده
و تربيت فرزندان همكاري كنند پيامبر اكرم ص مي فرمايند ازدواج سنت من است
 و هر كه از سنت من روي گرداند از من نيست بنابراين شايسته است مسلمانان اين سنت را آن چنان كه موردرضايت خداوند است به جا آورند و فرهنگ اسلام را در جامعه
پياده كنند .

مسأله در صورتي كه شخص بر اثر همسر در معرض گناه قرار گيرد ازدواج بر او واجب مي‌گردد .

مسأله ازدواج دختر بايد با اجازه پدر و در نبود او با اجازه جد پدري صورت گيرد .

مسأله اجازه در ازدواج دختر باكره اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود اما پدر
يا جد پدري بدون دليل مانع شده و بي مورد سخت گيري كنند اجازه گرفتن لازم نيست ازدواج دختر با عدم دسترسي به پدر و جد پدري در صورتي كه پدر يا جد پدري
در دسترس نباشد و دختر نيزنياز  به شوهر كردن داشته باشد اجازه لازم نيست .

 سخت گيري بي مورد در ازدواج دختر اگر همسر مناسبي براي دختر پيدا شود
اما پدر يا جد پدري بدون دليل مانع شده و بي مورد سخت گيري كنند اجازه گرفتن
لازم نيست

 

ازدواج در احكام

پسر ودختري چند سال پيش به احتمال قوي به علت خوردن شير مادران همديكر برادر وخواهررضاعي شده‌اند ( احتمالا نه يقينا) حال پسر مي خواهد با خواهر همان دختر ازدواج كند ايا اين ازدواج جائز است يا خير ؟

اولا در باب محرميت به وسيله شير خوردن اگر يقين يا اطمينان پيدا نكنند محرميت حاصل نمي شود وازدواج مانعي ندارد

ثانيا در خصوص موردسوال هيچگونه اشكالي ندارد همان‌گونه كه در مساله 2565و2535 توضيح المسائل بيان شده است

آيا با  دختر  خوانده مي توان ازدواج كرد؟

جواب  در صورتي كه رابطه سببي ونسبي نداشته باشد اشكالي ندارد     

 



[1] - ديوان پروين اعتصامي سروده 118 ص406

 

[2] - بحار ج 103 ص222

ازدواج موقت

ازدواج موقت عقدي است كه بر اساس آن زن و مرد تا زمان معيني ( مثلا يك سال
 يا يك هفته ) و با مهر معيني با يگديگر پيمان ازدواج مي بندند به اين عقد ( متعه )
يا ( صيغه ) نيز مي گويند اين قرارداد و صيغه مخصوصي دارد و بايد مدت ازدواج و ميزان مهر آن معلوم باشد يكي از غرائز قوي در وجود آدمي غريزه جنسي است مكاتب مختلف بشري راه هاي گوناگوني براي پاسخ گوئي به اين غريزه بر گزيده اند مثل ازدواج دائم
–
رياضت و يا مخالفت با آن و حتي بي بند و باري جنسي كه امروزه در برخي نقاط جهان رايج است اسلام با توجه به شناختي كه از روحيات و نياز هاي بشر دارد راه اعتدال
را در پيش گرفته است و در درجه اول ازدواج دائم را توصيه كرده و در كنار آن ازدواج موقت را پيش بيني كرده است تا نياز آن گروه از مردم كه ازدواج دائم برايشان كافي
يا مقدور نيست بر طرف گردد و جامعه اسلامي از فساد و آلودگي گناهاني مثل زنا دور بمانند و بدين جهت در برخي روايات به مردان متاهل كه نياز جنسي آنها از  طريق ازدواج دائم بر طرف مي شود توصيه شده كه از اين نوع ازدواج بپرهيزند ازدواج موقت در صدر اسلام از احكام رايج الهي در بين مسلمانان بود اما خليفه دوم در زمان خلافتش
 آن را ممنوع كرده و در نتيجه به صورت حكمي متروك درآمد لذا حضرت علي ع فرمودند ( اگر عمر مردم را از ازدواج موقت نهي نمي كرد فقط افراد شقي مرتكب زنا مي شدند )

ضرورت تعيين مدت در ازدواج موقت

در مواردي كه مدت ازدواج موقت از چهار ماه بيشتر است و زن نيز جوان است مرد نبايد آميزش جنسي را بيش از چهار ماه به تاخير بيندازد

تعيين مهريه در ازدواج موقت

تعيين مهريه لازم است و اگر مهريه تعيين نشود ازدواج باطل خواهد بود

تعداد زن ها در ازدواج موقت

در ازدواج موقت افزايش تعداد زوجات به بيشتر از چهار همسر جايز است .

ازدواج موقت حتي اگر به قصد لذت بردن نباشد مثلا براي محرم شدن باشد جايز است

ذكر مدت در متعه و عقد نامه .

اگر در عقد نامه ازدواج موقت مدت ذكر نشده باشد و يكي از زوجين ادعاي دائمي بودن داشته باشد گفته اش پذيرفته است .

 

      مسأله صيغه كردن زن اگر چه براي لذت بردن هم نباشد صحيح است

مسأله  پدر و جد پدري مي توانند براي محرم شدن يك ساعت يا دو ساعت زني را به عقد پسر نا بالغ خود در آورند و نيز مي‌توانند دختر نا بالغ خود را براي محرم شدن به عقد كسي در آورند ولي بايد آن عقد براي دختر مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد.

(نظرات مراجع متفاوت است گلپايگاني و صافي .....مفسده نداشته باشد – فاضل ...مفسده نداشته باشد بلكه مصلحت داشته باشد خوئي و تبريزي ... براي دختر نفعي داشته باشد براي پسر قابليت استمتاع را داشته باشد و گر نه محل اشكال است )

شخصي با همسر شهيدي كه داراي يك دختر است ازدواج كرده ايا اين دختر بر پدر اين آقا (پدر بزرگ ) محرم است اگر نيست راه محرم شدن چيست ؟

نامحرم است ولي هر گاه آن پدر فرزند ديگري داشته باشد وصيغه شرعي
 اين دختر را با آن فرزند بخوانند حكم عروس او را پيدا ميكند و بر او محرم ميشود

آيا جارى كردن صيغه عقد براى محرميت در محيط كار بدون اذن پدر صحيح است؟

اكثر مراجع اذن پدر را (به صورت فتوا يا احتياط وجوبي) در ازدواج دختر باكره
لازم مى‏دانند و از اين جهت فرقى بين ازدواج موقت و دائم نيست
.

آيا ازدواج موقت (براى محرميت) بدون اجازه پدر صحيح است؟

در شرط بودن اذن پدر فرقى نيست كه ازدواج به جهت محرميت باشد
يا استمتاع جنسى.

در كلاس عاشق دخترى شده‏ام آيا مى‏توانم با او صيغه محرميت بخوانم تاراحتر
با او رفت و آمد نمايم؟

صيغه محرميت همان متعه است و متعه نيز به نظر بيشتر مراجع تقليد به اذن ولى (ولى دختر) نياز دارد. بنابراين بدون اذن ولى دختر صيغه محرميت معنا ندارد. نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن»
سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

آنچه در اين مقوله اهميت دارد كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

«دوست داشتن و عشق ورزيدن» حق شماست ولى اگر اين حق از مسير معين مشخص و صحيح استيفا نشود ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند همان گونه كه شما به قسمتى از آن گرفتار شده‏ايد

 

1ـ چگونه مي توان با فرزند خوانده محرم شد؟

فرزند خواندگي هر چند از قديم الايام مرسوم بوده ، وبرخي از مردم با هدفهاي مختلف به سوي ان ميرفته اند ؛ اما اين پديده در عصر وزمان ما گسترده تر ، ومتقاضيان ا نافزونتر،
و اهداف تقاضا كنندهگان ا نيكنواخت تر شده است . به طور عمده نداشتن فرزند سبب گرايش به اين مساله مي باشد  و گاه نيز عواطف انساني موجب توجه به آن مي گردد.

حوادث طبيعي و غير طبيعي ، همانند زلزله ها ، جنگ ها ، بيماريها ، طوفانهاي سخت وحشتناك، و مانند آن عوارض نامطلوب مختلفي برجوامع انساني مي گذارد ؛ كه يكي
از آنها معضل فرزندان بي سرپرست است .فرزنداني كه پدرومادر خود را در آن حوادث
از دست داده، ودر غم مهر ومحبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده رابردل دارند.كودكان معصوم و پاكي كه نگاه معصومانه انان همچون كتابي قطور حاوي مطالب فراوان
و مهمي است ؛كه تنها برخي توفيق مطالعه آن را دارند.

از سوي ديگر زوجين متعددي وجود دارند كه به علل مختلف از نعمت بي بديل فرزند محروم هستندو خداوند حكيم آنها رابا بچه دارنشدن آزمايش مي كند .زن وشوهرهايي
كه ديدن هر نوزاد داغ دل آنها راتازه ،وآه حسرت را بي اختيار از نهاد آنها بلند ،و قطرات اشك را بر گوشه چشمانشا ن جاري مي سازد.

برخي از اين زوجين به جاي آه وافسوس وحسرت و به هدر دادن نيروي خود وبا هدف پر كردن اين خلا زندگي مشترك ـ كه گاه منجر به جدايي وطلاق مي گردد به سراغ فرزندنا بي سرپرست رفته و آنها را به فرزندي قبول ميكنند تا هم غم فقدان پدر ومادر
و كمبود عشق ومحبت را از قلب پاك وكوچك ان كودكان معصوم بيرون كنند وهم
خود را از تنهايي درآورند و سكوت خسته كننده محيط زندگي مشترك خويش
را با گريه ها و خنده هاي چنان فرزنداني بشكنند.

اما مشكلي كه معمولا زوجين مؤمن را رنج مي دهد و در پاره اي از موارد آنها
را از پذيرش جنين فرزنداني منصرف مي‌كند مشكل محرميت است ؛زيرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آينده با مرد خانه مشكل محرميت خواهد داشت و اگر پسر باشد با زن خانه.

براي حل اين مشكل چاره هايي انديشيده شده كه در بسياري از موارد مشكل
 را برطرف مي سازد هر چند در برخي موارد چاره ساز نيست.

يكي ازاين چاره ها وحيله هاي شرعي ايجاد محرميت از طريق رضاع وشيرخوارگي است.

 

راههاي ايجاد محرميت بين پسر ومادر خوانده

اما راه چاره : هر گاه چنين خانمي شير داشته باشد (مثلا خانم مورد نظر فرزندي
به دنيا آورده ،و فرزندش پس از تولد فوت كرده ،و ميخواهد جاي خالي فرزند فوت
شده‌اش را با آوردن نوزاد بي سر پرستي پركند)در ين صورت اگر به او شير بدهد مانند فرزند خودش به پدر ومادر و ساير محارم او محرم ميشود ،و اگر شير نداشته باشد
اين امر از طريق رضاع برخي ازبستگان زن يا شوهر امكان پذير است .

توضيح اينكه

اگر فرزندي بي سرپرستي كه به فرزند خواندگي پذيرفته شده پسر باشد از جهت محرميت مشكلي با مرد خانواده ندارد ولي براي ايجاد محرميت با خانم خانه ، مي‌توان
از راههاي زير اقدام كرد :

الف:اگر مادر ان خانم شير داشته باشد به اندازه لازم وبا رعايت شرابط معتبر ـ
كه در قسمت محارم رضاعي گفته شد به آن نوزاد شير مي دهد ، سپس
 آن پسر بچه حكم فرزند فرزند رضاعي او را پيدا كرده ، و به ان خانم نيز محرم
مي‌شود زيرا برادر رضاعي او خواهد شد .نه تنها به آن خانم بلكه به خواهران ،خواهرزاده‌ها برادر زاده ها ، عمه ها، خاله‌ها ، مادر بزرگ و تمامي نوه‌هاي مادر بزرگ محرم خواهد شد .

ب:اگر مادر آن خانم شير نداشته باشد، ولي خواهر يا خواهرزاده،يا نوه خواهرش شير داشته باشد و بطور كامل به آن پسر بچه شيردهد،در اين صورت نيز به آن خانم محرم شده، وحكم خواهرزاده يا فرزند خواهرزاده او راپيدا مي كند وعلاوه براين
به مادر وساير خواهران وبرادرزاده ها وخواهرزاده ها وعمه ها و خاله ها و مادربزرگ
ونوه‌هاي مادر بزرگ نيز محرم مي گردد.

