الف) ازدياد پيوسته معرفت به خداوند و اوصاف جمال و جلال الهى و خود را پيوسته به ياد او داشتن. اين معرفت موجب ازدياد عشق به او نيز مى‏شود و اگر به جايى رسيديد كه حب او تمام دل را فراگرفت ديگر علاقه به هرچيز ديگر حتى مباحاتى كه مزاحم توجه به اويند از بين مى‏رود چه رسد به حب معاصى.

ب) شناخت واقعى دنيا و امور دنيوي. به عبارت ديگر اگر انسان واقعا اين مطلب
را دريابد و دركمون نفس خويش مستقر سازد و به چشم شهود بنگرد كه جهان و آنچه
اين جهاني است همه اموري گذرا وفانياند و جز آنچه الهي و خدايي

ج) آنچه گفته شد در مراتب بالا بود و رسيدن به آن هم چندان ساده نيست. اما براى- پيادگان كه محصور در هواهاى رنگارنگ نفسانى‏اند- راه‏هاى ساده‏ترى وجود دارد
 كه هرچند استقامت و ديرپايى موارد بالا را ندارد اما سهل‏الوصول‏تر و فراچنگ شدنى‏تر است. به علاوه نيل مقدمه لازم نيل به مراتب فوق نيز مى‏باشد و آن عبارت است از:

 1) داشتن مطالعاتى پيوسته پيرامون معاد و آثار و عواقب وخيم و دهشت‏زاى معاصى. در اين صورت حب گناه تدريجا اندك مى‏شود و به فرض چنين نشود خوف عذاب الهى مانع انجام گناه مى‏گردد.

اشتغال نفس به عبادات مانند نماز شب روزه دعاها و حضور قلب در نماز و توجه
به اين كه با چه كسى سخن مى‏گوييم و چه مى‏گوييم و در چه جايگاهى هستيم. يعنى خود را بنده‏اى ذليل در پيشگاه رب الارباب ديدن و در قيام نماز

2ـ مطالعه پيرامون عواقب وخيم گناهان.

3ـ ارتباط پيوسته و قلبى با خداوند خواندن قرآن دعاها نماز شب و. وليكن با توجه
و حال
.

داشتن حالت انابه خضوع و تضرع دائمى توبه و استغفار.

5ـدورى از عواملى كه انسان را به گناه متمايل مى‏سازد مانند محيط هاى آلوده
 به گناه.

6ـاز بين بردن زمينه‏هاى گناه مثلا كسى كه انحرافات جنسى دارد بايد هر چه سريع‏تر ازدواج كند.

نشست و برخاست با انسان‏هاى مؤمن و خداترس واقعى

جديت در مبارزه با خواهش‏هاى نفسانى...

 

آيا در صورت نبودن نامحرم باز بودن ساق پا در نماز اشكال دارد يا نه؟

در فرض اشاره شده تنها پيدا بودن روى پا تا مچ جايز است و ساق پا نبايد پيدا باشد.

آيا نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم بدون قصد لذت حرام است؟

نگاه كردن بانوان به جاهايى از بدن مردها كه معمولا پوشيده است مانند: شكم سينه، پاها و بدون قصد لذت نيز حرام است.

دختر بچه‌اي كه خانواده اي سرپرستي ونگهداري او را قبول كرده اند به شوهر
آن خانم محرم نيست