داستان حجاج خون در كامش ريختند
داستان حجاج خون در كامش ريختند
حجاج ابن يوسف ثقفي تولد 41 فوت 95 هجري قمري از جانب عبد الملك ابن مروان خليفه وقت مامور كوبيدن عبدالله زبير شد و چون عبدالله در در خانه كعبه مستقر شده بود حجاج كعبه را با منجنيق خراب كرد و عبد الله را كشت و اسراء را شب نزد خليفه فرستاد و جسد او را بدار آويزان كرد و او بر عراق و حجاز حاكم بود از طرف خليفه
و در مدت بيست سال حكومت خود انواع ظلم در حق خاندان علي روا داشت. چنانچه گويند مقصران را در مجلس بياوردند بجلاد مي گفت گردن آنها بزن جلاد همه را گردن ميزد تن هاي بي سر بر روي زمين بدست و پا زدن مي افتاد آنگاه حجاج دستور ميداد بروي نعشها سفره بگسترانند و غذا بچينند مردگان تكان ميخردن آن ظالم قاه قاه خنديده و مي گفت اين غذا خوردن لذت دارد هنگام ولادت پستان مادر خود را نگرفت.بدستور شيطان خون بزغاله ببدن و كام او ماسيدن تا سه روز آنگاه پستان مادر را گرفت ظريفي گفت اين بچه خونخوار خواهد شد و از عراق فقط 13000 هزار كشت ودر تاريخ علت
اين جنايت او را از شير وراه حرام مي داند ( وقايع الا يام )
سلام خدمت تمامی کاربران گرامی