ج:اگر يكي از برادرهاي آن خانم ،يا دختر يكي از برادر زاده هايش ويا حتي نوه يكي
از برادر زاده هايش ،طبق آنچه در بالا آمد، به آن نوزاد شير دهد به آن خانم وتمامي افرادي كه در بالا گفته شد محرم مي گردد و خانم مذكور عمه رضاعي او بهشمار ميرود.اين راهها همه در صورتي است كه دوران شيرخوارگي بچه تمام نشده باشد در غير اين صورت راه قابل ملاحظه اي براي محرميت وجود ندارد .(
اگر مادر آن خانم در قيد حيات باشد و شوهر نداشته باشد مي توان صيغه عقد موقت او را براي آن پسر خواند
در اين صورت به آن خانم وخواهران و خواهرزاده ها وبرادر زاده هايش ،محرم خواهد شد .مشروط براينكه دخول صورت گيرد كه در عرف مردم چنين چيزي غير معمول است.
)  

 

راههاي ايجاد محرميت بين دختر وپدر خوانده

اگر فرزند مذكوردختر باشد البته مشكلي از جهت محرميت با مادر خوانده ندارد؛
اما برمرد خانه (پدر خوانده) نامحرم است ملي ميتوان از طرق زير براي محرميت
آن اقدام كرد:

الف،ب،ج: همان راههاي سه گانه كه در مورد مادر خوانده گفته شد دقيقا اينجا نيز جاري است (البته از طرف بستگان مرد) بنابراين مي توان محرميت را بين دختر بچه
و پدر خوانده،از طريق شير مادر ان مرد يا خوهر يا خواهر زاده ها يش يا زن برادر
يا برادر زاده‌هايش ايجاد كرد ؛مشروط براين كه زمان شير خوارگي بچه نگذشته باشد.
اما اگر زمان ان گذشته باشد ،و پدر خوانده فرزند يا نوهاي نداشته باشد ، تنها راه آن است كه عقد موقت آن دختر را براي  پدرخوانده بخوانند تا آن دختر حكم زن پدرش
را پيدا كند وبراي هميشه براو وبرادران وبرادر زاده ها وخواهر زاده هايش محرم گردد .
در اينجا دخول شرط نيست ولي چنين عقدي بايد داراي شرايط زير باشد

اولا : بايد به مصلحت دختر بچه باشد كه غالبا هست .

وثانيا: با اجازه حاكم شرع صورت گيرد.

وثالثا: زمان عقد موقت به قدري باشد كه در آن زمان امكان بهره گيري جنسي
از دخترباشد ولي پس از ساعتي باقيمانده مدت را مي بخشند تادر آينده آن دختر
با مشكلي مواجه نشود.

حكم فرزندخوانده نسبت به ناپدرى و نامادرى و برادر و خواهر ناتنى‏چيست‏راه‏هاي محرميت كدام است؟

فرزند خوانده نامحرم است مگر به يكى از طرق زير محرميت حاصل شود. اگر فرزند خوانده شيرخوار كمتر از دو سال و دختر باشد از يكى از راه‏هاى زير به مرد (پدرخوانده) محرم مى‏شود:

 1ـ اگر شير مادر مرد را بخورد كه خواهر رضاعى او محسوب مى‏شود.

2ـ از خواهر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى خواهر مى‏شود.

3ـ از زن برادر مرد شير بخورد كه فرزند رضاعى برادر مى‏شود.

4ـ از دختر خواهر يا دختر برادر مرد شير بخورد.

5ـ از مادر فرزند اين مرد (پدرخوانده) شير بخورد.

چنانچه فرزند شيرخوار نيست يا يكى از موارد فوق براى شير دادن وجود ندارد به وسيله‏ء خواندن صيغه‏ء عقد موقت بين دختر (خوانده) و پدر يا پدربزرگ پدر خوانده دختر به او محرم مى‏گردد چون دختر زن پدر مرد مى‏شود. و در صورتى كه پدرخوانده داراى فرزند پسرى باشد به وسيله‏ء خواندن عقد موقت براى پسرش عروس او مى‏شود
و به او محرم مى‏گردد. و چنانچه فرزند خوانده پسر باشد اگر زن (مادرخوانده) داراى فرزند دختر باشد با خواندن عقد موقت براى دخترش او دامادش مى‏شود. البته بايد خواندن عقد موقت در موارد فوق با اجازه‏ء ولى شرعى طفل (پدر يا جد پدرى) و يا قيم
و سرپرست شرعى او باشد و در صورت نبودن يكى از اينها بايد با اجازه‏ء حاكم شرع
و مجتهد جامع‏الشرايط باشد.ضمنا براى هميشه بايد اين محرميت را مد نظر داشته باشند تا در مورد ازدواج آنان مشكلى بروز نكند. و همچنين پسرخوانده مى‏تواند  از طريق رضاع به وسيله خواهر مادر و زن برادر مادرخوانده به او محرم شود

زن و شوهري صاحب اولاد نمي شوند  اگر  بخواهند بچه اي از شير خوارگاه اختيار كنند براي محرم شدن شدن با مرد و زن چه راه شرعي وجود دارد ؟

اگر دختر باشد پدر آن مرد در قيد حيات باشد مي تواند عقد موقت آن دختر 
را با اجازه حاكم شرع براي پدر خويش بخواند تا حكم زن پدر را پيدا كند ومحرم شود
و اگر خواهر آن  مرد  شير داشته باشدو ان بچه شير خوار باشد واز شير آن خواهر بخورد
( با شرائط لازم) حكم خواهر زاده را پيدا ميكند و محرم ميشود ودر صورتي كه پسر باشد راه محرميت همان است كه از شير خواهر يا مادر آن زن فاقد فرزند بخورد تا آن زن خاله يا خواهر رضاعي آن پسر شود و محرم گردد واگر دوران شير خوارگي پسر بچه گذشته باشد راهي براي محرميت او نيست.

چون قرار است در آينده نزديك فرزندي را از طريق اداره بهزيستي به عنوان فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) جهت سرپرستي قبول نمايم لذا خواهشمند است نظرات خود را پيرامون سوالات ذيل مرقوم فرمائيد ؟

الف ـ با توجه به آيه 5 سوره احزاب نامگذاري فرزند به نام شخصي كه فرزند را جهت سرپرستي قبول مينمايد چه حكمي دارد؟

نبايد چيزي بر خلاف واقع بگويد و او را فرزند خود بنامد مگر اينكه ضرورتي ايجاد كند.

ب ـ از نظر شرعي رابطه وپدر با فرزند خوانده ( پسر يا دختر ) با توجه به قضيه محرميت چگونه مي باشد ؟ آيا خواندن صيغه محرميت كفايت ميكند ؟

جواب صيغه محرميت در اينجا معني ندارد مگر آن فرزند مثلا دختر باشد  و او را با اجازه حاكم شرع به عقد موقت پدر آن مرد در آورند تا نسبت به آن مرد به عنوان زن پدر محرم شود يا شير خواهر يا مادر زن را بخورد.

  ج ـ اگر در آينده به خواست خداوند فرزندي از پدر و مادر متولد گردد ( پسر
يا دختر ) رابطه آنها از نظر محرميت با فرزند خوانده چگونه خواهد بود ؟

جواب ـ اگر طبق مسئله قبل عمل كنند و زن پدر او شود به همه فرزندان
او محرم مي شود


از نظر مشروع و نا مشروع بودن فرزند آيا گفته نماينده بهزيستي كفايت
 مي‌نمايد ؟

جواب آري براي مشروعيت كافي است     

گاهي افرادي كه صاحب فرزند نمي شوند دختري از پرورشگاه ميگيرند آيا راهي براي محرم شدن او بر پدر خوانده وجود دارد ؟

هر گاه آن مرد پدري داشته باشد واين دختر به ازدواج موقت او درآيد بر اين مرد
و فرزندان او محرم مي شود و اگر پسراني از همسر ديگر دارد صيغه موقت دختر
را براي خودش بخواند تا براي پسرانش محرم شود ولي در اين صورت نسبت به خودش
بعد از پايان مدت عقد موقت محرم نخواهد بود

در مورد ازدواج موقت با دختر شير خواره براي ايجاد محرميت با زن برادر ايا اين ازدواج بايد به مصلحت دختر باشد ؟

بلي بايد به مصلحت او باشد.مثلا مهريه اى كه براى او قرار مى دهد به مصلحت
او باشد

 

راه محرميت زن برادر، بر برادر شوهـر

دو برادر كه هر دومتاهل هستند، ودر يك خانه زندگي مي كنند، نامحرم بودن خانم هر يك از آن دو برديگري، مشكلات وسختيهايي درپي دارد؛زيرا بايد در مقابل برادر شوهر،مانند ساير مردان نامحرم،تمام بدن به جز گردي صورت ودستها تا مچ را بپوشانند، واين كار، حتي در خانه اي كه محل استراحت و آرامش انسان است،كاري بس دشوار مي‌باشد . بدين جهت، براي حل اين مشكل ازراه رضاع وارد شده وچاره جويي كرده اند.

 

كلمات فقهـا

نخست به سراغ تحريرالوسيله مي روي،در اين كتاب مي خوانيم :

«اذا كان اخوان في بيت واحد مثلا، وكانت زوجه كل منهما اجنبيه عن الاخر،وارادا آن تصير زوجه كل منهما من محارم الاخر، حتي يحل له النظر اليها، يمكن لهماالاحتيال،بان يتزوج كل منهما بصبيه و ترضع زوجه كل منهما اما لزوجه الاخر،فتصير من محارمه وحل نظره اليها وبطل نكاح كلتا الصبيتين، لصيروره كل منهما بالرضاع بنت اخي زوجها.»

خلاصه كلام امام چنين است:«راه محرميت زن هر يك از دو برادر برديگري اين است كه هر يك از برادران زوجه صغيره شير خواري براي خود عقد كند، سپس  همسرهر يك از دو برادر، زوجه صغيره برادر شوهر خود رابه مقدار معتبر (كه در رساله ها آمده و با رعايت شرايط )شير دهد. با انجام اين كار، همسر هر يك از دو برادر حكم مادر زن برادر شوهرش را پيدا مي كند،وبر او محرم ميگردد،وازدواج برادران با شير خوار خود به خود باطل ميشود،چون هيچكس نمي تواند با برادر زاده اش ازدواج كند.»(دقت كنيد.)

2-محقق سبزواري در كتاب «مهذب الاحكام في بيان الحلال و الحرام».[1]عين عبارت تحريرالوسيله راذكر كرده،و برطبق آن فتوي داده است. با توجه به اين كه حيله مذكور 
در گذشته مطرح نبوده،در كلمات فقهاي پيشين چيزي در باره آن ديده نشد، ومعمولا فقهاي معاصر به ان پرداخته اند . بدين جهت به كلام دو فقيه بزرگوار معاصر مذكور
قناعت ميكنيم.

 

دليل مساله

اين مساله، با توجه به مستحدثه بودن ان ، دليل خاص و روايت ويژه ندارد؛ولي عمومات واطلاقات بحث رضاع شامل ان مي گردد،و مانعي از ان وجود ندارد، زيرا عموم «الرضاع لحمه كلحمه النسب » (چنين روايتي در كتب روايي يافت نشده،ولي مرحوم نراقي
در كتاب مستند الشيعه ميگويد:
[2]«در سنت مقبوله از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه آن حضرت فرمودند «
الرضاع لحمه كلحمه النسب.»)وقاعده «يحرم من ارضاع ما يحرم من النسب»[3]سبب ميشود كه مادر زن رضاعي در حكم مادر زن نسبي باشد ،
و آيه شريفه(
…وامهات نسائكم) [4]شامل آن شود.

 

 



[1]- جلد 17،صفحه 40،

[2] - جلد 16،صفحه226

[3] - وسائل الشيعه ، جلد 14، ابواب مايحرم بالرضاع ، باب اول احاديث و3و4و5و6و7و8و10.

