فرزند خواندگي هر چند از قديم الايام مرسوم بوده ، وبرخي از مردم با هدفهاي مختلف به سوي ان ميرفته اند ؛ اما اين پديده در عصر وزمان ما گسترده تر ، ومتقاضيان ا نافزونتر،
و اهداف تقاضا كنندهگان ا نيكنواخت تر شده است . به طور عمده نداشتن فرزند سبب گرايش به اين مساله مي باشد  و گاه نيز عواطف انساني موجب توجه به آن مي گردد.

حوادث طبيعي و غير طبيعي ، همانند زلزله ها ، جنگ ها ، بيماريها ، طوفانهاي سخت وحشتناك، و مانند آن عوارض نامطلوب مختلفي برجوامع انساني مي گذارد ؛ كه يكي
از آنها معضل فرزندان بي سرپرست است .فرزنداني كه پدرومادر خود را در آن حوادث
از دست داده، ودر غم مهر ومحبت آنان سوخته و حسرت نوازش ساده رابردل دارند.كودكان معصوم و پاكي كه نگاه معصومانه انان همچون كتابي قطور حاوي مطالب فراوان
و مهمي است ؛كه تنها برخي توفيق مطالعه آن را دارند.

از سوي ديگر زوجين متعددي وجود دارند كه به علل مختلف از نعمت بي بديل فرزند محروم هستندو خداوند حكيم آنها رابا بچه دارنشدن آزمايش مي كند .زن وشوهرهايي
كه ديدن هر نوزاد داغ دل آنها راتازه ،وآه حسرت را بي اختيار از نهاد آنها بلند ،و قطرات اشك را بر گوشه چشمانشا ن جاري مي سازد.

برخي از اين زوجين به جاي آه وافسوس وحسرت و به هدر دادن نيروي خود وبا هدف پر كردن اين خلا زندگي مشترك ـ كه گاه منجر به جدايي وطلاق مي گردد به سراغ فرزندنا بي سرپرست رفته و آنها را به فرزندي قبول ميكنند تا هم غم فقدان پدر ومادر
و كمبود عشق ومحبت را از قلب پاك وكوچك ان كودكان معصوم بيرون كنند وهم
خود را از تنهايي درآورند و سكوت خسته كننده محيط زندگي مشترك خويش
را با گريه ها و خنده هاي چنان فرزنداني بشكنند.

اما مشكلي كه معمولا زوجين مؤمن را رنج مي دهد و در پاره اي از موارد آنها
را از پذيرش جنين فرزنداني منصرف مي‌كند مشكل محرميت است ؛زيرا اگر فرزند خوانده دختر باشد در آينده با مرد خانه مشكل محرميت خواهد داشت و اگر پسر باشد با زن خانه.

براي حل اين مشكل چاره هايي انديشيده شده كه در بسياري از موارد مشكل
 را برطرف مي سازد هر چند در برخي موارد چاره ساز نيست.

يكي ازاين چاره ها وحيله هاي شرعي ايجاد محرميت از طريق رضاع وشيرخوارگي است.