[4] - سوره نساء، آيه 23

چند نكته:

نكته اول: فقهاي بزرگ معاصر اين مساله رادر رساله هاي عمليه خود ذكر كرده اند. مانيز آنرا در مساله 2132 متذكر شده ، و براي صحت آن ، شرايطي ذكر نموده ايم:

نخست اين كه چنان نكاحي به  مصلحت صغيره شيرخوار باشد ؛هر چند مصلحت
مورد اشاره ،بادر نظر گرفتن مهريه مناسبي براي وي ، يا مصالح مادي ،يا معنوي ديگري حاصل گردد .

علاوه براين ،ولي  صغيره نيز در جريان قرار گيرد ، و اجازه چنين عقدي را ، براساس مصلحت صغيره بدهد.

شرط سوم اين كه زمان غقد موقت در چنين عقدهايي بايد به فدري طولاني باشد
كه امكان بهره گيري  جنسي در پايان آن مدت وجود داشته باشد ،در غير اين صورت چنان عقدي باطل است ، زيرا در عرف عقلا به دختر شير خواري كه براي يك روز عقد
 او خوانده شده زوجه گفته نمي شود ، و اساسا چنين ازدواجي نتيجه ،ثمره ومفهومي ندارد.

ممكن است گفته شود ثمره نكاح كوتاه مدت با دختر بچه شير خوار ،محرميت
با مادر نسبي يا رضاعي اوست . بنابراين ،چنين ازدواجي بي نتيجه نيست

نتيجه و آثار شرعي هر موضوع ، پس از تحقق آن موضوع ،محقق ميشود.
 به تعبير ديگر ، اول بايد موضوع نكاح در خارج تحقق پيدا كند،ودر مرحله بعد حكم
به آن موضوع تعلق بگيرد، ودر سومين مرحله آثار شرعي ونتايج  آن محقق شود.

و به عبائت سوم ، نتيجه شرعي سبب وعلت به وجود آمدن موضوع وحكم نميشود، بلكه وجود موضوع و حكم سبب وعلت آثار شرعي است.

بنابراين ، چگونه امكان دارد قبل ازتحقق عنوان نكاح ،وتصحيح ان و ترتب حكم بر موضوع ،حكم به آثار شرعي كرد؟

ما ميگوييم ازدواج دختر شير خوار براي يك روز اصلا مفهوم عقلايي نكاح ندارد؟
تا نوبت به ترتب آثار برسد.

نكته دوم:چاره جويي مذكور ، هر چند از نظر شرعي بدون اشكال ، واز جمله حيله هاي مثبت وصحيح مي باشد ،لكن بدون شك گاه منشا مشكلات ومحذورات و مفاسدي شده ،
 و خواهد شد! زيرا قبل از محرميت ، زوجه هر يك از دو برادر ، حجاب خويش را در مقابل برادر شوهر حفظ ميكرد،وراه نفوذ و سلطه هواي نفس را مي بست و جولانگاه شيطان
را مسدود مي نمود، هر چند اين كار براي آنها مشكلاتي داشت.

ولي پس از محرميت ،زوجه هر يك از دو برادر در مقابل برادر شوهر خود بدون حجاب ظاهر ميشود، بلكه چه بسا همان گونه كه در نزد شوهرش حضور مي يابد ،در جلوي برادر شوهر نيز ظاهر گردد.

به يقين شيطان ، كه دركمين است و منتظر زمينه مساعدي براي وسوسه
مؤمنان مي‌باشد، دست به كار مي گردد و... بنابراين ، محذورات شرعي اين كار كم نيست .

بدين جهت ، هر چند براساس مباني فقهي ،و مطابق ادله شرعي ، اين چاره جويي
را صحيح مي دانيم ، و آن را براي ايجاد محرميت  مؤثر ، ولي از نظر اخلاقي استفاده از آن را به خانواده ها توصيه نمي كنيم .

نكته سوم:عبارت تحريرالوسيله سؤالي رادر ذهن منعكس ميكند .توجه كنيد:

«اذا كان اخوان في بيت واحد مثلا وكانت زوجه كل منهما اجنبيه عن الاخر؛

اگر دو برادر متاهل در يك خانه سكونت داشته باشند، و همسر هريك از انها برديگري نامحرم باشد.»

مگر امكان دارد همسر آنها برديگري محرم باشد ، كه قيد مذكور در كلام ايشان آمده است؟

آري ، اين امر ممكن است ، و به دو شكل مي توان آن را تصور كرد :

اول : دو برادر به نام حسن وحسين هستند ولي فقط از ناحيه پدر،واز نظر مادر
 جدا هستند ، و هر كدام آنها خواهري دارد كه از ناحيه مادر با او مشترك و از طرف
پدر جداست. در اينجا هر يك از اين دو برادر پدري، مي تواند با خواهر ديگري
ازدواج كند،در اين صورت زوجه هر يك از دو برادر ، بر برادر شوهر خود محرم است.

مثال ديگر :حسن و حسين ،دو برادر هستند ،هر كدام خواهر رضاعي دارد .مي دانيم ازدواج انسان با خواهر رضاعي اش جايز نيست ، ولي برادر انسان مي تواند با خواهر رضاعي برادر خود ازدواج كند.بنابراين اگر حسن با خواهر رضاعي برادرش حسين وحسين با خواهر رضاعي برادرش حسن ازدواج نمايد ،همسر هر يك از انان بر برادر شوهرش محرم
خواهد؛   بود زيرا فرض اين است كه خواهر رضاعي او به حساب مي‌آيد .

نتيجه اين كه قيد مذكور «اجنبيه عن الاخر»يك قيد احترازي است.

در اين بحث ، بار ديگر تكرار ميكنيم  كه چاره جويي مذكور از نظر فقهي راه مشروعي براي ايجاد محرميت بين برادر شوهر وزن برادر است ؛ ولي با توجه به مفاسدو مشكلات احتمالي ان ،از نظر اخلاقي توصيه نمي شود

مساله اگر كسي بخواهد زن برادرش به او محرم شود بايد دختر شير خواري را مثلا
دو روزه براي خود صيغه كند و در آن دو روز با شرايط شير دادن كه گفته شد زن برادرش
 آن دختر را شير دهد كه در اين صورت عقد دختر باطل و براي او محرم و حرام
ابدي مي‌گردد و زن برادرش به او محرم مي شود

 

راهي يراي فرارازحرمت ابدي حاصل ازازدواج درعده

ضرورت اين بحث يكي از مشكلات بزرگ در عصر وزمان ما، نكاح در حال عده است، اين حادثه ناميمون با كمال تاسف، براثر نااگاهي نسبت به موضوع وحكم فراوان است،
وگاه با توجه به حكم شرعي ، ولي غفلت از موضوع رخ مي دهد . به اين ترتيب كه زني
از همسرش طلاق مي گيرد ،هنوز عده تمام نشده ، به عقد مرد ديگري در مي آيد،
و آميزش نيز صورت ميگيرد.

اين زن چه بسا كه زندگي خوبي را با شوهردوم ،پس از ناكامي در ازدواج اول آغاز كرده، واز ازدواج جديد خويش كاملا راضي وخرسند است، وگاه خداوند به آنان فرزنداني نيز عنايت مي كند .پس از مدتي ناگهان متوجه مي شوند كه ازدواج باطل بوده، وحتي
 بر ان شوهر حرام ابدي شده ؛ چون در عده ازدواج كرده ، و آميزش نيز حاصل
 شده است،زيرا ازدواج در عده ديگري در دو صورت موجب حرمت ابدي است:چنانچه
عالم به حرمت ازدواج وعده باشد ،و در صورتي كه جاهل بوده، ولي دخول حاصل
 شده باشد.بنابراين چاره اي جز جدايي هميشگي ندارند! اين حكم شرعي خانواده هاي بسياري از مبتلايان به اين مساله رااز هم پاشيده ،و شكست خوردگان در ازدواج اول
را با شكستي ديگر مواجه نموده است!زيرا نه خودشان مسائل شرعي را فرا گرفته ،
و نه با عالمي مشورت نموده اند (خود كرده را تدبير چيست؟!)در اين هنگام زندگي
 در نظرشان تيره و تار گرديده ،وخوابو خوراك را از آنان مي‌ربايد.

خوانندگان محترم اگر نتوانند عمق اين فاجعه رادرك كنند ،حق دارند. ولي براي مبتلايان به آن ،وما كه از نزديك با نمونه هاي متعددي از آن در تماس بوده ،
ويا سر گذشت آنها را در نامه‌هاي  جانكاهشان خوانديم ،يا در تماسهاي تلفني به درد دل آنها گوش فرا داده ،وحتي صداي گريه انها را شنيده ايم ، عمق اين حوادث تلخ به خوبي
قابل درك است .

برخي اززنان مؤمنه كه با هزاران مشكل از شوهر اول ،كه احتمالا معتاد به مواد
مخدر بوده ،يا به علل مختلف همواره در زندان به سر مي برده، طلاق مي گيرند، و براثر جهل به اين مساله در حال عده با شخص ايده ال خود ،به اميد زندگي خوب وخوشي ازدواج،و حتي قبل از پايان عده عروسي مي كنند ، هنگامي كه متوجه حكم شري آن شده و خانه سعادت خويش را و يران مي بينند ،از ترس ابرو جرات ابراز آن را حتي به شوهر دوم خود نيز ندارند .واز سوي ديگر ، براي فرار از گناه در خانه خود همچون فردي بيگانه
با شوهر برخورد مي‌كنند .راستي براي حل اين معضل هيچ راه حلي وجود ندارد؟

 

حرمت ازدواج در عـده

بدون شك ازدواج در عده باطل است ؛ اعم ازاينكه عده بائن باشد ،يا رجعي، يا عده وفات ،يا وطي به شبهه(ويا عده عقد موقت).واين حكم شرعي به قدري روشن ومسلم است ،كه بعضي از فقها متعرض ان نشده و آنها كه به سراغ آن رفته ،ادعاي اجماع كرده اند .
به دو نمونه از كلمات فقهاي اسلام توجه كنيد:

1-علامه محقق ،صاحب جواهر ميفرمايد:

«لا يجوز نكاح المراه دائما ولا متعه في العده ، رجعيه كانت او بائنه ،عده وفات او غيرها ،من نكاح دائم او منقطع ،بلا خلاف اجده فيه ،بل الاجماع بقسميه عليه.»

 (جواهر الكلام ، جلد 29، صفحه 428.)

«ازدواج دائم ياموقت ،با زني كه در عده به سر مي برد جايز نيست ؛هر عده اي واز هر نكاحي كه باشد وهيچ مخالفي در اين مساله نيافتم بلكه هردو قسم اجماع (اجماع منقول ومحصل)در اين مساله ثابت است.»

2-ابن رشد ، از فقهاي اهل سنت ، ميگويد :

«اتقوا عليان النكاح لا يجوز في العده ،كانت عده حيض ،او عده حمل ،او عده شهر.»

(بدايه المجتهد ، جلد 2، صفحه 47.)

«تمام علما اتفاق و اجماع دارند كه ازدواج در عده ، از هر نوع ان ،حرام است.»

خلاصه اينكه ازدواج در عده ديگري به اتفاق تمام علماي اسلام حرام است.

 

حرمت ابـدي

در دو صورت ،علاوه بر حرمت وبطلان نكاح حرمت ابدي نيز ايجاد مي شود:

الف:در صورتي كه زن ومرد هردو ، با آگاهي از موضوع عده وحكم شرعي آن
(حرمت نكاح در عده)اقدام به ازدواج كنند هر چند در زمان عده آميزش صورت نگيرد. البته چنين فرضي بسيار نادر است .

ب:چنانچه يكي از آن دو يا هردو جاهل به حكم شرعي و موضوع آن باشند
و قبل از سپري شدن عده اميزش صورت پذيرد در اين فرض كه زياد رخ مي دهد
نيز بر يكديگر حرام ابدي مي شوند .اما در صورتي هر دو جاهل به موضوع
وحكم باشندواميزشي صورت نگرفته يا درخارج عده صورت بگيرد هر چند عقدشان
باطل است ولي موجب حرمت ابدي نمي شوند وميتوانند پس از سپري شدن عده با عقد جديد زندگي تازه اي را شروع نمايند .

كوتاه سخن اينكه :تمام صورتهاي ازدواج در عده را مي توان در دو صورت
زير خلاصه كرد :

اول: در صورتي كه از روي اگاهي به حكم و موضوع انجام شود يا دخول صورت گيردرام ابدي مي شوند .

دوم : چنانچه براثر جهل باشد و اميزشي تحقق نيابد حامت ابدي نمي‌آورد.

 

اما عقيده فقهاي اهل سنت

شيخ طوسي در اين مورد مي فرمايد:

«اذا تزوجها مع العلم بذلك ولم يدخل بها فرق بينهما ولا تحل له ابدا .وبه قال مالك،
و خالف جميع الفقهاء في ذلك .دليلنا اجماع الفرقه واخبارهم.
»[1]

«هر گاه با زني كه در عده است با اطلاع واگاهي بر مساله ازدواج كند بايد از هم
جدا شوند وب همديگر حرام ابدي مي‌شوند هر چند آميزشي صورت نگرفته باشد. مالك(يكي از فقهاي معروف عامه)موافق نظريه ماست و با تمام فقهاي عامه در اين مساله خالفت كرده است دليل ما اجماع واتفاق فقهاي شيعه واخبار وروايت اهل بيت است
.»

ايشان در مورد صورت جهل به مساله با فرض دخول در زمان عده مي فرمايد:

«اذا تزوجها في عدتها مع الجهل بتحربم ذلك ،ودخل بها فرق بينهما ولم تحل له ابدا وبه قال عمر ومالك والشافعي في القديم.وقال في الجديد تحل له بعد انقضاء عدتها وبه قال ابو حنيفه وباقي الفقهاء‌.دليلنا اجماع الفرقه و طريقه الاحتياط.»[2]

«در جهل ودخول در زمان عده نيز بايد از هم جدا شوند و حرمت ابدي ايجاد مي شود عمر ومالك وشافعي در فتواي قديم خود هم عقيده ما هستند ؛ولي در نظريه جديدش معتقد است پس از پايان عده مي توانند از نو عقد بكنند.همان گونه كه ابوحنيفه و بقيه فقهاي اهل سنت نظريه جديد شافعي را پذيرفته اند .دليل ما اجماع فقهاي شيعه،
و مقتضاي احتياط است
.»

صاحب جواهر (رضوان الله عليه)پس از طرح مساله ازدواج در عده در حال علم و آگاهي از حكم وموضوع ،و همجنين در صورت جهل ولي اميزش در حال عده وحكم به بطلان وحرمت ابدي ، مي فرمايد:

«بلا خلاف اجده في شيء منذلك بل الاجماع بقسميه عليه وهو الحجه بعد المعتبره المستفيضه؛»

«هيچ اختلافي در بين فقهاي شيعه در هيچ يك از اموري كه ذكر شد نيافتم .بلكه اجماع واتفاق آنان هم اجماع منقول وهم اجماع محصل ،در اين مورد وجود دارد ،واين اجماع علاوه بر روايات فراوان مستند مادر اين فتواست.»

خلاصه اين كه جاي هيچ شبهه اي باقي نمي ماند كه در صورت علم هر چند اميزش صورت گيرد در صورت جهل، به شرط آميزش در عده، حرمت ابدي قطعي است ، و اين ، نظر تمام فقهاي  شيعه است .

 



[1] - الخلاف، كتاب النكاح مساله97

[2] -الخلاف ، كتاب النكاح ،مساله 98

 

مستند نظريه حرمت ابـدي

مستند فقهاي شيعه در اين مساله ، علاوه براجماع و احتياط در مسائل مربوط به نكاح، روايات فراواني است كه همگي در باب هفدهم از ابواب المصاهره وسائل الشيعه آمده است .در باب مذكور بيست ودو روايت ذكر شده ، كه به جز دو سه روايت، تمام آن دلالت بربحث ما داردعمده ان روايات را مي توان به پنج گروه تقسيم كرد:

1ـ رواياتي كه  مدار حرمت ابدي را .،علم به حكم و موضوع ميداند؛مانند روايت اول وچهارم وپنجم وهفدهم .

2ـ رواياتي كه معيار آن را آميزش در عده مي شمارد ؛ مثل روايت دوم و ششم وهفتم ونهم و بيستم .

3ـ رواياتي كه علم و آميزش ، هر دو را ملاك ميداند ؛ مانند روايت سوم.

4ـ رواياتي كه فقط  بطلان نكاح در عده را مطرح كرده ، ودر مورد حرمت ابدي
سكوت دارد . مثل روايت هشتم ويازدهم و دوازدهم وسيزدهم وچهاردهم و پانزدهم وهجدهم.

5ـ رواياتي كه نكاح  در عده را  مطلقا باعث حرمت ابدي مي داند ؛ مانند حديث شانزدهم ونوزدهم .

براي رعايت اختصار، از ذكر تك تك روايات صرفنظر شد ، ولي نتيجه جمع ميان تمام روايات فوق همان است كه فقهاي شيعه به آن فتواداده اند ؛يعني حرمت ابدي
در دو صورت :1-صورت علم ،2- در صورت جهل و اميزش در زمان عده.

 

راهكاري براي نجات از حرمت ابـدي

همان گونه كه گذشت ، حكم به حرمت ابدي در مواردي كه ذكر شد ، و مورد اتفاق فقهاي شيعه بود ، تعداد زيادي از خانواده ها رادر بن بستي شديد قرار داده است.

آيا واقعا هيچ راه چاره اي وجود ندارد؟ چنين خانواده هايي به يقين مقصر،
 و در فراگيري معارف ديني واحكام شرعي كوتاهي نموده، وخودشان براي خود مشكل آفريده‌اند .اما ايا نمي توان راهكاري براي ازدواج مجدد چنان زوجهايي پيدا كرد ؟

ما پس از مطالعات مستمر وپي گير ، وتلاشهاي علمي فراوان ،و بحثهاي طولاني، وتفكر وتعمق وانديشه در زواياي مختلف اين مساله پيچيده ، به لطف پروردگار راه حلي يافته ايم ، كه براي اكثر آنها كارساز است و آن اينكه :

در محيط هاي ما معمولا صيغه عقدازدواج،مخصوصا در نكاح دائم ، توسط وكيل
اجراء مي‌گردد.يعني عروس ودامادبه وكيل خود وكالت مي دهند كه صيغه صحيح نكاح
را براي انان جاري نموده ،تا بتوانند در كنار هم تا اخر عمر با آرامش خيال زندگي‌كنند .

بنابراين ، محدوده وكالت وكيل «ايجاد عقد صحيح» مي باشد ،نه ازدواجي
كه فاسد است ، و حرمت ابدي به دنبال داشته باشد . بدين جهت ، چنانچه وكيل صيغه عقد ازدواج فاسدي را اجراكند، چنين عقدي اثري ندارد زيرا از روي نااگاهي خارج
از محدوده وكالتش عمل كرده ، وصيغه اي خوانده كه وكالت در آن نداشته است .بنابراين هيچ اثري برچنين نكاحي بار نمي‌شود . هر چند روابط زنا شويي ان مرد وزن روابط حرامي محسوب نمي شود، زيرا تصور مي كردند زن وشوهر هستند، ودر حقيقت احكام وطي
به شبهه رادارد .

در يك جمله كوتاه ، انچه واقع شده (نكاح فاسد)مورد نظر عروس وداماد نبوده ، و آنچه مورد نظر عروس وداماد بوده (نكاح صحيح)رخ نداده است . بنابراين در حقيقت عقدي
از سوي زوجين نه مباشرتا ونه وكالتا انجام نشده ،تا موجب حرمت ابدي شود .

اين ، راهكاري مشروع وهماهنگ با عدله شرعي است ، براي كساني كه مبتلا به نكاح در عده مي شوند . البته ما استفاده از اين راهكا ررا به كساني كه دست به چنين ازدواجهايي زده ، و جدايي برايشان مشكل است توصيه مي كنيم .در غير اين صورت، بهتر است احتياط كنند، و از چنين ازدواجي چشم بپوشد .

 

پاسخ به چند سـؤال

در اينجا سه سؤال پيرامون راهكار ارائه شده به ذهن مي ايد، كه نياز به پاسخ دارد:

آنچه گفتيد در صورتي صحيح است كه زوج شخصي را وكيل نمايد ،تا براي او همسري اختيار كند ؛ هر زني كه باشد. اما اگر زن خاصي رانام ببرد ، وبه وي بگويد : «فلان خانم را براي من عقد كن» راهكار مذبور فايده اي ندارد ، و آنچه در عصر وزمان ما رخ مي دهد، غالبا از همين قبيل است . در اين مورد چه بايد كرد؟

وكالت در امر ازدواج به دو صورت امكان پذير است :

الف: شخصي راوكيل كند تا فقط صيغه عقد را بخواند ؛ خواه نكاح صحيح باشد يا باطل

ب: به او وكالت دهد آن زن رابه همسري او درآورد .

در صورت اول حرمت ابدي بعيد نيست ولي كمتر كسي پيدا مي شود كه چنين
وكالتي بدهد .امادر صورت دوم كه غالب وكالتها از اين قبيل است ،اگر زني را براي
او عقد كند كه در عده است بدون شك مشمول وكالت  نيست زيرا او وكالت در نكاح صحيح داده است .همان گونه كه اگر به وكيل خود بگويد : «از فلان كس ،فلان خانه
را بريم خريداري كن .»سپس معلوم شود كه خانه غصبي بوده ، چنين وكالتي باطل
مي‌باشد .هر چند موكل جنس وفروشنده را از ابتدا مشخص كرده باشد ، زيرا خانه غصبي قابل نقل و انتقال به ديگران نيست .

اين راهكار اختصاص به عقدهايي كه توسط وكيل جاري مي شود ندارد.بلكه در مواردي كه شخص براي خودش عقد مي خواند نيز جاري است ،زيرا هدف زن ومردي كه براي خود صيغه عقد مي خوانند ايجاد نكاح صحيح و علقه زوجيت مشروط مي‌باشد  و فرض اين است كه حاصل نشده است .بنابراين در اين موارد نيز آنچه هدف آنها بوده (عقد صحيح)حاصل نشده ، و آنچه حاصل شده (عقد باطل) منظور انان نبوده است در حاليكه روايات دال برحرمت ابدي ، كه بحث ان گذشت شامل آن مي گردد .

اين سخن در حقيقت اجتهاد در مقابل نص است؛ زيرا مفهوم روايات مورد اشاره در عقد بالمباشره چنانچه در زمان عده صورت پذيرد (با شرايطي كه گذشت) حرمت ابدي است هر چند عقد اجرا شده عقد فاسدي باشد و به تعبير ديگر عقد فاسد در اينجا تعبدا سبب حرمت ابدي است ولي در مورد وكالت اصلا عقدي از ناحيه زوج صورت نگرفته است.

هر چند فرق ميان عقد وكالتي ومباشرتي تفصيل خوبي به نظر مي رسد و راهكار حاصل از ان حقيقتا مشكل بسياري از گرفتاران  «نكاح در عده» را حل مي‌كند؛ولي روايات حرمت ابدي شامل هردو ميشود.دليل شما براين تفاوت و تفصيل چيست؟

آنچه درزمان صدور وبيان روايات مورد بحث ،مرسوم ومتداول بوده ،عقد مباشرتي بوده است . بنابراين ، روايات ناظر به چنان عقدهايي مي باشد،ونسبت به عقدهاي وكالتي اطلاق ندارد، واگرشك كنيم كه عقد وكالتي مؤثر در حرمت ابدي است يا نه؟
اصاله الحليه حكم به صحت ان ميكند .

به عبارت ديگر ، قدر متيقن ازروايات تحريم ابدي ، عقدهاي مبشرتي است.
اما عقدهاي وكالتي مشكوك است، بنابراين روايات مذكور شامل ان نمي شود، بلكه مشمول اصاله الحليه است .

اضافه بر اين اصولا وكالت در اين گونه موارد به كلي باطل است و وكالت باطل
اثري ندارد .

در اين فتوا تنها نيستيم پس از دست يافتن به راهكار مذكور، ولغو تحريم ابدي
در نكاح در عده در صورتي كه وكيل از دو طرف عقد را خوانده و يا حتي در مواردي
 كه يك نفر خود صيغه را خوانده و وكيل طرف دوم آن را قبول كرده است
به فتواي جالبي از استاد عاليقدر ايت الله العظمي خويي دردو كتاب «
مستند العروه
»
و «
المباني في شرح العروه» دست يافتيم، كه ايشان نيز همين نظريه را با اندك تفاوتي پذيرفته اند به متن عبارت معظم له توجه كنيد :

«الا ان للمناقشه في ثبوت الحرمه الا بديه حتي في صوره التعيين والعلم بالحكم والموضوع ،او الجهل ولكن مع الدخول بها مجالا، نظرا لعدم شمول دليل التحريم له . وذلك لان موضوع الحرمه في لسان الادله لما كان هو التزويج من امراه ذات عده   كان  لثبوتها وجه...ومن ثم كان عدم ثبوت الحرامه الا بديه في المقام واضحا فان الانتساب نتيجه الفعل الوكيل انما يكون فيما اذا كانت الوكاله صحيحه واما اذا كانت باطله فلا وجه لنسبه الفعل الصادر من فاعله الي غيره.و مقامنا من هذاالقبيل  فان الوكاله باطله نظرا لاختصاصها بما يصح صدور من الموكل نفسه فما لا يصح صدور منه لا يصح فيه التوكيل ايضا وحيث
ان التزويج من امراه ذات عده اذا صدر من نفسه كان محكوما بالبطلان ،فلا تصح الوكاله فيه
.»

خلاصه كلام ايشان به شرح زير است :

«علت اينكه در فرض وكالت حرمت ابدي ايجاد نمي شود اين است كه در صورت بطلان وكالت ،فعل وكيل استناد به موكل داده نمي شود، و محل بحث از همين قبيل است زيرا زوج برزوجه شخصي را براي عقد فاسدي وكيل كرده كه از آن اطلاع نداشته‌اند ، پس همان گونه كه انشاء عقد فاسد بالمباشره صحيح نيست وامكان پذير نمي باشد وكالت براي چنين عقدي نيز باطل است.»

تفاوت فتواي ايشان وما اين است كه ايشان در فرض علم موكل به حكم وموضوع
(حكم حامت وموضوع نكاح در عده) معتقدند موجب حرمت ابدي نمي شود .
ولي ما معتقديم كه در اين فرض امكان حكم به حرمت ابدي وجود دارد زيرا اگر فرض كنيم كسي است كه از زني فرضا ناراحت است ، ومي خواهد كاري كند كه او حرام ابدي شود ، به كسي وكالت مي دهد كه در زمان عده عقد اورا براي آن مرد بخواند تا برهمديگر حرام ابدي شوتد چنين وكالتي به عقيده ما اشكالي ندارد ، هرچند استاد آن را نپذيرفته است.

 

نتيجه نهـايي

از كل مباحث اين فصل نتيجه مي گيريم كه :

اولا: هر گاه مردي از روي جهل و ناداني به مسائل شرعي، زني را كه در عده است به عقد خود در آورد ، ودر  زمان عده با او آميزش كند ، و عقد توسط وكيل خوانده شده باشد  حرمت ابدي ايجاد نمي شود هر چند عقد مذكورباطل است و پس از عده بايد
تجديد گردد.

ثانيا : فقهاي اسلام بايد تمام سعي وتلاش خويش را جهت حل مشكلات مردم ، تا آنجا كه ضوابط شرعي اجازه مي دهد ، واز فقه سنتي جواهري تجاوز نمي كند ، ودر راستاي رضاي پروردگار است، به كار گيرند .ولي البته حل مشكلات گرفتاران ، مجوز پناه بردن به غياث ظني واستحسان ودليلهاي غير معتبر نمي شود

ثالثا : موارد بسيار نادري پيدا مي شود كه خواندن عقد وكالتي در عده، سبب حرمت ابدي مي گردد.  والله العالم  ذكر اجمالي اسباب تحريم(محارم )

منظور از اسباب تحريم ، آماري است كه به واسطه آن ، ازدواج مرد وزن با هم
حرام شده و در نتيجه ، زناشويي بين آنها واقع نمي گردد. اين اسباب عبارت است از:

1ـ نسب ، كه به واسطه ولادت به وجود آمده وسبب محرميت دايمي مي گردد.

2ـ رضاع ، كه با شير دادن پيدا شده و محرميت دايمي را موجب مي شود.

3ـ سبب يا مصاهره، كه با خويشاوندي حاصل از ازدواج ، پديد آمده و محرميت دايمي را به دنبال دارد .

4ـ كفر ، كه سبب حرمت ازدواج زن كافر بر مرد مسلمان و بالعكس مي گردد.

5ـ كفو ،(همتا) نبودن در اسلام وايمان ، كه سبب عدم مشروعيت ازدواج ميگردد.

6ـ ازدواج در عده ،كه سبب بطلان عقد وحرمت آن زن بر مرد است ؛چه اين ازدواج
در عده طلاق انجام يافته باشد و چه در عده وفات .

7ـ تكميل عدد در ازدواج ، كه موجب حرمت ازدواج پنجم به صورت دائم است.

8ـ لعان، هرگاه كه مردي به همسر خود نسبت زنا دهد و نتواند آن را ثابت كند و زن آن را انكار نمايد ،‌آنها به نزد قاضي رفته و مراسم لعان را انجام مي دهند. با انجام
اين مراسم ،‌ آن زن ومرد بر هم حرام گردند، واگر فرزندي در بين باشد ، از پدر منقطع شده وارث نمي برد.

9ـ شعار ، هرگاه دو مرد با دوزن با اين شرط كه مهر هر يك از زنها ازدواج با زن
ديگر باشد،ازدواج نمايند ومهر ديگري قرار داده نشود، اين ازدواج باطل است.

10-ظهار ، هرگاه مردي به همسر خود بگويد : «ظهرك كظهر امي»:پشت تو مثل پشت مادرم است، در اين صورت ، زن مزبور بر مرد حرام ميشود.

11-ازدواج در حال احرام ، كه سبب بطلان آن ازدواج و موجب حرمت دائمي زن و مرد بر هم مي شود.

12-انجام ندادن طواف نسا، هرگاه كه زن يا مرد اين طواف را كه از واجبات حج است، انجام ندهند ، تا زماني كه اين عمل واجب را انجام نداده اند ، بر همسر خود حرام
مي‌گردند.

13-زنا، هرگاه نعوذ بالله مردي با زن شوهردارد عمل زنا انجام دهد ، آن زن بر مرد زاني حرام ابدي مي گردد، و نمي‌تواند ازدواج نمايند.

14-لواط، هرگاه كه نعوذ بالله كسي با پسر بچه اي لواط كند، مادر، دختر، و خواهر آن پسر بچه بر او حرام ابدي مي گردند ، و او نمي تواند با آنها ازدواج نمايد.

15-طلاق سوم ، هرگاه مردي زن خود را سه بار طلاق دهد ، ازدواج مجدد او با آن زن حرام خواهد بود ، مگر اينكه شخصي كه محلل ناميده مي شود ، آن زن را به عقد خود درآورد و سپس او را طلاق دهد . پس از آن ، شوهر اول زن مزبور مي تواند او را مجددا
به عقد خود در آورد. البته ، محلل شرايطي دارد ، كه در جاي خود خواهد آمد .

16-طلاق نهم ، هرگاه مردي زني را نه بار طلاق دهد ـ البته در هر سه بار محلل
وجود داشته باشد ـ آن زن، ديگر بر او حرام ابدي خواهد شد.

17-افضا، هرگاه مردي با دختر نابالغي ازدواج و سپس نزديكي كند واين نزديكي منجر به افضا او گردد، آن دختر بر اين مرد حرام ابدي خواهد گشت.

كه در قسمت ازدواج با محارم به طور مفصل گذشت

 

نامحرم درآيات قـرآن

آيه 50 سوره احزاب

1ـ همسراني كه مهر آنان را داده ايد

2- كنيزان كه خدا از غنيمت جنگي در اختيار تو قرار داده

3- دختران عمويت

4- دختران عمه هايت

5- دختران دائي تو

6- دختران خاله هايت

در شريعت مقدس اسلام نگاه به نا محرم حرام است و در اين حكم فرقي ندارد
 چه نامحرم نگاه كند و چه مرد به زن نامحرم نگاه كند لذا خداوند در قرآن مي فرمايد
(و قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظو فروجهم و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و....سوره نور ) بگو اي پيامبر به مردان مومن كه چشم هايشان را از زنان نا محرم حفظ كنند و نفس خودشان را نگه دارند كه اين از براي انان پاكيزه و بهتر است و... و بگو اي پيامبر به زنان مومن كه چشمهاي خود را از نگاه ناروا بپوشانند و خودشان را از كار نا پسند حفظ نمايند

   نامحرم در روايات

 حضرت زهرا س بهترين زنان كساني هستند كه نه آنها مردان نا محرم را و نه مردان نامحرم آنها را ببينند.[1]

 

عن الرضا ع سالته عن الرجل يحل له ان ينظر الي شعر اخت امراته فقال لا الا ان تكون في القواعد قلت له اخت امراته و الغريبه سواء قال نعم.[2]

شخصي از امام رضا (ع) رسيد آيا مرد مي تواند به موي خواهر زنش نگاه كند
حلال است حضرت فرمود ( خير حلال نيست ) دوباره سوال كردم كه آيا براي مرد خواهر زنش
و غريبه يكسان است فرمود  بلي فرقي ندارد

قال رسول الله (ص) يا علي اول نظره لك و الثانيه عليك لائك .[3]

 اي علي نظاره و نگاه اول براي توست و نگاه دوم بر عليه و ضرر توست

قال رسول الله ص ومن ملا عينيه من امراه حراما حشا هما الله عزوجل يوم القيامه
به مسامير من نار وحشاهما ناراحتي يقضي بين الناس ثم به الي النار
.[4]

پيامبر اكرم (ص) فرمودند هر كس چشم هاي خود را از ديدن زني كه ديدنش براي
 او حرام است پر كند خداي عزوجل در روز قيامت دو ديده و چشم او را با ميخ‌هاي آتشين پر نمائد و آن‌ها را پر از آتش كند تا وقتي كه دوباره مردم حكم نمايد آن‌گاه امر شود
كه او را به دوزخ ببريد .

 «نظر به نا محرم تيري مسموم از تيرهاي شيطان است». پيامبر اكرم(ص)

« چه بسيار نظر به نا محرمي كه حسرت و پشيماني طولاني به دنبال دارد».
امام صادق(ع)و از پيامبر (ص)  « كسي كه نظر به نا محرم را از خوف خداوند ترك كند، خداوند به او ايماني عطا مي كند كه شيريني آن را در قلبش مي‌يابد» و همچنين در مورد راه درمان شهوت وعفو اهانت كننده

 در حكمت 420 نهج البلاغه از زبان امير المومنين (ع) طريق السلامه من الشهوات  و روي انه ع كان جالسا في اصحابه فمرت بهم امراه جميله فرمفها القوم بابصارهم فقال (ع) ان ابصار هذه الفحول طوامح و ان ذلك سبب هبابها فاذا نظر احدكم الي امراة تعجبه فليلامس اهله فانماهي امراة كامراته  فقال رجل من الخوارج قاتله الله كافرا ما افقهه  فوثب القوم ليقتلوه فقال ع رويدا  انما هو سب بسب او عفو عن ذنب. (و درود خدا بر او باد فرمود اصحاب امام پيرامونش نشسته بودند كه زني زيبا از آنجا گذشت حاضران ديده به آن زن دوختند امام فرمود
همانا ديدگان اين مردان به منظره شهوت آميز دوخته شده وبه هيجان آمده اند هر گاه كسي از شما با نگاه به زني به شگفتي آيد با همسرش بياميزد كه او نيز زني چون زن وي باشد.مردي از خوارج گفت خدا اين كافر را بكشد چقدر فقه ميداند 0 مردم براي كشتن
او بر خواستن امام فرمود آرام باشيد دشنام را با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه ) ترجمه حكمت 420 محمد دشتي (ره)

در كتاب الحكم الزاهره 2 ص452 الفقه4ص8 از قول پيامبرص  كسي كه چشمانش
 را از حرام پر كند خداوند روز قيامت چشمهاي او را از آتش پر مي سازد مگر آنكه توبه كرده وبه سوي خداوند باز گردد 0

 



[1] - بحار 43  و 54

[2] -وسائل ج 14

[3] - وسائل ج 14

[4] - عقاب الاعمال شيخ صدوق

نامحرم در احكام

1ـ دختر پسرخوانده محرم نيست

2ـ مادر زن پدر ( مادر نامادري ) محرم نيست

3ـ  نا پدري به عروس محرم نيست

4ـ  عادي شدن محرم ونامحرم همچون منشي و مدير دكتر و پرستار استاد وشاگرد پرستار و مريض موجب محرميت نيست

5ـ  مردم نا محرم خودي و فاميل را با نا محرم غير فاميل فرق مي گذارند در حالي
كه در نا محرم بودن فرقي ندارد

6ـ جملات رايج مردم ( ما با هم خواهر و برادر يم  ما بد دل نيستيم)
اصل كار اين است كه دل پاك باشد و000 حرمت نگاه را از بين نمي برد

7ـ بر خي از مردم فكرمي كنند صيغه اي وجود دارد بنام صيغه خواهد و برادري
در حالي كه براي محرميت صيغه اي جزازدواج موقت ودائم نيست

8ـ بسياري از زنان داماد را در مجالس عقد وعروسي عملاً نا محرم نمي‌دانند در حالي كه داماد بودن از مستثنيات نيست و بايد خانم در برابر داماد حجاب خود را حفظ كنند

9ـ شكي نيست كه در شرائط اضطراري وناچاري مراجعه به پزشك نامحرم مانعي ندارد سخن در آن جائي است كه با وجود پزشك محرم آيا مي توان به پزشك نا محرم
مراجعه كرد؟ مراجع تقليد فرموده اند اگر مراجعه به پزشك نامحرم متوقف بر لمس و نظر حرام باشد تا به حد ضرورت نرسيده جائز نيست

10ـ اما بسياري از مردم مي‌گويند دكتر محرم است

حدود حجاب  اسلامي براي بانوان چيست ؟ براي اين منظور پوشيدن لباس بلند
 و آزاد و شلوار و روسري كفايت مي كند و اصولا چه كيفيتي در لباس و پوشش زن
 در برابر افراد نا محرم بايد رعايت شود ؟

امام (ره) واجب است تمام بدن به جز قرص صورت و دست‌ها تا مچ از نا محرم پوشيده شود و لباس مذكور اگر مقدار اجب را بپوشاند مانع ندارد ولي پوشيدن چادر بهتر است
و از لباس‌هايي كه توجه نا محرم را جلب كند بايد اجتناب شود .

آنها كه زنها  را مي خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنايتكارند زنها نبايد گول بخورند زن گمان نكند اين مقام زن است كه بزك كرده بيرون برود
با سر باز و لخت اين مقام زن نيست زن بايد شجاع باشد زن آدم ساز است زن مربي
انسان است.
[1]

حجاب بانوان در اسلام يكي از اموري است كه از وقتي استعمارگران چشم طمع به كشورهاي اسلامي و غضب معادن و منابع طبيعي آنها دوختند مورد حمله آنها قرار گرفت زيرا چادر و حجاب زنان مسلمان را يكي از عوامل بزرگ براي بقاء استقلال شخصيت اسلامي كل جامعه  مسلمانان و حفظ هويت اسلامي آن ديدند و آن را مانع سياسي
و اقتصادي و فرهنگي خود شناختند (.
پيام حضرت آيت ا... گلپايگاني (ره) به كنگره سراسري حجاب )

آيا جنايتي از اين بزرگتر نسبت به زن هست كه زن را با آرايش مد و جلوه گري زيور آلات سر گرم كنند و از او به عنوان يك ابزار و وسيله استفاده كنند ؟ امروز سر و سينه
را از زيور الات پر كردن و آرايش و مد و لباس را بت قرار دادن براي زن انقلابي مسلمان ننگ است چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي ما است.  (
حضرت آيت ا... خامنه اي)

 



[1] - حضرت امام ره صحيفه نور ج11 ص 254

 

حجـاب

«اي پيامبر به زنان باايمان بگو: چشم هاي خود  را (از نگاه هوس آلود ) فرو گيرند.

ودامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز ان مقدار كه نمايان است.  آشكار ننمايند و اطراف روسريهاي خود را بر سينه افكنند (تا گردن وسينه با آن پوشانده شوند)...»[1]

«بهترين زنان كساني هستند كه نه مردان نامحرم را و نه مردان نامحرم آنها
را ببينند
.»[2]

حدود حجاب اسلامي براي بانوان چيست ؟براي اين منظور پوشيدن لباس بلند
و ازاد و شلوار وروسري كفايت ميكند و اصولاچه كيفيتي در  لباس وپوشش زن
در برابرافراد نامحرم بايد رعايت شود ؟

امام خميني (ره):

واجب است تمام بدن زن به جز قرص صورت ودستها تا مچ از نامحرم پوشيده شود

ولباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند مانع ندارد ولي پوشيدن چادر بهتر است
و از لباسهايي كه توجه نامحرم را جلب كند بايد اجتناب شود انها كه زنها را ميخواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانانفاسد قراربدهند جنايت كارند .

زنها نبايد گول بخورند .زن گمان نكند اين مقام زن است بزك كرده بيرون برود با سر باز ولخت0 اين مقام زن نيست0 زن بايد شجاع باشد0 زن آدم ساز است0 زن مربي
انسان است.
[3]

حجاب بانوان دراسلام يكي از اموري است كه از وقتي استعمارگران چشم طمع به كشورهاي اسلامي وغصب معادن ومنابع طبيعي آنها دوختند0مورد حمله آنها قرار گرفت زيرا چادر وحجاب زنان مسلمان رايكي از عوامل بزرگ براي بقاءاستقلال شخصيت اسلامي كل جامعه مسلمانان و حفظ هويت اسلامي آن ديدند و آن را مانع سياسي واقتصادي وفرهنگي خود شناختند .«ازپيام حضرت‌آيت‌ا… الظمي  گلپايگاني (ره)به گنگره سراسري حجاب» آيا جنايتي از اين بزرگتر نسبت به زن هست كه زن را با آرايش مد و جلوه گري زيور آلات سرگرم كنند و ازاو به عنوان يك ابزار و وسيله استفاده كنند؟امروز سر وسينه رااز زيورالات پر كردن و آرايش ومد ولباس رابت قرار دادن براي زن انقلابي مسلمان
 ننگ است. چادر بهترين نوع حجاب است . چادر بهترين نوع حجاب ونشانه ملي ماست .

«حضرت ايت ا… خامنه‌اي مد ظله»               حجاب ضروري دين است

آيا حجاب از ضروريات دين است ؟ و حكم كساني كه به ان بي اعتنايي ميكنندچيست؟

حضرت آيت ا... خامنه اي:

اصل حجاب ضروري دين محسوب است و بي اعتنايي به اصل حجاب و عدم رعايت آن معصيت وگناه است .

 

حضرت آيت ا... صافي پايگاني :اصل وجوب حجاب في الجمله از ضروريات اسلام است و منكر آن مرتد است ولي بي اعتنايي به ان با عدم انكار وجوب ان فسق است .

حضرت ايت ا... تبريزي:اصل حجاب براي زنان از ضروريات دين است و حكم كسانيكه به آن بي اعتنايي نمايند حكم بي اعتنايي به ساير تكليفات ديني است.:

حضرت ايت ا... سيستاني اصل حجاب از مسلمات شريعت است و در قرآن آمده است ولي كسانيكه توجه به وضوح آن ندارند انكار آنها مستلزم انكار نبوت نيست و بي اعتنايي عملي گناه است .:

حضرت ايت ا... مكارم شيرازي آري حجاب از ضروريات دين است ولي انكار آن براي كسانيكه از ضروري بودن آن آگاهي ندارند موجب ارتداد نمي شود.

حضرت ايت ا... بهجت (بي اعتنايي به حجاب گناه است و داشتن حجاب
واجب است.)

 



[1] - سوره نور ـ آيه 31

[2] - بحار الانوار-43/54

[3] - حضرت امام خميني قدس سره – صحيفه نور ـ ج 11-ص254

شعر تاج افتخار در مورد حجاب

بشنو از چادر كه در توصيف زن

تار و پودش با تو مي گويد سخن

تاروپودم را شرافت تافته

تاشرافت را به عصمت بافته

در كلاس حفظ تقوا وشرف

دختران درند وچادر چون صدف

بهترين سرمايه زن چادر است

 زانكه زن را زينت زن چادر است

حفظ چادر درسراي اقتدار

 دختران را هست تاج افتخار

خفظ چادر خفظ دين ومذهب است

شيوه زهرا ودرس زينب است

حفظ چادر سد فحشا ميكند

روسفيدي نزد زهرا ميكند

حفظ چادر چاره ساز كارهاست

حافظ گل از هجوم خارهاست

حفظ چادر زخمها را مرهم است

  دست رد بر سينه نامحرم است 

(ژوليده)

 

پوشش چادر مشكي

ام سلمه يكي از زنان بزرگوار پيامبر اكرم (ص) مي گويد :

«هنگامي كه آيه حجاب نازل شد. زنان انصار از منزل بيرون آمدند در حالي كه عبا
(و چادر) مشكي بر سر داشتند .»
[1]

سؤال :عده‌اي همراه با تبليغات فرهنگي دشمن در روزنامه ها و سخنراني هايشان ميگويند چادر مشكي براي بانوان مكروه است وبايد پوشش جديد مانند مانتو وكت ودامن با رنگهاي متنوع جايگزين چادر مشكي شود . آيا چنين حرف و اقدامي صحيح است يا نه ؟

خواهشمند است نظر شريفتان را مرقوم فرماييد.

حضرت ايت ا... خامنه اي :اين صحبت صحيح نيست وبهترين حجاب پوشش چادر است. وچادر سياه هم بي اشكال است و كراهت ندارد .

حضرت ايت ا... تبريزي :زن بايد بدن خود را در غير وجه و كفين از نامحرم بپوشاند
و نيز بايد زينت خود را بپوشاند و لباسي كه زينت حساب مي شود بايد آن را هم بپوشاند. و با چادر بهتر مي تواند بدن وزينت خود را بپوشاند وچادر سياه مثل عباي سياه
كراهت ندارد.

حضرت آيت ا... بهجت :اين اقدام باطل است.

حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني:نظر مذكور صحيح نيست و مفاسد بسيار دارد. متاسفانه در اين زمان عده اي اصرار بر اشكار شدن مفتن زن و خروج او از ستر وعفاف
كه حافظ شخصيت و ارزش ومتانت اوست دارند مع الاسف مي خواهند اين امر را اسلامي جلوه دهند در حاليكه اسلامي نيست.

حضرت آيت ا... فاضل لنكراني :چادر مشكي بهترين نوع حجاب است و پوشيدن لباسهايي كه جلب توجه كند حرام است.

حضرت آيت ا... مكارم شيرازي:با توجه به اينكه در حال حاضر رنگ مشكي براي حفظ پوشش زنان بهتر است كراهت ان ثابت نيست.

حجاب برتـر

حضرت آيت ا... خامنه اي:چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي ماست

سؤال:امروز يك حركت خزنده اي بر عليه چادركه يك حجاب ملي وسنتي است اغاز گرديده است0 خواهشمنديم نظر مبارك را در اين مورد مرقوم فرماييد.

حضرت آيت ا... فاضل لنكراني :سزاوار است خانمها از چادراستفاده كنند چون چادر
در كشور اسلامي ايران از مظاهر و شعائر اسلام مي باشد و با حفظ اين شعار سعي كنند بانوان محترم حركت مورد سؤال را خنثي كنند.

حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني:چادر بهترين پوشش براي خانمها است0 چون تمامي مفاتن بدن را مي پوشاند . خانمهاي مسلمان بايد اداب وسنن اسلامي را در لباس پوشيدن مراعات كنند و از تجدد گرايي مضر پرهيز كنند.

حضرت آيت ا...بهجت:چادر حجاب پسنديده است .

حضرت آيت ا... سيستاني:چادر حجاب بهتر است و سزاوار نيست زنهاي مؤمن بدون چادر خارج شوند .

حضرت آيت ا... شيرازي:حجاب يكي از قوانين مسلم اسلام است و اساس ان پوشاندن بدن وموها غير از صورت و دستها تا مچ است ولي بي شك چادر حجاب برتر است .

حضرت آيت ا... تبريزي :پوشيدن بدن بر زن واجب و بهترين نوع پوشش واجب همان چادر مشكي است كه زنهاي مؤمنه خود را با آن مي‌پوشانند

آيا خلوت با زن نا محرم اگر چه مطمئن باشد مرتكب حرام نمي‌شود
جايز است ؟
محدوده خلوت اجنبيه چيست ؟

 جواب  اگر در مكاني هستند كه معمولاً هيچكس رفت و آمد نمي كند خلوت
با اجنبيه اشكال دارد حتي اگر فكر مي كنند به حرام نمي‌افتند.

حد پوشش زنان چه مقداراست و اگر سهوا چادر كنار رود و در معرض ديد
نامحرم باشد اشكال دارد؟

براى خانم‏ها لازم است كه تمام بدن و موهاي خودشان را از نامحرمان بپوشانند و فقط گردي صورت به اندازه‏اى كه در وضو شسته مى‏شود و دست‏ها تا مچ اگر قصد لذت
در كار نباشد و موجب فتنه و فساد نشود پوشاندن لازم نيست و اگر سهواً و از روي غفلت چادر و امثال آن كنار رفته و در معرض ديد نامحرم قرار گرفته گناه نكرده ولى بعد از توجه بايد فوراً بپوشاند و اگر زن بداند كه در مقابل نامحرم چادر كنار مي‌رود نبايد به نحو مذكور جلو نامحرم بيايد.

نگاه به نامحرم بدون قصد لذت چه حكمى دارد؟

نظر كردن به قرص صورت زنان نامحرم يا دستها تا مچ در صورتى كه زينت نداشته باشد بدون قصد ريبه و لذت اشكال ندارد. افتادن نگاه به طور غير عمدى نيز اشكالى ندارد.

حكم نگاه كردن به صورت استاد نامحرم در هنگام درس چيست؟

اگر نگاه همراه با لذت و ريبه نباشد، اشكال ندارد

آيا نشستن بر سرسفره‏اى كه نامحرم وجود دارد حرام است؟

نشستن سر سفره حرام نيست، ولى بايد خود را از نامحرم بپوشاند.

آيا نگاه كردن به وجه و كفين نامحرم جايز است براى كنترل چشم چه راه‏هائى‏
وجود دارد؟

به نظر بسيارى از فقها نگاه بدون ريبه به وجه و كفين مانع ندارد. كنترل چشم نيز تابعى از روح تقواست كه اگر در آدمى پديدار شد به تبع آن كنترل چشم نيز به دنبال
 آن خواهد آمد.

 



[1] -الدر المنثور 5/204 –بهشت جوانان 214.

براى تقويت تقـوا

 الف) ازدياد پيوسته معرفت به خداوند و اوصاف جمال و جلال الهى و خود را پيوسته به ياد او داشتن. اين معرفت موجب ازدياد عشق به او نيز مى‏شود و اگر به جايى رسيديد كه حب او تمام دل را فراگرفت ديگر علاقه به هرچيز ديگر حتى مباحاتى كه مزاحم توجه به اويند از بين مى‏رود چه رسد به حب معاصى.

ب) شناخت واقعى دنيا و امور دنيوي. به عبارت ديگر اگر انسان واقعا اين مطلب
را دريابد و دركمون نفس خويش مستقر سازد و به چشم شهود بنگرد كه جهان و آنچه
اين جهاني است همه اموري گذرا وفانياند و جز آنچه الهي و خدايي

ج) آنچه گفته شد در مراتب بالا بود و رسيدن به آن هم چندان ساده نيست. اما براى- پيادگان كه محصور در هواهاى رنگارنگ نفسانى‏اند- راه‏هاى ساده‏ترى وجود دارد
 كه هرچند استقامت و ديرپايى موارد بالا را ندارد اما سهل‏الوصول‏تر و فراچنگ شدنى‏تر است. به علاوه نيل مقدمه لازم نيل به مراتب فوق نيز مى‏باشد و آن عبارت است از:

 1) داشتن مطالعاتى پيوسته پيرامون معاد و آثار و عواقب وخيم و دهشت‏زاى معاصى. در اين صورت حب گناه تدريجا اندك مى‏شود و به فرض چنين نشود خوف عذاب الهى مانع انجام گناه مى‏گردد.

1ـ اشتغال نفس به عبادات مانند نماز شب روزه دعاها و حضور قلب در نماز و توجه
به اين كه با چه كسى سخن مى‏گوييم و چه مى‏گوييم و در چه جايگاهى هستيم. يعنى خود را بنده‏اى ذليل در پيشگاه رب الارباب ديدن و در قيام نماز

2ـ مطالعه پيرامون عواقب وخيم گناهان.

3ـ ارتباط پيوسته و قلبى با خداوند خواندن قرآن دعاها نماز شب و. وليكن با توجه
و حال
.

4ـ داشتن حالت انابه خضوع و تضرع دائمى توبه و استغفار.

5ـدورى از عواملى كه انسان را به گناه متمايل مى‏سازد مانند محيط هاى آلوده
 به گناه.

6ـاز بين بردن زمينه‏هاى گناه مثلا كسى كه انحرافات جنسى دارد بايد هر چه سريع‏تر ازدواج كند.

7ـ نشست و برخاست با انسان‏هاى مؤمن و خداترس واقعى

8ـ جديت در مبارزه با خواهش‏هاى نفسانى...

 

آيا در صورت نبودن نامحرم باز بودن ساق پا در نماز اشكال دارد يا نه؟

در فرض اشاره شده تنها پيدا بودن روى پا تا مچ جايز است و ساق پا نبايد پيدا باشد.

آيا نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم بدون قصد لذت حرام است؟

نگاه كردن بانوان به جاهايى از بدن مردها كه معمولا پوشيده است مانند: شكم سينه، پاها و بدون قصد لذت نيز حرام است.

دختر بچه‌اي كه خانواده اي سرپرستي ونگهداري او را قبول كرده اند به شوهر
آن خانم محرم نيست

 

معاينه بيمار توسط غير هم جنس

در بيمارستانها و مراكز پزشكي دانشجويان پسر جهت آموزش مبادرت به معاينه نواحي مختلف بدن بيمار زن ودانشجويان دختر نيز مبادرت به معاينه نواحي مختلف بدن بيمار مرد مي نمايند. با توجه به اينكه اين امر يك موضوع آموزشي است
كه در برنامه تربيت پزشكان قرار دارد چه حكمي دارد وحدود آن چيست؟

حضرت آيت ا… خامنه اي: اگر رفع نياز پزشكي كشور موقوف به اين امر باشد
 در حد رفع نياز مانع ندارد. ولي مجرد آموزش مجوز نميشود.

حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني: محل اشكال است.

حضرت آيت ا... بهجت:در غير موارد ضرورت جايز نيست.

حضرت آيت ا... تبريزي: در صورتي كه اضطرار به اين امر نداشته باشند جايز نيست.

حضرت آيت ا... مكارم شيرازي:  هر گاه ضرورتي اقتضا كند و امكان معاينه همجنس نباشد يا معاينه غير هم جنس جهت تعليم ضروري باشد اشكال ندارد.

حضرت آيت ا... فاضل لنكراني: عدم رعايت مسائل شرعي جهت فراگيري مسائل پزشكي در حدي كه حفظ جان وسلامتي ومداواي بيماران اگر چه در آينده متوقف بران‌ها باشد جايز است، ولي تجاوز از حد ضرورت وناچاري جايز نميباشدودر اين جهت فرقي بين پسر ودختر يا زن ومرد نيست.

حضرت آيت ا... سيستاني:چنانچه ضرورتي مثل توقف حفظ جان بيماران مسلمان
ولو در اينده بر ان باشد جايز است.

آيا مراجعه زن به پزشك مرد يا راديولوزي سو نو گرافي تزريقات و جراحي زنان توسط مردان با وجود پزشك زن  و انجام اين اعمال توسط زنان چه صورت دارد؟

با وجود زنان متخصص مراجعه به نا محرم جائز نيست (استفتاء امام (ره))

مراجعه مردان  به پزشك زن در صورتي وجود پزشك مرد چه صورت دارد؟

اگر ضرورت ندارد ولمس ونظر حرام ميشود  جائز نيست . 

زن ومردي كه قصد ازدواج با يكديگر را دارند ولي هيج گونه صيغه محرميتي بين آنان منعقد نگرديده باشد به يكديگر نا محرم هستند و هيچ گونه فرقي با ديكر نامحرمان ندارند در نتيجه نگاه كردن به قصد لذت به يكديگر يا دست دادن و يا هر گونه تماس بدني عدم رعايت حجاب و پوشش كافي در مقابل يكديگر حرام است.

 

نگاه كردن به عكس و فيلم نامحـرم

نگاه كردن به فيلم و عكس نامحرم چه حكمى دارد؟

تماشا كردن فيلم‏هاى محرك جايز نيست و نگاه كردن به عكس زنان نامحرم
در صورتى كه شناخته شده باشند و يا موجب تهييج شهوت شود اشكال دارد و فرقى بين فيلم زنده و غير زنده در اين جهت نيست

نظر كردن خانمها به فيلمهاي ورزشي

نظر كردن خانمها به فيلمهاي ورزشي كه از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش ميشود بويژه در ورزش كشتي و شنا كه اكثر بدن مردان نمايان است چگونه است؟

حضرت آيت ا… خامنه اي:نظر به فيلم وعكس اگر بدون ريبه و فساد باشد
مانع ندارد.

حضرت آيت ا... بهجت:اگر مفسده دارد يا مستلزم ريبه است بايد اجتناب شود .

حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني:جايز نيست.

حضرت آيت ا...فاضل لنكراني:بهتر ان است كه در صورت نداشتن قصد ريبه و شهوت نيز اجتناب نمايند.

حضرت ايت ا... مكارم شيرازي:چنانچه موجب فساد وانحراف باشد جايز نيست.

طبق فتـوا   

آيت‏الله خامنه‏اى نگه‏دارى عكس نامحرم براى زنان چه حكمى دارد؟ عكس نامحرم براى خانم‏ها اشكال ندارد مگر اين كه مفسده‏اى داشته باشد و باعث تحريك شهوت و آلوده شدن به گناه باشد.[1] 

آيا ميكس فيلم‏هاى نامحرم، جايز است؟

فيلم عروسى از زنان و عروس كه بدون حجاب و با آرايش بوده‏اند گرفته شده
نگاه كردن به آن براى نامحرم در صورتى كه آن زن‏ها را بشناسد قطعا حرام است و اگر آنها را نشناسد در صورتى كه موجب تهييج شهوت باشد حرام است و همچنين اگر همراه آن موسيقى طرب‏انگيز و آواز غنايى باشد گوش دادن به آن صدا و موسيقى نيز حرام است،
[2]

ظهور عكس توسط نامحرم، چه حكمى دارد؟

فيلم عروسى از زنان و عروس كه بدون حجاب و با آرايش بوده‏اند گرفته شده
نگاه كردن به آن براى نامحرم در صورتى كه آن زن‏ها را بشناسد قطعا حرام است و اگر آنها را نشناسد در صورتى كه موجب تهييج شهوت باشد حرام است و همچنين اگر همراه آن موسيقى طرب‏انگيز و آواز غنايى باشد گوش دادن به آن صدا و موسيقى نيز حرام است،
[3]

ظهور عكس توسط نامحرم، چه حكمى دارد؟

ظاهر كردن (عكس) در صورتى كه صاحب عكس ناشناخته باشد و احتمال مفسده
در كار نباشد مانعى ندارد،
[4]

ديدن تصوير بدن مردان نامحرم از تلويزيون چه حكمى دارد؟

ديدن تصوير بدن مردان در مثل كشتى و فوتبال اگر با انگيزه‏هاى شهوانى نباشد
 و مفاسد ديگرى در بر نداشته باشد و پخش مستقيم نباشد اشكالى ندارد

آيا نشان دادن عكس دختر نامحرم به افراد درجه اول خانواده كه قصد امرخير دارند جايز است؟

نشان دادن عكس نامحرم در صورتى كه بدون حجاب باشد و بيننده فرد مورد نظر
را بشناسد جايز نيست و در اين صورت نگاه افراد نامحرم به آن حرام است

ديدن عكس كودكى بانوانىكه  نامحرمند و آنها را مى‏شناسيم مجاز است؟

بدون قصد تلذذ و ترتب مفسده مانعى ندارد

 



[1] - استفتا از دفتر رهبرى

[2] - استفتا از دفتر آيت الله فاضل

[3] - استفتا از دفتر آيت الله فاضل

[4] - جامع‏المسائل آيت الله فاضل س 1732

دست دادن

كسي كه با نا محرمي مصافحه كند به غضب خداوند مبتلا خواهد شد «مصافحه مرد
با زن نا محرم حرام است »
[1]

با توجه به اينكه در يكي از اجتماعات در حضور دختران و پسران يك زن مسلمان با مردان نا محرم مصافحه نموده است خواهشمند است جهت روشن شدن اذهان عمومي نظر مبارك را در مورد سوالات زير مرقوم فرمائيد

1- زن مسلمان كه به فروعات اسلام معتقد است ولي در محيطي رشد كرده
كه اگر مرد نا محرم هنگام صحبت كردن و ملاقات با وي مصافحه نكند ان را موجب
به خود مي داند ايا در اين صورت مصافحه با وي جايز است يا نه ؟

2- مصافحه با زني كه به حجاب اعتقاد ندارد چه حكمي دارد ؟

3- اقدام به اين عمل در ملا عام چه حكمي دارد ؟

حضرت آيت الله خامنه اي :جائز نيست

حضرت آيت الله فاضل لنكراني :مصافحه اجنبي با اجنبيه و بالعكس حرام بين است
و اين مطلب از مسلمات فقه اسلام است و در ملاء حرمت شديد تر دارد و نيز فرقي نمي‌كند كه زن معتقد به حجاب باشد يا نباشد و مسئله وهن در فرضي است كه عمل ناشي از التزام به احكام ديني نباشد و به مجرد توهم وهن حرام حلال نمي شود خداوند همه را از فتنه هاي كه موجب تعطيل يا تزلزل احكام و مقررات الهي مي شود حفظ فرمايد بحرمه محمد و اله الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني :ج1 در فرض سوال مصافحه جايز نيست و نمي توان به بهانه وهن به خود مرتكب فعل حرام شد وهويت و استقلال اسلامي خود
را مخدوش نمود

2- جائز نيست

3- واضح است كه حرمت آن اشد است

حضرت آيت الله مكارم شيرازي : دست دادن و مصافحه با زنان نا محرم از مسلمات فقه شيعه است حتي در ميان مذاهب چهار گانه اهل سنت تنها ابو حنيفه آن هم در مورد زنان پير اجازه مصافحه داده و بقيه حرام مي دانند در اين زميه روايات زيادي در منابع شيعه و اهل سنت آمده كه صراحت در تحريم دارد از جمله پيامبر اكرم ص مي فرمايند
هر كس با زن نامحرمي مصافحه كند به غضب خداوند گرفتار خواهد شد و خود آن حضرت نيز به هنگام بيعت با زنان به انها دست نداد و فرقي ميان مسلمان و غير مسلمان و معتقد به حجاب و غير معتقد و در ملا عام و غير ان نيست هر چند در مورد زنان مسلمان
و در ملا عام حرمت آن شديد تر است

حضرت آيت الله مكارم شيرازي: افزوده است شما عزيزان بايد توجه داشته باشيد
كه غربيها اصرار دارند فرهنگ خود را به ما تحميل كنند و استقلال فكري و فرهنگي
را از ما بگيرند و محيط ما را آلوده سازند و اين كار هرگز در شان ملت سربلندي همچون ملت اسلام نيست

حضرت آيت الله تبريزي :جايز نيست

حضرت آيت الله سيستاني :جايز نيست

حضرت آيت الله بهجت :جايز نيست [2]

قال رسول الله ص من صانح امراه حراما جاؤ يوم القيامه مغلولا ثم يؤمر به الي النار
( ثواب الا عمال ) هر كس با زن نا محرمي مصافحه كرده و دست بدهد رووز قيامت
با دست و غل و بسته به گردن محشور مي گردد بعد امر مي شود او را به اتش ببريد

 دست دادن ( مصافحه ) با زن برادر مذكور چه حكمي دارد ؟

حرام است واين نخستين گام به سوي افتادن در دام شيطان است       

دست دادن با غير مسلمان چه حكمي دارد ؟

در صورتي كه جنس مخالف نباشد اشكالي ندارد

و اگر رطوبت سرايت كنندهاي در دست باشد احتياطاً بعدا دستها را بشويد ولي با جنس مخالف جايز نيست

سـوال : در منطقه جنوب رسم بر اين است كه گاه زن عمو دست پسر برادر شوهر خود را مي گيرد و مي بوسد زن برادر و خواهر زن نيز خود را با برادر شوهر و شوهر خواهر محرم حساب مي كنند و دست دادن خصوصا بوسيدن سر و دست در هنگام باز گشت از سفر وايام عيد و ديد و بازديد شديدا رايج و مرسوم است بارها به انها تذكر داده شده است اما نه تنها قبول نمي كنند بلكه در مواقعي موجب ناراحتي شديد و رنجش
خاطر نيز مي گردد اگر ممكن است راه چارهاي براي بنده و ديگران كه به اين مساله مبتلاء هستيم بيان فرمائيد اگر موجب قطع صله رحم شود چه حكمي دارد ؟

جواب: اين گونه كارها حرام و خلاف شرع است و نتيجه نا اگاهي بعضي از مردم است . وظيفه شما ان است كه با زبان خوش امر به معروف ونهي از منكر كنيد و اگر صله رحم بدون آن ميسر نيست صله رحم را ترك كنيد

 



[1] - وسائل ج 14 ص143و ص151

 

[2] - باب مصاحفه النساء الكافي 5ص525 و وسائل

 

صحبت كردن

آيا مرد مى‏تواند به افراد نامحرم امر به معروف و نهى از منكر كند؟

امر به معروف و نهى از منكر به افراد نامحرم در صورتى كه مفسده‏اى در كار نباشد
و موازين ديگر نيز رعايت گردد جائز و در برخى موارد لازم است فراگيرى لحن و صوت قرائت قرآن از نامحرم اشكال ندارد ولى نبايد با صوت براى نامحرم
 آيا فراگرفتن صوت قرآن كريم از نامحرم درست است؟
[1]

آيا شنيدن شعرخوانى زن نامحرم حرام است؟ در زمان پيامبر(ص)
چگونه بوده‏است؟

دف شنيدن صداى زن اگر با قصد لذت نبوده و مهيج نباشد اشكال ندارد اما اگر زن
غنا بخواند شنيدن آن براى همه حتى محارم حرام است. ولى اگر اشعار را با صداى خوب بدون غنا و بدون استعمال آلات موسيقى بخواند شنيدن آن براى زنان ديگر و يا براى شوهر اشكال ندارد. شاعر و غيرشاعر نيز اگر اشعار را به طور ساده بخواند به طورى
كه مهيج نباشد شنيدن آن براى زنان و مردان بدون قصد لذت اشكال ندارد. در منابع معتبر نداريم كه رسول خدا (ص) به صداى آواز زنان گوش داده باشد.

بلى گاهى زنان سخنان معمولى يا سوالاتى داشتند و در بين سخنان شعرى هم
به زبان ساده مى‏خواندند و حضرت گوش مى‏دادند

گوش‏كردن به آواز زن نامحرم، چه حكمى دارد؟

شنيدن صداى خواننده زن براى مرد نامحرم حرام است، هر چند در موسيقى حرام نگنجد،(1).پى‏نوشت‏(1) (استفتاآت آيت‏اللَّه‏مكارم، ج 2، ص 232، س

قرائت قرآن نزد نامحرم چه حكمى دارد؟

در صورتى كه زن به طور ساده (بدون آواز) قرآن بخواند مانعى ندارد ولى اگر با آهنگ يا صداى زيبا بخواند گوش دادن مرد اجنبى جايز نيست و براى زن هم اشكال دارد،(1).

پى‏نوشت استفتاآت جديد آيت الله مكارم ج 1 ص 148.

آيا اگر پسر با دختر نامحرم درد و دل كند گناه است؟

درد دل كردن با نامحرم اگر موجب مفسده‏اى نباشد به خودى خود حرام نيست ولى ممكن است اين نوع رفتارها منجر به برخى مشكلات ديگر شود كه در اين زمينه بايستى هشيار بود

در كلاس عاشق دخترى شده‏ام آيا مى‏توانم با او صيغه محرميت بخوانم تاراحتر با او رفت و آمد نمايم؟

صيغه محرميت همان متعه است و متعه نيز به نظر بيشتر مراجع تقليد به اذن ولى (ولى دختر) نياز دارد. بنابراين بدون اذن ولى دختر صيغه محرميت معنا ندارد. نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن»
 سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى
 گريز از آن پيدا كرد.

آنچه در اين مقوله اهميت دارد كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.«دوست داشتن و عشق ورزيدن» حق شماست ولى اگر اين حق از مسير معين مشخص و صحيح استيفا نشود ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند همان گونه كه شما
به قسمتى از آن گرفتار شده‏ايد

نامه‏نگارى به نامحرم بعنوان پيشنهاد ازدواج چه حكمى دارد؟

صرف پيشنهاد ازدواج ـ چنانچه مفسده‏اى در پى نداشته باشد- اشكالى ندارد ولى بايد توجه داشت كه اين روش، چندان روش مطلوبى نيست و نوعاً با ديد منفى و پاسخ منفى مواجه مى‏گردد

 



[1] - جامع‏المسائل ج 1 252‏

شوخي  نمـودن

معاشرت با نامحرم و شوخى بدون قصد ريبه چه حكمى دارد؟

معاشرت و تكلم معمولى با زن نامحرم اگر همراه با لمس و نظر و از روى ريبه و به قصد لذت نباشد و موجب مفسده نشود مانعى ندارد.

البته لازم است از شوخى با نامحرم هر چند خوفى هم در كار نباشد پرهيز شود

خنديدن زن به گونه‏اى كه نامحرم صداى آن را بشنود چه حكمى دارد؟

خنديدن زن فى حد نفسه حرام نيست لكن رعايت عفاف و پوشش در زن لازم است
و هر امرى كه سبب از بين رفتن مستورى و عفيفه بودن زن گردد نبايد انجام گيرد و ترك آن لازم است و در اين جهت فرقى بين خنده و گريه و تلاوت قرآن و مرثيه خوانى
و صحبت كردن و غيره نيست هر چند بعضى از آنها سببش در رفع عفاف اقواى از بقيه است،
[1]

خنديدن زن به گونه‏اى كه نامحرم صداى آن را بشنود چه حكمى دارد؟

در مواردى كه مفسده خاصى بر آن مترتب نشود مانعى ندارد،[2]

نگاه كردن به نامحرم و يا لبخند زدن هنگام صحبت با مرد نامحرم، چه حكمى‏دارد؟

نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم- چه با قصد لذت و چه بدون آن- حرام است. هم چنين نگاه كردن به صورت و دست‏هاى زن اگر به قصد لذت باشد حرام است ولى بدون قصد لذت به نظر بعضى از فقها مانعى ندارد. نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم نيز- چه با قصد لذت و چه بدون آن- حرام است اما نگاه كردن زن به آن قسمت از بدن مردان
 كه معمولا نمى‏پوشانند (مثل دست‏ها و صورت و گردن) بدون قصد لذت اشكال ندارد.
و لبخند زدن به صورت نامحرم و هر كارى كه موجب تهييج او شود جايز نيست

 



[1] - مجمع‏المسائل آيت‏الله صانعى ص 296 س 948

[2] - استفتاآت جديد آيت‏الله مكارم ج 1 ص 230 س 811